به هادس خوش آمدید
«به هادس خوش آمدید»
… به طرف حمام دوید. هرچه خورده بود بالا آورد، با لباس زیردوش رفت، چنگ در یقه ی پیراهنش انداخت، پیراهن لغزید و کف حمام افتاد، با پا آن را به گوشه حمام پرت کرد… با ضجه ای کش دار موهایش را چنگ زد. نه یک بار که چندبار. مشت های چنگ شده اش را که جلو چشمش باز کرد وحشت کرد. ناگهان احساس کرد دوپاره شده است، برای اولین بار حضور یک رودابه پر از غضب و نفرت را درک کرد. هیچ تلاشی برای کنترل این دختر انباشته از نفرت نکرد، به جای آن بدنش راخراشید و اجازه داد رودابه خشمگین بر پیکرش چنگ بیندازد و آن را زخمی ، تنبیه و تطهیر کند. آب را تا ته باز کرد، چشم هایش را بست و صدای التماس های خدیجه را پشت در نشنید…
.
بخشی از کتاب “به هادس خوش آمدید” به قلم “بلقیس سلیمانی” تصویری از رنج ها و دردهای فروخفته دختران سرزمین مان ، قصه رودابه های ایران که ددمنشانه می خشکند… تلخ بود و با همه تلخی اش به جانم نشست، این هم سهم خبر بد امروز…
.
#زن #نویسندهزن #پیشنهادکتاب #تجاوز #زنایرانی #تحجر #کتاب #بخوانیمتکرارقصههایهرروزمان #بلقیسسلیمانی #بههادسخوشآمدید #نشرچشمه


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.