چه کسی باور می کند
«چه کسی باور می کند»
تنها چیزی که از بچگی شنیده بودم خوشگل بودن ناهید بود و بعد هم که دختر خاله پری به دنیا آمد شد دومین دختر خوشگل. در خانواده ما یک تقسیم بندی کلی وجود داشت که مو لا درزش نمی رفت. زن خوشگل خانواده خانم خانم بود و خاله پری که شبیه او شده بود و دختر هایی که شبیه به او بودند. بچه که بودم گاهی از خود می پرسیدم چرا کسی از من چیزی نمی گوید؟ دلم می خواست از مادرم می پرسیدم درباره من چه فکر می کنند؟ من هم به نظر ش خوشگل هستم؟ به ناهید می گفتند خانم خوشگله. به من می گفتند، سیاه سوخته نمکی!
با ناباوری به چک نگاه می کنم ، قند توی دلم آب می شود. او همچنان که به من خیره شده اضافه می کند: همه دخترهای ایرانی به خوشگلی تو هستند؟
نفس بلندی می کشم: نه من یک استثنا هستم.
.
بخشی از کتاب “چه کسی باور می کند، رستم ” نوشته روح انگیز شریفیان، رمانی ۲۴۸ صفحه ای درباره عشق که خوندنش رو به خانم ها پیشنهاد میکنم… پ ن: طرح جلدش هم خیلی بده، می دونم که موافقید😉
#روحانگیزشریفیان #چهکسیباورمیکندرستم #عشق #رمانایرانی #کتاب #مطالعه #پیشنهادکتاب


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.