سرگیجه گوزن و بانو

سرگیجه گوزن و بانو
نقدی بر کتاب «بانو گوزن» نوشته مریم حسینیان
کتاب بانو گوزن سخت خوان نیست و نثر نویسنده همچون دو اثر دیگر مریم حسینیان مخاطب را با خود همراه می کند. این کتاب قصه طاطا زن رنج کشیده ای با گذشته ای پر از زخم است که تصمیم گرفته کسب و کار خودش را راه بیندازد و در همین ابتدای راه درگیر بارداری ناخواسته پر زحمتی شده است.
طاطا با صراحت جزئیات بی رحمانه ای از رفتار، عادت ها و اندیشه های پنهانی اش را با مخاطب مطرح می کند، مجموعه ترسناکی از تفکرات پیدا و پنهان که مخاطب اش را حسابی گیج می کند و در نهایت هم شخصیت پردازی می لنگد و تصویر متناقصی ترسیم می شود از زنی که نمی دانی باید در حق اش دلسوزی کرد! بدخواه و کینه جوست و با روش های غیراخلاقی به مقصد می رسد! و یا اینکه او اساسا بیماری روحی روانی است!
بدیهی است نویسنده می کوشد در پس سطور کتاب رنج های زیست زنانه در جامعه مردسالار را نمایش دهد اما در ترسیم کاراکتر طاطا به دلیل پرداخت ناموفق ارتباط حسی و همذات پنداری در مخاطب شکل نمی گیرد و تا انتها مشخص نیست چرا این زن فاقد تمامی عواطف انسانی است.
بانو گوزن در عین حال که با رئالیسمی مستند گونه جزئیاتی از سبک زندگی، عادات و ادبیات مردم در تهران معاصر را تحریر می کند با جسارت به دنیای خیال هم وارد می شود و این تناقض دلنشینی است که احتمالا خواننده انتظارش را ندارد و باورش می کند اما ورود شخصیت گوزن هم به اندازه شخصیت طاطا گیج کننده است و تا انتها هم مشخص نیست کارکرد این حیوان خیالی چیست، جایی نویسنده به او مقام حامی را می دهد و در صفحات بعد کارکردش را عوض می کند، این گوزن چه پیوستگی معنایی با شخصیت اصلی دارد؟ چرا یه عده آن را می بینند و دیگران نه! قراردادهای نویسنده با مخاطب در فصل های مختلف چندین بار تغییر می کند تا عنصر خیال هم به اندازه کلیت داستان مخاطب را به سرگیجه بیاندازد.
نوشته شده توسط: سعیده آرین


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.