بی زمستان
«بی زمستان»
«منصور ضابطیان» در دهه اخیر چهره جدیدی از خودش ارائه کرده اما در تصویر ذهنی من همچنان خبرنگار و نویسنده خلاق چلچراغ است. این پیشینه مطبوعاتی کمک کرده با شناخت صحیحی از سلیقه مخاطب «سفرنامه نویسی» کنه، دقیقا می دونه ما دوست داریم از این سفر چه چیزهایی بشنویم و چه موضوعاتی جذبمون می کنه، با کتاب هاش سفر می کنی و یه وقت هایی اونقدر کامله که با خوندشون از سفر به اون مکان بی نیاز می شی. «بی زمستان» داستان سفر در سه فصل سال به سه کشور آشناست. با خوندنش احتمالا شما هم مثل من «حسرت» خواهید خورد، حسرت توسعه گردشگری جهان و کشورهای همسایه و دست روی دست گذاشتن های خودمان، اما حس بدتر از حسرت، «مصادره فرهنگی» است. اشتراکات و ریشه های فرهنگی ما با کشورهای شمالی و حاشیه دریای خزر غیرقابل انکار است. زبان و ادبیات، پوشش لباس، فرش، آداب و رسوم… اما مراودات فرهنگی ما با این کشورها چقدر است؟ در طول سال چند نمایشگاه، اکران فیلم و نشست ادبی و… برگزار می کنیم؟ برای معرفی خودمان به دنیا و همسایگانمان چه کرده ایم؟ چه شد که هموطنانمان تصمیم گرفتند در این کشورها سفر و سرمایه گذاری کنند؟ سفر رفتن و سفرنامه خوانی هم اینروزها مجموعه ای از مقایسه و حسرت خوردن است، اعصاب می خواهد! اگر اعصابش را دارید این کتاب را بخوانید.
#سفر #سفرنامه #حسرت #عقبماندگی #ایران #وطن #گردشگری #منصورضابطیان #بیزمستان #نشرمثلث #سعیدهآرین


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.