«بازگشت»
به خانه که می رسید، کیف مدرسه اش را می انداخت زمین و توی راهرو یا روی پله ها می رقصید. از عدد چهار می گریخت، می پرید و به آغوش عدد پنج پناه می برد. هفت و هشت با نقاب سیاه وارد صحنه می شدند. برای دزدیدن او آمده بودند. عدد یک شاهزاده ای بود که به کمک اش می آمد. کمر او را می گرفت و بلندش می کرد. اما پیش از آنکه او را بگیرد و بچرخاند و سرازیر کند ، دست سرد خانم معلم گوشش را کشید و بیدارش کرد. از کلاس اخراج شد و صفری بزرگ جای نمره انضباطش نشست. اما رقص با اعداد از یادش نرفت و کیف سحر کننده آن در ژرفای درونش رسوب کرد و حالا بعد از سال ها، خاطره خوش آن زمان سرمستی هوش ربای رقص با اعداد در جانش می چرخید.
.
بخشی از کتاب “بازگشت” از گلی ترقی، دغدغه های زنی مهاجر ایرانی دور از همسر و فرزند و خانواده. جدال سخت میان “رفتن “، “ماندن” و “بازگشتن”.
این کتاب رو به همه کتابخون های درگیر با موضوع مهم مهاجرت پیشنهاد می کنم.
.
#بازگشت #مهاجرت #پاریس #کانادا #تهران #ایران #گلیترقی #پیشنهادکتاب #مطالعه #کتابخوانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *