فیلم  «مادری»

فیلم ۱: مادری (رقیه توکلی)

 

این فیلم روایت اندوه عاشقانه دو خواهر است، یکی(هانیه توسلی) عامدانه از عشق می گریزد و دیگری (نازنین بیاتی) عشق اش را از دست داده است. داستان گرفتار خرده روایت هایی است که  با  ریتمی کُند و کشدار پیش می روند، مشکل عمده فیلم پرگویی است و شخصیت اصلی داستان با بازی قابل قبول نازنین بیاتی علاوه بر اینکه پدر و مادر و عشق اش را از دست داده، از دوست نزدیکش نارو می خورد و درگیر مشکلات خواهرش می شود، روایت خطی و تصمیم فیلمنامه نویس برای گنجاندن تمام تلخی و بدبختی های عالم در کالبد نحیف شخصیت اصلی یادآور فیلم “لاک قرمز” است  و این حجم از سیاه نمایی کمتر در حوصله و توان روحی مخاطب می گنجد. لوکیشن فیلم شهر یزد است و همه کاراکتر های اصلی بدون لهجه صحبت می کنند و به نظر می رسد کاراکترها بی دلیل به این شهر سنجاق شده اند،با توجه به جذابیت های بصری و کارکرد معماری شهر یزد این فیلم می توانست با به خدمت گرفتن به جای بازیگران توانمدی مثل هومن سیدی و هانیه توسلی و نازنین بیاتی روایتی جذاب و دیدنی از عاشقانه ای آمیخته با اقلیم و فرهنگ این شهر روایت کند که متاسفانه قربانی کم تجربگی کارگردان و ضعف شدید فیلمنامه شده است.

 

#جشنوارهفیلمفجر #مادری #رقیهتوکلی #فیلم #سینما #هانیهتوسلی #نازنینبیاتی #هومنسیدی #سیوپنجمینجشنوارهفیلمفجر #جشنوارهفیلمفجر_95 #سعیدهآرین

تاتر  «یک رویای نیمه شب تابستان»

تاتر طنز “رویای یک شب نیمه تابستان” به کارگردانی “مصطفا کوشکی” آخرین روزهای اجرا رو در سالن تاتر مستقل تجربه می کنه، متنی از شکسپیر با چاشنی شوخی های اروتیک که مولفه تاتر های امروز ایرانه! نقطه قوت کار بدن و اکت حساب شده کاراکترهاست و بهتر از اون طراحی صحنه، لباس و گریم.

ضمن اینکه امیر مهدی ژوله نویسنده و روزنامه نگار خلاق و محبوب من رسما بدترین بازیگر این تاتره 😉 پیشنهاد می کنم ، تماشاش رو تو برنامه بزارید 🙂

اولین تجربه نمایشنامه نویسی ام/ سرخ شده با روغن زیاد
.
عکسی از اجرای تاتر “سرخ شده با روغن زیاد”
نوشته: سعیده آرین
کارگردان:محمدجوادبدیعی
بازیگران: محمدجوادبدیعی
مهدی صادقی
رضا صدقی
صالح شهبازی
در جشنواره تاتر لارستان، سال اش رو یادم نمی آد، نمی دونم، ۹۲ یا ۹۳
این اجرا و تیم اجرایی رو خیلی دوست داشتم، خدا یارتون باشه.

فیلم  «شاید وقتی دیگر»

“بهرام بیضایی” فیلم “شاید وقتی دیگر” رو خیلی سال پیش ساخته،تماشای این فیلم به دلیل ضرباهنگ کند و میزانسن های تاتری از حوصله مخاطب امروز خارجه! مدت ها پیش این فیلم رو با کیفیت افتضاح و از سر وظیفه دیده بودم که چند روز پیش خیلی اتفاقی سی دی اش رو از آرشیو فیلم های قدیمی خانه هنرمندان خریدم؛ بازی “سوسن تسلیمی” یه چیزی تو مایه های شاهکاره و بهتر از اون توجه و پرداخت هوشمندانه بیضایی به نظریات روانشناختی یونگ و کهن الگوی مادره، یه سکانس بی نظیر از روایت مادرانه در گذشته داره که به حق می تونه جز ۱۰ سکانس ماندگار تاریخ سینمای ایران باشه، پیشنهاد نمی دم فیلم رو ببینید ممکنه خستتون کنه اما حیفه این سکانس رو از دست بدید!

#سوسنتسلیمی#بهرامبیضایی#سینمایایران#فیلم#سینما#کهنالگو#مادر#هنرمند#بازیگر#شایدوقتیدیگر

فیلم  «سیانور»

فیلم “سیانور” رو به دلایل زیادی دوست داشتم اما برای من جذاب ترین بخش فیلم پوسترشه که خیلی هوشمندانه و متناسب با احوالات فیلم طراحی شده، انتخاب این پوستر با فضا و طراحی دهه ۵۰ می تونست برای این پروژه سینمایی یه ریسک باشه، ممکن بود بخشی از جامعه نتونن با این طراحی ارتباط برقرار کنند اما خوشبختانه ایده طراح گرفته و سیانور هم خوب می فروشه،پیشنهاد می کنم با تماشای این فیلم از ترویج ایده های تبلیغاتی خلاقانه حمایت کنید … اینروزها سینمای ایران مثل حال مردمش خیلی تلخ و گزنده شده ما هم که عادت کردیم با چشم های نمناک سالن رو ترک کنیم و عادت کردیم فقط از خودمون بپرسیم چرا؟ و عادت کردیم و  عا…

#سینمای_ایران #سینماگردی #سیانور#فیلم #سینما#هنر

فیلم  «فروشنده»

در دومین روز اکران، فیلم “فروشنده” رو در سینماتوگراف به تماشا نشستم! این فیلم فوق العاده و استثناییه! فیلمنامه بی نقص، بازی ها بی نظیر، طراحی ها سر جای خودشه و تا اونجایی که می تونه خوب باشه خوبه!!! باید اعتراف کنم که مدت ها بود تا این حد از تماشای فیلمی لذت نبرده بودم.

به نظرم این فیلمنامه از “جدایی نادر از سیمین” به مراتب پخته تره و از اون مهمتر درد فیلمه که تاریخ مصرف نداره، داستان تلخ آدم های معمولی.

خوشابحال ما که با فیلمساز مولف و کاربلدی مثل فرهادی هم میهنیم … کسی که اینقدر زیبا زشتی هامون رو به تصویر می کشه….

ممنونم آقای فرهادی کار درست…

پ ن: اصلا قصدم پیشنهاد تماشای این فیلم نیست چون می دونم همه اونایی که سینما واسشون دغدغه است و حتی کسایی که واسشون دغدغه نیست این فیلم رو خواهند دید… #سینما#اصغرفرهادی#فیلمفروشنده#شهابحسینی#ترانهعلیدوستی#سینمای_ایران

فیلم  «دراکولا»

آقای رضا عطاران عزیز

هنرمند دوست داشتنی

سلام

درسته که پول چیز خیلی خوبیه و گذشتن از وسوسه بیشتر شدنش کار سختیه ولی واسه موندگار شدن تو قلب ملت ایران پر کاری کافی نیست، درسته که ما ملت غمزده و همواره نالان به دنبال همین خوشی های ساده و دم دستی فیلم های شما رو می بینیم که کمی بخندیم ولی شما بهتر از من می دونید خندوندن این مردم کار راحتی نیست، درسته که سطح توقعاتمون رو تا من سالوادور نیستم پایین اوردیم ولی خواهش می کنم شما هم مراعات حال این مردم رو بکنید! و توقعاتمون رو از این پایین تر نیارید!

سوال من خیلی ساده است… آقای عطاران عزیز دل مردم بهتر نبود قبل از شروع ساخت دراکولا نه به خاطر ما برای دفاع از پرونده کاری خودتون هم که شده یک بار دیگه فیلمنامه رو می خوندین شاید با چند بار بازنگری محصول بهتری تولید می شد؟ چرا اینقدر راحت از کنار محتوا می گذرید؟ شما بهتر از من می دونید که ساحت طنز بسیار حساس و شکننده است بهتر نبود با دقت بیشتری کارگردانی این فیلم رو قبول می کردید؟ .

 

پ ن: “دراکولا” آخرین ساخته رضا عطاران نه تنها متفاوت نیست و فاقد داستان و محتوا و باقی قضایاست متاسفانه حتی خنده دار هم نیست!

فیلم  «ایستاده در غبار»

هیچ ذهنیتی نسبت به فیلم “ایستاده در غبار” نداشتم، تو جشنواره هم نشد ببینم، چند روز پیش تو پیج یکی از دوستان پیشنهادش رو دیدم و مشتاق شدم، واقعا لذت بخشه که توقع تماشای یک فیلم معمولی رو داشته باشی و با یه شاهکار مواجه بشی، تو این فیلم همه چیز درست جاییه که باید باشه، با توجه به ساخت فیلم در فضاهای مختلف تهران قدیم، کردستان، جنگ جنوب، لبنان و … طراحی صحنه و لباس بی نقصه، موسیقی کاملا به موقع است و بازی در سکوت ها عالیه و از همه مهمتر اینکه روایتی روان و بی طرف داره و یه جاهایی گل به خودی هم می زنه.

فیلم درگیرت می کنه و ذهنت پر از دغدغه می شه، اینکه حاج احمد متوسلیان کجاست؟ زنده است یانه! چرا کسی به فکر پیدا کردنش نیست؟ و اینکه چه خون هایی ریخته شده و چه ایثارگری هایی که برای این خاک نشده و ما الان کجا ایستادیم؟ … در غبار؟… محمد حسین مهدویان ۳۵ سالشه و تماشای یکی از بهترین فیلم های دفاع مقدس ایران از کارگردان و فیلمنامه نویس متولد ۶۰ برای من خیلی لذت بخش و امیدوار کننده بود.

 

پ ن: گویا همه فیلم هایی که صدا و سیما همه انرژی اش رو واسه تبلیغ اش می ذاره الزاما خیلی بد نیستند 😉

#سینما#هنر#دفاع_مقدس

فیلم  «خشم و هیاهو»

برخلاف نظر منتقدین و دوستانم “خشم و هیاهو” فیلم بدی نیست! اما من اگر در مقام انتخاب بودم به جای تدوین روایت “حنا” در نیمه دوم فیلم و کشاندن مخاطب به سمت بی گناهی او، روایت موازی و درهم خسرو و حنا را در طول فیلم انتخاب می کردم.

نوید محمد زاده مثل همیشه بی نقص و طناز طباطبایی با وجود شباهت بازی اش به نقش “دخترها فریاد نمی زنند” تاثیرگذار است، هومن سیدی جوان است و خوش آتیه و دیدن فیلم های خوب و متوسط از کارگردان های نسل نو سینمای ایران علی رغم تلخی مضامین، لذتی دارد از جنس دلگرمی و امید 🙂

تاتر  «خاطرات و کابوس های یک جامه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان فراهانی»

خوشحالم در زمانه ای زندگی می کنم که هنوز هم می شه با دیدن یک تاتر فوق العاده به وجد اومد، همه خوب ها در کنار هم و در نهایت یک اثر موزون، متن خوب، کارگردانی خوب، بازی های خوب و طراحی صحنه و لباس خیلی خوب…. این تاترکلی جذابیت بصری داره یکی اش اینکه سه ساعت تمام روی آب اجرا می شه ،البته ارایه یک کار حرفه ای از علی رفیعی چندان دور از ذهن نیست ولی این کار آخرش یه جور خاصی چسبید.

پیشنهاد می کنم حتما حتما ببینید چون واسه لذت بردن از یک تاتر واقعی فقط تا ۳۰ دی ماه وقت دارید.

تالاروحدت.16دیماه94

#تاتر#امیرکبیر#علیرفیعی#حرفه_ای