رویای تبت
«رویای تبت»
بلند شو شیوا حرف بزنیم. همیشه دوست داشتم با هم بنشینیم و مثل دو خواهر وراجی کنیم. چه عیبی داشت پاهایمان را دراز کنیم. پوست تخمه هایی که می خوردیم توی بشقاب پرت کنیم و بی ادب و شلخته باشیم و خودمان را به خاطر این چیزها سرزنش نکنیم. پشت سر آدم ها غیبت کنیم و شر و ور بگوییم. چه عیبی داشت برای چند دقیقه هم شده به قول تو مبتذل باشیم.
.
از کتاب “رویای تبت” نوشته فریبا وفی، عاشقانه ای چند بعدی با روایت های متقاطع ، من از خوندنش لذت بردم خواهرانه هاش رو دوست داشتم، پیشنهاد می کنم بخونیدش 😃


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.