بایگانی برچسب برای: #رمان_عاشقانه

عاشقانه ای برای همه عمر
معرفی کتاب «شب های روشن» نوشته فئودور داستایفسکی
نباید عاشق من بشوید. باور کنید ممکن نیست. حاضرم دوست شما باشم و حقیقتا دوست شما هستم. اما باید مواظب دلتان باشید و عاشق من نشوید. خواهش می‌کنم. (کتاب شب‌ های روشن – صفحه ۲۷)
.
«شب های روشن» داستایفسکی چکیده دلچسب همه عاشقانه هاست. اگر بخواهم لیست ۱۰ تایی از بهترین رمان های عاشقانه بدهم، این رمان کوتاه جایی نزدیک به سر لیست است.
عاشقانه ای بی زمان و مکان، رُمانی برای همه عمر.
.
#شب_های_روشن #فئودور_داستایفسکی #رمان_عاشقانه #ادبیات_روسیه #سعیده_آرین #مهر99

«عشقهای خنده دار»

میلان کوندرا در عشق های خنده دار قهرمانانش را می کاود، یا بهتر است بگویم شخم می زند!!! پوست می کند، تحلیل می کند و عریان در برابر خواننده قرار می دهد و این کار را با شفقت و مهربانی و بی هیچ داوری به انجام می رساند! او بی رحمانه ابعاد و پیچیدگی های شخصیت آدم ها را یاد آور می شود! واگویه هایی که از فریاد زدنشان به شدت ناتوانیم!

«من از گورانی ها می ترسم»

“فقط برادر تو نبود که راهرو عوضی رفت، من هم عوضی رفتم. من عاشق فلسفه و ادبیات بودم. پزشکی گزینه آخرم بود اما به دلیل شرایط خانوادگی، شد گزینه اولم. پسر اسد اله خان تاج رودی که نمی تونه چیزی غیر از پزشک و مهندس بشه. البته اوضاع مادی هم مزید بر علت شد. از وقتی یادمه پدرم مقروض بود و من نمی خواستم مثل اون باشم”

دکتر نشسته است روی یک سنگ بزرگ و با سنگ هایی که در دست دارد بازی می کند و حرف می زند و گاهی یکی شان را توی رودخانه می اندازد. می ترسم بنشینم. اصلاً از کل این وضعیت می ترسم.  درست است که او زن ندارد و همه این را می دانند اما هیچکس نمی داند من طلاق گرفته ام ، جز ژاله که قرار است به احدی نگوید. من از گوران و گورانی می ترسم.  از نگاه هایشان، از متلک هایشان و از پشت سر حرف زدن هاشان… بخشی از کتاب “من از گورانی ها می ترسم” نوشته بلقیس سلیمانی که قلمش روان است و بی شیله پیله.

پیشنهاد است.

#کتابخوانی #پیشنهادکتاب #مطالعه #کتاب خوب #نشرچشمه #بلقیسسلیمانی

«رویای تبت»
بلند شو شیوا حرف بزنیم. همیشه دوست داشتم با هم بنشینیم و مثل دو خواهر وراجی کنیم. چه عیبی داشت پاهایمان را دراز کنیم. پوست تخمه هایی که می خوردیم توی بشقاب پرت کنیم و بی ادب و شلخته باشیم و خودمان را به خاطر این چیزها سرزنش نکنیم. پشت سر آدم ها غیبت کنیم و شر و ور بگوییم. چه عیبی داشت برای چند دقیقه هم شده به قول تو مبتذل باشیم.
.
از کتاب “رویای تبت” نوشته فریبا وفی، عاشقانه ای چند بعدی با روایت های متقاطع ، من از خوندنش لذت بردم خواهرانه هاش رو دوست داشتم، پیشنهاد می کنم بخونیدش 😃