(از کتاب قمارباز نوشته فئودور داستایفسکی)
فهرست کتاب های قبل از مرگ مقاومتم در برابر خواندن آثار روسی را درهم شکست. ادبیات روسیه که در همه دنیا مورد تحسین است هیچوقت مورد علاقه من نبود و شروع خواندن آثار داستایوفسکی حکم نوشیدن داروی تلخ داشت. اما همانطور که احتمالا پیش بینی می کنید علاقمندم کرده است.
«قمار باز» با وجودی که از شاهکارهای داستایفسکی نیست، خواندنی است. من که عاشق شخصیت مادربزرگ شدم، انگار سال ها با هم نشست و برخاست داشته باشیم، ملموس و بامزه.
همه چیز این رمان در مسیر قصه اصلی است. قمار، وسوسه و دل به دریا زدن در روایت و کنش گری شخصیت ها نهفته است.
آدم ها، اتفاقات، جریان زندگی غافلگیرمان می کند و انگار همه به امید شانس برنده شدن در حال تاس ریختن اند. گاهی می برند و بیشتر می بازند، تا سکه آخرشان را می بازند. تنها برنده این بازی، نویسنده است.
.
درباره ترجمه: ترجمه سروش حبیبی روان و خواندنی بود.
#پنجشنبه_های_کتاب
#قمارباز#قمارباز_داستایوفسکی#سروش_حبیبی#فئودور_داستایوفسکی#کتاب_قمارباز#نشر_چشمه
