لطفا «کوتولگی» را به بچه های ما نیاموزید!

با روی کار آمدن دولت اصلاحات، شوراهای دانش آموزی در مدارس کلید خورد. در سال اول دبیرستان برای اولین بار با شعار «شوراهای دانش آموزی تمرینی است برای رسیدن به دموکراسی» کاندید شدم.

پوستر های تبلیغاتی ام را خودم روی کاغذهای کاهی با شوق و ذوق نقاشی کردم و با کمک دوستانم روی در و دیوار مدرسه نصب کردیم. فردای آنروز همه تبلیغات ام از مدرسه جمع شد،  پیگیری کردم گفتند معاون پرورشی صلاح ندانسته اند. رفتم دفترش که صحبت کنیم، با لحن تندی گفت: «منظورت از این شعار چیه؟ مگر ما دموکراسی نداریم؟ اصلا تو الف بچه از دموکراسی چه می دونی؟». حرف زدیم اما متقاعد نشد و تبلیغات ام را پس نداد.

در سخنرانی کوتاه صبحگاهی به بچه های مدرسه گفتم ممنوع التبلیغ شده ام!! و نتوانستم تبلیغات ام را پس بگیرم؛ حق می دهم به کسی که نمی تواند حق خودش را  بگیرد رای ندهید. ولی از آنجایی که در نوجوانی هم همان آدم های احساسی همیشگی هستیم بچه ها اعتماد کردند و انتخاب شدم.

آن سال و دو سال بعد از آن رئیس و عضو شورای دانش آموزی بودم؛ بچه ها نظراتی داشتند و یا گاهی نامه هایی می نوشتند که هنوز هم شخصی تر هایش را نگه داشته ام.

ما برای خودمان جدی بودیم، جلسه می گذاشتیم، دستور کار داشتیم، تصمیم می گرفتیم، رای می دادیم، مصوب می کردیم  و… ولی علیرغم همدلی و همراهی برخی از مدیران قدرت اجرایی چندانی نداشتیم و نتوانستیم کارهای مهمی انجام دهیم.

مسیر مطالبه گری سخت و پرچالش بود. اوایل با شور و حرارت با مسئولین مدرسه بحث می کردیم کار به دعوا، قهر و استعفا هم می کشید؛ بعدتر یاد گرفتیم مصوبات مالی نداشته باشیم، پا تو کفش بعضی ها نکنیم. زور مدرسه بیشتر از ما بود و هر بار ما بودیم که تسلیم می شدیم و به مرور «کوتاه آمدن» را یاد گرفتیم…

این روزها گمان می کنم، فقدان احزاب سیاسی، سندیکاها، اصناف، انجمن ها و گروه های اجتماعی مقتدر و… با داستان کوتاه آمدن های ما بی ارتباط نیست. یاد نگرفتیم چطور گروه باشیم، چه بخواهیم، چطور خواسته های به حقمان را پیگیری کنیم و از به ثمر نشاندن اش لذت ببریم.

آبان ماه انتخابات شوراهای مدارس در سراسر کشور برگزار می شود. اگر در مدارس مسئولیتی دارید، لطفا صدای منتخبین بچه ها را بشنوید، برایشان شأن و شخصیت قائل شوید. به خصوص دبستانی ها اگر برای خواسته های به ظاهر کوچکشان مثل خرابی کولر کلاس به دفتر مراجعه می کنند حرفشان را قطع نکنید، نخندید و کامل بشنوید.

به آن ها بیاموزید چطور خواسته های گروهی شان را بشناسند، پیگیری کنند و مزه موفق شدن را به کامشان بنشانید. بزرگترین خدمت را به آینده کرده اید. این ها قرار است شهر بهتری بسازند، بهتر از ما که در حسرت رسیدن روزهای خوب مانده ایم. محتاجیم به آدم هایی که دور نخورند، نپیچند،گروه شوند و کوتاه نیایند. نمایش قدرت بازی بچه ها نیست. این نسل نزد شماست لطفاً  «کوتولگی» را به بچه هایمان نیاموزید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *