ثریا دراغما
«ثریا دراغما»
«من دلم میخواهد هوار بزنم. زندگى ساده و خوب فرانسه. گهواره و گور دانش و ادب. فردا که جمعه باشد ما مىرویم بوردو. آنقدر زندگى مىکنیم تا بمیریم. در آبادانِ شما، بچهها آنقدر مىمیرند تا زندگى کنند.»/ثریادراغما.ص192
این کتاب داستان سفر جلال آریان برای خواهرزاده بیمارش ثریا به پاریس است و نسل پناهنده به اروپا در بحبوحه جنگ ایران و عراق. روایتی تمیز از اسماعیل فصیح و کتابی خواندنی از سال های تلخ دهه شصت ایران


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.