خاکسترِ بی‌گناهی و نبرد برای حقیقتی مدفون

 

«محاکمه با آتش» (Trial by Fire) فیلمی نیست که بتوانید به‌سادگی از کنار آن بگذرید؛ این اثر یک مواجهه سهمگین با حفره‌های سیاه عدالت و قضاوت‌های شتاب‌زده است. فیلم با ظرافت، روایتگر فاجعه‌ای است که در آن تعصب و جهل علمی، جایگزین حقیقت می‌شود و زندگی یک انسان را به قربانگاه مصلحت‌های سیاسی و اجتماعی می‌برد.

در لایه‌های عمیق‌تر این درام تکان‌دهنده، شخصیت **الیزابت گیلبرت** فراتر از یک قهرمان سینمایی، به نمادی از وجدان بیدار بشری بدل می‌شود. جهان برای بهتر شدن و عبور از سیاهی‌ها، بیش از هر زمان دیگری به آدم‌هایی شبیه به او نیاز دارد؛ انسان‌هایی سرسخت که در برابر «سیستم‌های ترسو» و مصلحت‌اندیش قد علم می‌کنند و با سماجتی پولادین، تا آخرین لحظه برای اثبات حقانیت می‌جنگند. گیلبرت به ما نشان می‌دهد که عقب‌نشینی در برابر دنیای بزدل‌ها، یعنی سپردن حقیقت به دست فراموشی. او ثابت می‌کند که حتی در ناعادلانه‌ترین ساختارها، یک نفر با ایمان به حقیقت می‌تواند لرزه بر پیکره‌ی دروغ بیندازد.

تماشای این فیلم برای هر کسی که دغدغه‌ی عدالت و انسانیت دارد، نه یک پیشنهاد، که یک ضرورت است. «محاکمه با آتش» را ببینید تا به یاد داشته باشید که شعله‌های حقیقت، هرچقدر هم دیر، بالاخره راه خود را از میان خاکسترها پیدا خواهند کرد.

«تنهای تنهای تنها» معجزه‌ سادگی

«تنهای تنهای تنها» از آن دست فیلم‌هایی‌ست که ثابت می‌کند سینما همیشه به تجهیزات عظیم، دکورهای پرخرج و قاب‌های پرزرق‌وبرق نیاز ندارد. گاهی یک دوربین ساده، یک جغرافیای واقعی، چند بازیگر بی‌تکلف و نگاهی آدمیزادی کافی‌ست تا روایتی جهانی بسازد.
احسان عبدی‌پور در این فیلم مثل قصه های دوست داشتنی اش، از کوچک‌ترین عناصر زندگی روزمره استفاده می‌کند تا جهانی بزرگ و تکان‌دهنده بسازد.
نبوغ فیلمساز از همین انتخاب‌های ساده آغاز می‌شود. از شهرک ساحلی، از کوچه‌های باریک و غبارگرفته، از چهره‌ی کودکانی که آموزش ندیده‌اند اما حقیقت را بازی می‌کنند، و از لحظه‌هایی که نه «ساخته شده» بلکه «یافته شده» به نظر می‌رسند. عبدی‌پور به‌جای آنکه دوربین را بر جهان فشار دهد تا درام بسازد، اجازه می‌دهد خودِ جهان با تمام کم‌ادعایی‌اش درام را به او هدیه کند. این صداقتِ دیداری و روایی، همان چیزی‌ست که تماشاگر را بی‌دفاع می‌گذارد.
با فیلم «تنهای تنهای تنها» می توان لبخند زد، تاسف خورد، خندید، اشک ریخت، عصبانی شد و به همه ظالمان جهان لعنت فرستاد.
قدرت فیلم از  «سادگی» و  «نگاه انسانی» اش می‌آید و آگاهانه از هرگونه نمایش اغراق‌آمیز پرهیز دارد. سادگی قاب‌ها، نور طبیعی و حتی مکث‌های طولانی بین دیالوگ‌ها همگی بخشی از زیباشناسی فیلم هستند. در این جهان، هر لبخند، هر ترس کودکانه، و هر دویدن روی خاک معنای بیشتری پیدا می‌کند و مخاطب مجذوب سادگی فضا و آدم ها می شود.
عبدی‌پور با ظرافتی مثال‌زدنی به احساسات شخصیت‌ها نزدیک می‌شود. بدون اینکه آن‌ها را مجبور کند «حرف‌های بزرگ» بزنند، با ساده‌ترین رفتارهایشان عمیق‌ترین مفاهیم را منتقل می‌کند. تماشاگر احساس نمی‌کند چیزی به او تحمیل می‌شود. احساس می‌کند شاهد زندگی است، زندگی کودکانی که جهان‌شان کوچک اما قلب‌شان اندازه‌ی دریاست.
برای ما با تجربه زیسته در جغرافیای جنوب درک آدم های ساده و تک لایه فیلم که حرف و عملشان یکی است دشوار نیست. انگار یکی از آشناهایمان دوربین برداشته و بی تعارف قصه مان را ساخته است.
فیلم یادآور این حقیقت ساده است که سینمای واقعی همیشه از «تپش قلب» آدم‌ها شروع می‌شود، نه از برق تجهیزات و صادقانه باید اعتراف کرد که این فیلم همان معجزه‌ی بزرگی است که فقط سینمای ایران و نوابغ اش بلدند، از دل محدودیت‌ ها بیرون بکشد.
آفرین احسانو
ببخشید…
آفرین آقای عبدی پور 👌

پ ن: فیلم در سال 1391 ساخته شده است و به بهانه حضور احسان عبدی پور در لارستان این یادداشت منتشر می شود.

فیلم زیبای موازی

سوگ، یک تجربه شخصی

نقد و بررسی فیلم Collateral Beauty

برای کسانی که سوگ نزدیکان را تجربه کرده اند، درک فیلم «زیبای موازی» چندان دشوار نیست. فیلم در یک سکانس کوتاه ابتدایی به خوبی شخصیت هاوارد پیش از فروپاشی را معرفی می کند. هاوارد، شخصیتی باهوش، پرشور و موفق که پس از مرگ فرزندش به مرده متحرکی تبدیل شده که گویا از زمان و مکان فاصله معنا داری دارد و عملا هیچ چیز برایش مهم نیست.
افسردگی هاوارد به حدی جدی است که فیلم مخاطب را از بهبود آن ناامید می کند و در ادامه با سه گانه زمان، مرگ و عشق چالش های جدیدی را طراحی می کند.
فیلم زیبای موازی تجربه مواجهه با سوگ را برای هر فرد با نگاهی زیرمتنی به اندیشه اگزیستانسیالیسم مطرح می کند و به مفاهیمی مثل مرگ، زمان و عشق بعد فیزیکی می دهد، لباس می پوشاند و حرف می زنند تا ثابت کند ریشه تمام روان رنجوری ها در مغز ماست و در صورت درک آن پایان خوشی پیش روست.

نوشته شده توسط : سعیده آرین

۵ پیشنهاد از بهترین انیمشن های سال ۲۰۲۰

با فرزندتان کارتون ببینید

 

۱.روح

soul

در تمامی لیست‌های ۲۰۲۰ در صدر بهترین آثار انیمیشن قرار گرفته است.با فرزندتان این انیمیشن تحصین شده را ببینید.

۲.غارنشینان2:عصر جدید

The Croods: A New Age

داستان خانواده‌ی ماقبل تاریخ و غارنشینی را دنبال می‌کند که با خانواده‌ی دیگری که ادعای بهتر بودن و قدرت بیشتری دارد، به رقابت می‌پردازند تا برترین مشخص شود.

۳.ویلوبی ها

The Willoughbys

داستان یک خانواده شش نفره را روایت می‌کند که پدر و مادر این خانواده به فرزندان خود بی‌محلی می‌کنند. فرزندان آنها تصمیم می‌گیرند تا پدر و مادرشان را به سفری بفرستند که دیگر نتوانند از آنجا برگردند.

۴.باب اسفنجی: اسفنج در حال فرار

The SpongeBob Movie: Sponge On The Run

کاراکترهای کلاسیکی که برای مخاطبان آشنا هستند، برگشته‌اند تا داستان دیگری را روایت کنند. این انیمیشن داستان ناپدید شدن حلزون، حیوان خانگی مورد علاقه‌ی «باب اسفنجی» است.

۵.به پیش

Onward

داستان دو وروجک که برای کشف جادویی در دنیا به سفری ماجراجویانه و هیجان‌انگیز می‌روند به امید اینکه بتوانند با جادو، حداقل یک روز را کنار پدرشان که سال‌ها پیش از دنیا رفته است، بگذرانند.

 

منبع:پنجشنبه های هنر وکتاب از مجله خانواده آرین مگزین نوشته سعیده آرین

بهترین فیلم های اقتباسی از رمان های ماندگار جهان

 

۱.بربادرفته

Gone With The Wind

کتاب: بر باد رفته، اثری از مارگارت میچل است. او به‌خاطر نوشتن این رمان، در سال ۱۹۳۷ برنده‌ی جایزه‌ی ادبی پولیتزر شد. این کتاب، ماجرای زندگی اسکارلت اوهارا در جریان جنگ داخلی آمریکا است.

فیلم: بربادرفته یکی از پرفروش‌ترین و پربیننده‌ترین فیلم‌های ساخت هالیوود است. این فیلم جوایز متعددی را از آن خود کرد، که از میان آن‌ها می‌توان به چهار جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی برای ویکتور فلمینگ، بهترین هنرپیشه‌ی نقش اول زن برای ویوین لی و بهترین نقش مکمل زن برای هتی مک‌دنیل اشاره کرد. این فیلم با احتساب نرخ تورم، پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما است.

۲.پدرخوانده

The Godfather

کتاب: کتاب پدرخوانده اثری از نویسنده‌ی آمریکایی-ایتالیایی به نام ماریو پوزو است. نویسنده در این کتاب، ماجرای مافیای نیویورک و خاندان کورلئونه را روایت می‌کند که وارد جنگی تمام‌عیار با دشمنان خود می‌شوند.

فیلم: فیلم پدرخوانده به‌عنوان یکی از برترین آثار سینمایی دنیا شناخته می‌شود. فرانسیس فورد کوپولا از حضور بازیگرانی چون آل پاچینو و مارلون براندو، نهایت بهره را می‌برد. البته در کتاب، توضیحات بیشتری در مورد گذشته‌ی ویتو کورلئونه و نحوه‌ی ورود او به مافیا بیان می‌شود، ولی در فیلم فقط به این موارد به‌صورت جزئی اشاره می‌شود.

۳.مسیر سبز

کتاب: نوشته استفان کینگ در سال ۱۹۹۶  و به سبک رئالیسم جادویی است. این کتاب ابتدا در ۶ جلد منتشر شدو بعدها به صورت تک جلدی به بازار آمد و توانست جایزه برام استوکر را از آن خود کند.

فیلم: مسیر سبز یکی از مشهورترین فیلم ها بر اساس کتاب است که توانسته در فهرست صد فیلم برتر آی ام دی بی قرار گرفت.

۴.سکوت بره ها

کتاب:  نوشته توماس هریس در سال ۱۹۸۸ منتشر شد که درباره یک نابغه‌ روان‌پزشکی، آدم‌خوار و قاتل زنجیره‌ای به نام هانیبال لکتر است. در همان سال انتشار، رمان جایزه برام استوکر را دریافت کرد و سال بعد جایزه آنتونی را به دست آورد.

فیلم:  به کارگردانی جاناتان دمه در سال ۱۹۹۲ است. این فیلم برنده ۵ اسکار از جمله اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شده است. شخصیت هانیبال لکتر یکی از بهترین شخصیت های منفی تاریخ سینما است.

۵.رهایی از شائوشنگ

کتاب: نوشته استیون ادوین کینگ نویسنده آمریکایی خالق بیش از ۲۰۰ اثر ادبی در گونه‌های وحشت و خیال‌پردازی است.

فیلم : به کارگردانی فرانک دارابونت و بازی تیم رابینز، مورگان فریمن، باب گانتون محصول سال ۱۹۹۴ بر اساس این رمان ساخته شده است که به طور گسترده‌ای به عنوان یکی از برترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان شناخته می‌شود.

منبع:پنجشنبه های هنر وکتاب از مجله خانواده آرین مگزین نوشته سعیده آرین

۵ پیشنهاد از بهترین فیلم های عاشقانه جهان

همزمان با والنتاین و سپندارمذگان دونفره فیلم های عاشقانه ببینید

 

1.دفترچه‌ خاطرات

 (The Notebook)

یکی از بهترین فیلم های عاشقانه دنیا، داستان جوانی فقیر اما پرشور است که عاشق دختری از خانواده‌ای ثروتمند می‌شود. این عشق به دختر حس رهایی می‌دهد. اما آنها خیلی زود به‌خاطر تفاوت طبقه‌ی اجتماعی‌شان از هم جدا می‌شوند.

۲.خدمتکاری در منهتن

(Maid in Manhattan)

یک نامزد انتخابات مجلس، به‌تصور اینکه با زنی از طبقه‌ی مرفه آشنا شده، عاشق او می‌شود؛ درحالی‌که زن درواقع خدمتکار هتل است. جنیفر لوپز است دیگر! به خاطر او هم که شده فیلم را ببینید!

۳.بی‌خواب در سیاتل

(sleepless in seattle)

این فیلم در فهرست ۱۰ فیلم برتر عاشقانه تاریخ سینما است. سام پس از مرگ همسر جوانش با پسر هشت ساله اش تنها می ماند. یک روزنامه نگار زن وقتی صدای سام را از رادیو می شنود، ندیده و نشناخته، به او علاقه مند می شود و به سیاتل می رود .

۴.ناتینگ هیل

(Notting Hill)

ستاره ی امریکایی که به لندن آمده تا در فیلمی بازی کند، در حال گشت و گذار  با ورود به کتابفروشی ای درگیر رابطه عاطفی می شود .

 ۵.شما ایمیل دارید

(You’ve Got Mail)

دو رقیب بیزنسی که باهم بد هستند و در زندگی واقعی همدیگر را تحقیر میکنند. ناخواسته در اینترنت عاشق هم میشوند….

فیلم های مشترک در فهرست بهترین عاشقانه های دنیا

  • تایتانیک
  • برباد رفته
  • غرور و تعصب
  • کازابلانکا
  • بیمار انگلیسی
  • ۵۰۰ روز در سامر
  • زن زیبا
  • صبحانه در تیفانی
  • امیلی
  • درخشش ابدی یک ذهن پاک و ….

 

منبع:پنجشنبه های هنر وکتاب از مجله خانواده آرین مگزین نوشته سعیده آرین

چند فیلم عاشقانه ایرانی

 

۱.سرخ پوست

هرچند داستان اصلی فیلم درباره فرار کردن یک زندانی است اما اتمسفر و فضای فیلم سرشار است از عاشقانه نهان میان رییس زندان و زن مددجو است که زیر لایه‌های شرم و رواداری زن و عبوسیت و جدیت مرد خود را مخفی می‌کند.

۲.بمب، یک عاشقانه آرام

بمب؛ یک داستان عاشقانه نشان می دهد که عشق و امید چطور حتی در مواجهه با تاریکی مرگ و جنگ، راهشان را پیدا می کنند.

۳.شهر زیبا

اکبر، جوانی که در شانزده‌سالگی ملیحه را کشته است تا او با کس دیگری ازداج نکند، تاوان عاشقی‌اش را باید با قصاص پس بدهد.

۴.شب های روشن

فیلم عاشقانه شب های روشن بی‌برو‌برگرد معادل یک عاشقانه درست‌و‌حسابی برای هواداران دو آتشه‌اش محسوب می‌شود. از آن دسته از فیلم‌هایی که مضمون مرکزی‌اش به تمامی ایده عشق است.

۵.شیدا

فرهاد که در جنگ مجروح شده و موقتاً بینایی اش را از دست داده، به بیمارستانی صحرایی منتقل شده که در آن پرستاری به نام شیدا از مشاهده ی مقاومت فرهاد در تحمل درد شگفت زده می شود و بتدریج می فهمد که می تواند با تلاوت قرآن، التیام بخش او باشد. مراقبت شیدا از فرهاد به مرور پیوندی عاطفی بین آن ها ایجاد می کند.

۶.درخت گلابی

محمود شایان که برای نوشتن تازه‌ترین اثرش از شهر گریخته و به آرامش باغ خانوادگی‌شان پناه برده است، می‌فهمد که درخت گلابی باغ‌شان امسال بار نداده است؛ همچون خود او که نمی‌تواند بنویسید.

۷.لیلا

مهرجویی در فیلم عاشقانه لیلا ،داستانی عشقی را روایت می‌کند که در بن‌بست بچه‌دار‌نشدن گرفتار آمده است.

فیلم های مشترک در فهرست بهترین عاشقانه های ایرانی

  • سنتوری
  • سوته دلان
  • بوتیک
  • شام آخر
  • شاعر زباله ها
  • حکایت عاشقی
  • عروس
  • شوکران
  • غریبانه
  • اینجا بدون من
  • طلا و مس
  • و …

 

منبع:پنجشنبه های هنر وکتاب از مجله خانواده آرین مگزین نوشته سعیده آرین

 

فیلم  «بمب، یک عاشقانه»

“بمب، یک عاشقانه” دومین ساخته پیمان معادی، داستان موازی دو عاشقانه از دونسل را زیر بمباران های تهران در جنگ ایران و عراق روایت می کند. فیلمساز فیلم را به نشانه ها و فرهنگ دهه شصت متعهد دانسته و “بمب…” بمبارانی است از خاطرات مدرسه ها، صف های نفت، شعار نویسی و…. در این سال ها که برای هر مخاطب ایرانی ای دیدنی است. موسیقی استثنایی، طراحی صحنه و بازی های روان بازیگران خصوصاً پسر بچه که معصومیت اش منو یاد “مالنا” و “سینما پارادیزو” می انداخت ( اگر از بازی نچسب و تکراری لیلا حاتمی چشم پوشی کنیم)  و  چاشنی های طنز،  بمب را به فیلمی خوش ساخت تبدیل کرده است.

نگاه امیدوارانه معادی به نسل جدید که گفت و گو  را جایگزین سکوت به عنوان راه حل برون رفت از چالش ها انتخاب می کند را دوست داشتم. .

#پیمانمعادی #فیلمخوب #بمبیکعاشقانه #بمب

نمایش موزیکال «بینوایان»
“بینوایان اثری پینگلیشی”
نگاهی به نمایش موزیکال “بینوایان” در روزهای پایانی اجرا با کمرنگ شدن هجمه انتقادات و حواشی منصفانه تر به نظر می رسد. بی گمان مخاطب هدف حسین پارسایی و تهیه کننده در طراحی و اجرای نمایش بینوایان قشر متوسط رو به بالای جامعه بوده است. طراحی صحنه و لباس و دکور ، حضور ارکستر زنده صدنفره، حضور بازیگران ستاره سینما و تلویزیون ، تبلیغات گستره در منطقه ۱ و ۲ و حتی انتخاب سالن لوکس ترین هتل تهران همگی در مسیر جذب حداکثری این طیف از مخاطب است که به گواه آمار فروش موفق عمل کرده اند.
برخلاف تصورم “بینوایان” در فرم اجرا چندان هم بد نیست، آهنگسازی و اجرای قطعات عالی ، “بردیا کیارس” چهره بی نقص بینوایان است که علاوه بر رهبری ارکستر در اقدامی غیرمرسوم بازیگران را هم هدایت می کند. در صحنه های بازی روان سحر دولتشاهی و هوتن شکیبا در نقش زوج تناردیه، اجرا به شکل فاحشی قدرت می گیرد. اما نمی توان از عدم وضوح خوانش ریتمیک اشعار گذشت، لزوماً هر بازیگری خواننده نیست، ممکن است صدای خوبی هم داشته باشد اما در تاتر موزیکال این کافی نیست، مخاطب بخش زیادی از اثر را به دلیل ادای نامشخص اشعار توسط بازیگران به راحتی از دست می دهد، میمیک و حرکات چهره بازیگران قابل تشخیص نیست و مانیتورها هم کمکی نمی کند. اگر با اغماض از کنار این اشکالات فرمیک بگذریم از نظر من ایراد مهم بینوایان محتواست. متنی از ویکتور هوگو به روی صحنه می رود که بارها و بارها در مدیوم های مختلف در کشورهای مختلف جهان ارایه شده، انرژی و هزینه ای صرف محتوایی می شود که داستان کوزت و ژان وارژان را برای مخاطب هزاربار شنیده صرفا بازخوانی کند؟ حداقل هوشمندی پارسایی تبدیل بینوایان به نسخه ای اجتماعی تر و تعمیم آن به ایران امروز است. این بینوایان ترسو محافظه کارانه و بی تفاوت از کنار دغدغه های مخاطب می گذرد! حداقل گریز و اشاره ای هم نیست که نیست! هیاهو برای هیچ!
از سالن که خارج شدم زنی به همسرش گفت: ” انگار داشتی اس ام اس پینگیلیش می خوندی! ” بینوایان اثری پینگیلیشی است که به دلیل ناشناخته بودن تاترموزیکال و اپرا در فرهنگ ما با وجود تمام بزک ها در عمق مخاطب نفوذ نمی کند و لایه ای گذرا و سطحی می ماند. اگر به ادبیات کهن و پیشینه روایی مان رجوع کنیم متنی برگزینیم از قصص کهن و موسیقی ای که هویت ملی ماست، مخاطب را با نسخه ای مواجه می کنیم که از جنس اوست ، هنری که پینگیلیش نیست، بخشی از هویت ماست و تقلید نمی کند . بله سخت است اما بی شک دنیا با احترام بیشتری این سختی هویتمند را قضاوت می کند.
#بینوایان

تاتر «تروما»

در فقر رسانه های فرهنگ ساز اخیراً تاتری های کشور تریپی برداشته اند که باید همه مانیفست های فرهنگی ، سیاسی، اجتماعی و… را در قالب مونولوگ های طولانی و کشدار روی صحنه تاتر کشید و پیام داد و موعظه کرد!

نمایش “تروما” دقایق تلخ و گاها مشمئزکننده ای را در طراحی صحنه ای کلیشه ای (دوچرخه) جا داده که بگوید: “با معلولان خوب رفتار کنید” بی تاب بودم که هر چه زودتر تمام شود و از سالن فرار کنم که این همه شعار را یک جا نشنوم!

این نمایش به تازگی در تالار ایرانشهر به روی صحنه رفته و همانطور که قابل پیش بینی است حضور بازیگران مطرح باعث فروش اش شده،  شاخص ناکارآمدی برای ارزیابی اثر.  بعد از این  اجرا مدام ذهنم درگیر است که چه بلایی سر تاترمان آمده در کدام مکتب تاتر خواندید که نمایشنامه ، طراحی ، فرم ، اکت و مخاطب و همه همه ی عناصر نمایش  را یکجا دور ریخته اید و تروما طور ها را می سازید؟! .

حال بده بعد از اجرای بد.۱۳ آبان ۹۷

#تروما #تئاتر #افسانهماهیان #شقایقفراهانی #طنازطباطبایی #کاظمسیاحی #نمایش #هنر