بایگانی برچسب برای: هنر

 دو اثر از سعیده آرین در نمایشگاه نقاشی گروهی رنگ تابستان ارایه شد.
نمایشگاه “رنگ تابستان” در آیین گشایش این رویداد هنری وجه تسمیه نمایشگاه را همزمانی با فصل رنگارنگ تابستان و اهمیت ویژه عنصر رنگ در هنر‌های تجسمی به ویژه نقاشی دانست و افزود: افتتاح هم زمان نمایشگاه رنگ تابستان به صورت حضوری و مجازی از ویژگی‌های قابل توجه این رویداد است که در شرایط فعلی موجب تسهیل بازدید هنرمندان و هنردوستان از مجموعه آثار آن می‌شود.
در این نمایشگاه آثاری با سبک و تکنیک آزاد از ۸ هنرمند که به ترتیب الفبا عبارتند از سعیده آرین، مینا بحرینی، حمید جعفری شکیب، کامبیز حضرت پور، بامداد رضوانیان، ابوالحسن ریاضی، مراد فتاحی، بهداد نجفی اسدالهی، حسن نوروزنیا و بهنام ولدوند به نمایش درآمده است.
نمایشگاه رنگ تابستان در نگارخانه رسول مهر واقع در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران از ۱۲ تا ۱۷ مرداد از ساعت ۱۲ تا ۱۸ عصر با رعایت همه شیوه نامه‌های بهداشتی پذیرای هنرمندان و عموم هنردوستان است.

نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی رشته نقاشی با عنوان «سیب» با کیوریتوری رضا علیزاده و کامبیز حضرت پور در روز جمعه چهارم تیرماه در گالری سرزمین هنر (آرتلند) تهران گشایش یافت.

کامبیز حضرت پور استقبال هنرمندان و هنردوستان از این نمایشگاه را فراتر از حد انتظار توصیف نمود و در ادامه رضا علیزاده بر تداوم برگزاری رویداد‌های هنری از این دست در این نگارخانه تاکید ورزید.سه اثر از سعیده آرین در نمایشگاه گروهی نقاشی سیب گالری سرزمین هنر:

در این نمایشگاه آثار منتخب چهل هنرمند از جمله کامبیز درم بخش، علی گلستانه، حجت الله شکیبا، منوچهر نیازی، سعیده آرین، بهزاد شیشه گران، محمدهادی فدوی، اکبر نیکان پور، گارنیک درهاکوپیان، بهمن نیکو و سایر هنرمندان منتخب تا تاریخ ۱۴ تیرماه از ساعت ۱۶ الی ۲۱ (به استثنای شنبه‌ها) در معرض نمایش برای عموم علاقه‌مندان قرار خواهد داشت. گالری سرزمین هنر واقع در اوین، ابتدای خ شهید کچویی بن بست صفا پلاک ۴ می‌باشد.

«کتابخانه را از خانه هایمان حذف نکنیم»

تابستان ها، حیاط که همیشه محل بازی و سرگرمی مان بود از شدت گرما بلااستفاده می شد، باید جایی همین گوشه و کنار خانه سرمان را گرم می کردیم که اهل خانه را بیدار نکنیم.
هیچ هم اهل کتاب و مطالعه نبودم، تازه خواندن بلد شده بودم و از سر بیکاری، خیلی اتفاقی سروقت کتابخانه خانه مان رفتم، کتاب لاغری برداشتم و مشغول خواندن شدم. درست مثل این تصویرهای انیمیشنی که کتابی باز می شود و نور می خورد به چهره خواننده و یهو مرغ و رنگین کمان و ابر می پرند بیرون و می چرند سرم آمد و چیزی در همین مایه ها با شدت و ضعف در دوره های مختلف مرا گرفت تا همین حوالی…
ولی اینروزها همه چیز تغییر کرده، سبک زندگی، دکوراسیون خانه ها، غذا خوردن ها و…  زمانه است دیگر می چرخد و گلایه ای هم نیست.
حیاط که مدت ها پیش از دستمان رفت و خیلی خلاقیت  خرج دهیم چندتا گلدان بچینیم و با وسواس مراقبت کنیم که یادمان بیندازد زیر چه درخت هایی بازی کرده ایم و بزرگ شده ایم. اما در این خانه های شیک نوظهور از کتابخانه هم خبری نیست. این قفسه های بزرگ خانه های قدیمی که باعث فخر صاحبخانه بود به مرور کوچک و کوچک تر و در طراحی های نو محو شد! کتابخانه هم نه شما بگو یه کشو، یه باکس کوچک… هیچ!
ماشاالله همه هم می خواهیم مشکلات فرهنگی مان حل شود، رشد کنیم و فرزندان اهل مطالعه داشته باشیم. شما یک جلد کتاب در خانه داشته باش که بچه اتفاقی دستش، پایش، چشمش، یک جایش به آن بخورد! بعد فرهیختگی اش را انتظار بکش.
شاید گلدان دلخوشی حسرت باغچه را پر کند اما بعید است موبایل و تبلت جای کتاب را بگیرد. جای خالی ای که تا همیشه درگیرمان می کند، در حل مساله، در نگرش به زندگی و گذر از بحران ها چوب این بی توجهی را خواهیم خورد.
اما من خوشبینانه فکر می کنم می توان با قدم های کوچک جلوی این کم کاری نا خواسته را گرفت، بالاخره در هر خانه کوچکی برای چندجلد کتاب جا پیدا می شود. همین کتاب درسی و غیردرسی هایی که در خانه دارید را گوشه ای  مرتب دسته بندی کنید، چند جلد کتاب پدر مادر دار حسابی هم اضافه کنید که اگر وقتی دست داد بخوانید. فضایی هم برای کتاب های کودکان و نوجوان اختصاص دهید، یک کتابخانه کوچک شاید با صندوق های میوه رنگ شده، آینده بچه ها را تغییر می دهد. به پیشنهادم فکر کنید و اگر عمل کردید خدا خیرتان بدهد که به فکر آینده اید.
.
تکه های با ارزشی از زندگی هایمان در حال حذف شدن هستند، با هم تلاش کنیم بهترین هایش را زنده نگه داریم.

#رادیوکتاب_باز #کتابخانه_را_از_دکوراسیون_منزل_حذف_نکنید #سعیده_آرین #آبان99

نمایشگاه نقاشی آبرنگ آب و انار از ۱۰ تا ۱۵ آبان ماه ۱۳۹۹ در اقامتگاه نارتی تی شهر تفت (استان یزد) برگزار شد. این نمایشگاه به صورت مجازی در گالری درگاه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران نیز نمایش داده شده است.

نمونه آثار نمایشگاه را در اینجا ببینید:

با توجه به فصل پاییز و رسیدن انارهای تفت نگاره انار محور آثار ارایه شده در این نمایشگاه است

       

تلفیق نگاره انار با معماری و آثار تاریخی شهر یزد

خبر خوب این روزهای خزان زده شمایید

خبر خوب اینروزهای خزان زده، یادآوری حضور آدم هایی است که (با محکم) خوب اند.خوشبختانه من آدم حسابی هایی را می شناسم که بی چشمداشت، بی منت و منفعت کار درست و حسابی می کنند، از آن هایی حرف می زنم که در میانه همین سنگ باران آسمانی، چتری از سبد خانواده هایشان برداشته اند، سنگ از مسیر برمی دارند و محافظ کوره راه های امیدند.
«حمید منشی» نامی را می شناسم که مستقلِ واقعی فعالیت مطبوعاتی حرفه ای می کند، یک نفر هم بهش نگفته دمت گرم، آفرین! یادمان می رود که بگوییم، شما ببخش @hamid.monshi
زنانی را می شناسم که برای گرفتن دست و کاستن از آلام نیازمندان خیریه های کوچکی زده اند، کسی ازشان نخواسته مهربانی کنید. درد می کشند از فقر هموطن و توان بیکار نشستنشان نبود.
@tahmine_eft
@golrizan.niloofaraneh
«سعید انصاریان»هایی  را می شناسم که در جنگل، کوه و بیشه زارها درخت می کارند که سیل نیاید، پوشش گیاهی تُنک نشود و سنجاب ها بی خانه نماند.جور کم کاری ما را می کشند آقا سعید و رفقا، خدا کند نسل بعد قدرشناس تر از ما باشد. @saeed.ansarian
خانم دکتر «فرزانه بنی زمانی» را می شناسم که به بچه ها کتاب هدیه می دهد، همینقدر لطیف و مهربان. مریض باشی و از دکترت کتاب هدیه بگیری، خود درمان نیست؟@farzane.banizamani
لباس رفو می کند و کهنه هایش را نو و دوباره می پوشد که یادم بیندازد زباله کمتر، به قدر نیاز بخر. «حوری رحیمی» را می گویم، او که بی منت و منفعت لباس خریدن را با تعقل و مهر زمین گره می زند و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمد.@__houriii__
من  «اسحاق شاکری» و گروهی از آدم های داوطلب را می شناسم که با کمک های مردمی آب انبار های شهر را رایروبی و مرمت می کنند، دغدغه دارند و دنیا با این آدم ها قطعا جای بهتری است
یا  «آقا خالد اسلوب» در دبی که با همه مشغله های مهاجرت، گروهی راه انداخته، هر چهارشنبه نمایشنامه خوانی، اجرا پشت اجرا و نشست های ادبی که گرم کند تنور دلمان را در این یخبندان و سوز پساکرونا. @khaled.osloob
من حلقه آدم هایی را می شناسم که  زیربنای فکری شان اقتصاد، درآمد و منفعت نیست، معامله شان با خداست و برای بهتر شدن اوضاع مسئولانه قدم برداشته اند.. هر بار به تک تکتان نگاه می کنم جوانه امید نحیف دلم برگ تازه می دهد،  از شما یاد می گیرم چطور می توان حال خوب هدیه داد و سرمشقتان را  رونویسی می کنم تا تکثیر شویم. حضور شما آدم حسابی های عاشق، خبر خوب اینروزهاست.
شما که جهان را جای بهتری کرده اید.
راهتان پر رهرو و مهرتان پایدار🌱
#سعیده_آرین #آذرماه99

🎭تاتر، لذتی که رهایمان نکرد

می گفت وقتی به سالن اجرا رسیدم صف جمعیت در انتظار بلیط، مارِ پیچ در پیچی شده بود و عده ای پشت در مانده بودند و با زور و فشار یکی یکی از میان در فلزی می افتادند توی محوطه. دیر رسیده بودم و می خواستم از میان خیل جمعیت خودم را به حیاط برسانم، دختر بچه ده ساله ای با روپوش خاکستری مدرسه شانس زیادی برای رد شدن از این جماعت مشتاق نداشت و با اولین هُل جمعیت بیرون افتادم. ملتمسانه به آقای پیرهن پیچسکن پوش روبرویم گفتم:آقا، من باید برم تو دیرم شده. با بی توجهی جواب داد: می بینی که جا نیست، فردا بیا.
آهسته گفتم:من بازیگر نمایشم. لحظه ای ناباورانه نگاهم کرد و بعد رو برگرداند.
آقای امینی از بالای پله های نگهبانی مرا دید و فریاد زد: برید کنار بذارید خانم آرین بیان تو.
صدا به صدا نمی رسید، دوباره داد زد و جمعیت متوجه حضورم شد، کمی آرام گرفت حالا چند جفت چشم مرا می پایید و آرام آرام کنار می رفت تا من، دختر بچه ای معمولی خودم را به سالن اجرا برسانم.
ناگهان حد فاصل در فلزی تا سالن، فرش قرمز شد و من ستاره ای با مقنعه کج کوله که غرق لذت و توجه  با گام هایی کوتاه در میان نور فلاش دوربین و چشمان طرفدارانش به صحنه هنرنمایی می رفت.
این ها بخشی از خاطرات خواهرم، طاهره است از پشت صحنه اجرای نمایش موزیکال «قصه شهرطلا» که دهه هفتاد در شهر لار به روی صحنه رفت.
نمی دانم بچه های این نسل بعدها چه خاطراتی را بازگو می کنند، از چه تجربه های زیستی خواهند گفت. ورزش، هنر، کتاب، آیین های مذهبی یا طبیعت گردی؟ چه چیز لذت کودکی این نسل خواهد شد؟ نمی دانم
اما همین پشت صحنه و روی صحنه های تاتر، جشنواره های دانش آموزی و تمرینات نمایش های تابستانه لذت کودکی های ما بود، لذتی که مهر تاتر را به دلمان نشاند.
آنها که تجربه کرده اند می دانند این لذت های کودکی با بزرگسالی مان چه می کنند. لذت جفت کردن کفش های در مسجد، تماشای یک دریبل زیبای فوتبالی، خوردن اولین لقمه های ساندویچ هواپیما و… مسیر چه زندگی هایی را که عوض نکرد. حال خوبشان انگار جایی در درونی ترین لایه های شخصیت می مانند، رسوب می کنند و دیگر بخواهی هم ول کن ماجرا نیستند.
حالا با گذشت دو دهه از آنروزها طاهره، خواهرم نمایشنامه نویس و دانش آموخته ادبیات نمایشی است دیشب از او پرسیدم کرونا بره چیکار می کنی؟
جواب داد: می رم تاتر می بینم!!!
.

#تاتر #لذت_های_کودکی #سعیده_آرین #طاهره_آرین

«هنر بدون عنوان»

کتاب “هنر بدون عنوان” راهنمای مختصری از انواع و شیوه های متنوع خلق آثار هنری است، دسته بندی مشخص و علمی ای نداره اما نمونه های شاخص و خاصی رو معرفی کرده، برای کسانی که مشتاقند فشرده به دنیای جذاب هنرهای معاصر سری بزنند پیشنهاد است.

نکته: انتخاب همبرگر دوقلو اثر کلاس اولدنبرگ برای طرح جلد، همخوانی به جایی با محتوای خلاصه شده و فست فودی اش داره 😉

#کتابخوانی #کتاب #هنر #هنربدونعنوان #کلاساولدنبرگ #آرت #هنرمعاصر #art #modern_art# پیشنهاد# پیشنهاد_کتاب#هنری