ما نسل «تعمیر» نیستیم!
یادتون میاد وقتی جاروبرقی، سشوار، چرخ خیاطی و… تو خونه هامون خراب می شد چیکارش می کردیم؟ می بردیم یه تعمیرگاه تو محله یه مدت اونجا می موند تا نوبتش بشه و بعد می آوردیمش خونه؛ گاهی هم بدقلقی می کرد و دوباره می رفت و برمی گشت و تا مدت ها کار می کرد.
هرچند که تو خونه ما بابا وسیله های خراب رو می برد تعمیرگاه و مامان هی غر می زد که پس چی شد و بابا یادش می رفت که مثلاً رادیو رو کدوم تعمیرگاه برده، چش بوده و کی باید بگیره و نهایتا هم ول می شد می رفت پی کارش! اما درستش این بود که وسیله های خراب رو می بردن تعمیرگاه و صبوری می کردند تا درست بشه. یه وقتایی قطعه می خواست، گیر نمی اومد و نمی شد اما خیلی وقت ها درست می شد و تا سال ها بعدش سرحال کار می کرد.
مدت هاست دیگه این تعمیرگاه رو نمی بینم، خیلی کم شدند، قبلا تو هر کوچه پس کوچه ای یکی از این تعمیرگاه ها پر وسیله می دیدی که دل و روده وسیله برقی ها رو میز کارشون ولو شده بود. انگار جمع کردن رفتند. چرا بمونن وقتی مشتری نیست، الان دیگه کی وسیله اش رو تعمیر می کنه؟
همین من از اول ازدواجم سه تا مخلوط کن سوزوندم و نو خریدم. انگار تعمیرگاه بردن از یادمون رفته، اینجوری شدیم دیگه حال تعمیر نداریم، می ندازیم بیرون و نو می کنیم.
نه فقط با وسیله ها، با آدم ها هم همینیم، تا میان بدقلقی کنن از برق می کشیم و تمام. یه افاده های روانشناسی طوری هم مد کردیم که هر آدمی باعث آزارت می شه رو بذار کنار، حذف کن از زندگیت! شنیدید دیگه، تو این سال ها خیلی تکرار شده.
ما نسل تعمیر نیستیم، صبر و حوصله اش رو نداریم شاید واسه همینه که روابطمون دوام زیادی نداره، دوستی های چندماهه، ازدواج های ناموفق، بی اعتمادی های کاری… شاید لازمه مثل قدیم سر و کله زد و صبر پیشه کرد. شاید بد نباشه خرابی رابطه هامون رو ببریم تعمیرگاه شاید درست شد و تا سال ها کار کرد.


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.