«تونل»

در نمایشگاه سالانه بهار من تابلویی را به نمایش گذاشته بودم به نام مادری. سبک نقاشی همان سبک بسیاری از کارهای قبلی من بود…. در گوشه بالا و سمت چپ تابلو چشم انداز تک افتاده ای بود قاب گرفته در میان پنجره ای کوچک منظره ساحلی خلوت و زنی تنها که به دریا نگاه می کرد. چنان به دوردست خیره شده بود که انگاری انتظار چیزی را می کشید. هیچ کس را ندیدم که توجهی به آن چشم انداز بکند به استثنای یک نفر. روز افتتاح بود. زن جوانی که پیش از آن هیچوقت ندیده بودمش مدتی دراز در برابر تابلوی من ایستاد و ظاهراً چهره آشکار و نمایان زنی در حال تماشای فرزندش در حال بازی کردن. در عوض او به چشم انداز پنجره خیره شده بود…. .

بخشی از کتاب “تونل” نوشته ارنستو ساباتو داستان نقاشی که واگویه های ذهنی اش این رمان را به اثری ارزشمند از منظر روانشناختی تبدیل کرده است. .

پ ن: با سپاس از @leila_hjzd  همیشه کتاب هات رو جا بذار 😀😉

#پنجشنبههایکتاب #پیشنهادکتاب #کتابخوانی #کتابخوب #تونل #روانشناسی #ارنستو_ساباتو

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *