بایگانی برچسب برای: #مطالعه

«تصرف عدوانی»

اگر یکبار در زندگی “عشق” رو تجربه کردید، با خوندن این کتاب احتمالاً مطمئن می شید همه آدم های دنیا شبیه به هم “عاشق” می شن! همون تردیدها، خوشبینی ها، دغدغه ها ،ممارست ها ، شکست ها، خوددرمانی ها و… دختر یا پسر عاشق در سوئیس ، جنگل های آمازون ، دهکده ای در مالزی یا همین پیچ شمیران همه شبیه همند.
شاید “عشق” این درد مشترک، شبیه ترین ویژگی انسان هاست.

بخشی از کتاب:
باید سرش را به کاری گرم می کرد و منتظر می ماند تا زندگی روال عادی خود را آغاز کند. به تلفن نگاه کرد. شاید اشتباهی صدای آن را قطع کرده؟ … نه، هیچ کس زنگ نزده بود و هیچ پیامی نرسیده بود که متوجه نشده باشد. از تلفن خانه به تلفن همراه خودش زنگ زد ببیند تلفنش کار می کند یا نه.بعد، پیامکی برای خودش فرستاد. همه چیز همان طور که باید کار کند کار می کرد.

پ ن: این کتاب کشش داستانی کافی نداره، سراسر ترسیم حالات و درگیری های درونی است، اگر تصمیم دارید بخونید منتظر یک روایت جذاب نباشید.
#تصرفعدوانی #عشق #سعیدمقدم #لنا_آندرشون #کتاب #مطالعه #کتابخوانی

«دیلماج»
یک هفته از خوندن “دیلماج” می گذره اما “میرزا یوسف خان مستوفی” مشهور به “دیلماج” از من نمی گذره! درگیرشم، خودش گفته بود: “به جا خواهم ماند یا نه ، خود نمی دانم. اگر بمانم از این پس هر که به قصد دیدار خود در این آینه نظر کند، یوسف دیلماج را خواهد دید.” می ترسم از دیلماج زیستن در این برهه از تاریخ!

#دیلماج #حمیدرضاشاهآبادی #نشرافق #کتاب #پیشنهادکتاب #مطالعه #قاجار #ایران #تاریخ

«مثل همه عصرها»

دلم می خواست این کتاب رو  من نوشته بودم… .

 

#زویاپیرزاد #مثلهمه_عصرها

«حتی وقتی می خندیم»

امروز به بهانه ۸ مارس روز جهانی زن  مجموعه داستان کوتاه “حتی وقتی می خندیم” به قلم فریبا وفی رو پیشنهاد می کنم که دنیایی کاملاً زنانه داره، مجموعه ای از حرف های در دل مانده، اندوه ، قضاوت ها ، خودکم بینی ها و رنج های زنانه ای  که با لطافت و شاعرانگی در داستان هایی چند خطی بیان شده است. قصه های “فریبا وفی” فرزند زمانه  است، نه کهنه و خاک گرفته نه دور و غیرقابل تصور بلکه به  معنای واقعی “معاصر”. این کتاب ۲۲ داستان کوتاهه که نویسنده در ابتدا  به همسرش تقدیم کرده ، داستان های “خسته از بازی” و “کمین” و “خدو” رو بخونید. ۹۲ صفحه هم بیشتر نیست.

بخشی از کتاب:

بعد از سکوتی که کفر همه را درمی آورد چشمانش را می بندد و با زحمت زیاد می گوید: ” من هم… من هم خیانت کرده ام.”

نفسی از سر آسودگی می کشیم و یکی از ما می گوید: “آفرین… ادامه بده ” “به او نه… به خودم”

می گوییم: “چه شاعرانه! چه شاعرانه!”

“در تمام این سال ها هیچوقت طوری که دلم می خواست زندگی نکرده ام”

“مگر دلت چه می خواست؟”

“نمی دانم… حالا دیگر این را هم نمی دانم”

همه ساکتیم. یکی از ما سرخابش را از کیفش در می آورد و به همه تعارف می کند. همه ما بی آنکه به آینه نگاه کنیم گونه و لب هایمان را پررنگ تر می کنیم و به خانه هایمان برمی گردیم.

 

۸ مارس روز جهانی زن مبارک 🌸

 

#زن #8مارس #فریباوفی #حتیوقتیمیخندیم #کتاب #نویسندهزن #نویسندهمعاصر #دنیایزنانه #نشر_مرکز

«سینوهه»

همیشه برام سوال بود چطوری دختر عموهام رمان های کلاسیک  رو چند بار می خونن و هر بار از خوندنش لذت می برن تا اینکه بعد از سال ها تصمیم گرفتم دوباره “سینوهه” رو البته با ترجمه ای غیر از ذبیح الله منصوری بخونم، اون زمان من دختر بچه مدرسه ای بودم که هیچ درکی از  رابطه زن و مرد نداشتم، هنوز تاریخ هنر نخونده بودم که مجذوب هنر مصر بشم، ارکان حکومت رو نمی شناختم و تجربه زیست محدودی داشتم و اگه ازم می پرسیدید سینوهه چه کتابیه ممکن بود بگم: کتابی در مورد یک پزشک مصری که خون شاهی داره.

اما کتاب ها با حال ما حرکت می کنن، مهم نیست که  قصه هاشون رو بلد باشیم  خط به خطش با اکنونت گره می خوره.

الان به نظرم  سینوهه کتابی است از شرح فقر و فساد و فجایعی که صاحبان قدرت به نام دین و خدایان بر سر ملت ها میارن!

اگه بیست سال دیگه خوندمش و به درک جدیدی ازش رسیدم خبرتون می کنم 😉 .

#سینوهه #کتاب #تجربههایهمه_نو

«بیروت ۷۵»

از تیمارستان که گریختم، اول از همه تابلویش را از سر در آن کش رفتم. تابلو را به ورودی بیروت بردم. تابلویی را که رویش نوشته بودند “بیروت” کندم و آن تابلو را به جایش کاشتم!

با خواندن کلمه “تیمارستان” زدم زیر خنده. در سپیده دمان، بیروت از پشت تابلو طلوع کرد، درست مثل دل و روده ی درنده ای دوزخی که آماده حمله است. به سوی لانه دویدم.

 

همه غم های عالم یک جا؟ سخت و تلخ بود قصه آدم های “بیروت ۷۵” به دشواری “تهران ۹۷”

 

#بیروت75 #سمیه_آقاجانی #کتاب #خاورمیانه #لبنان #بیروت #مطالعه

«سمفونی مردگان»

از “سمفونی مردگان” چه حرفی می شه زد که قبلاً نخونده و نشنیده باشید، اونقدر تحسین و تقدیر شده که جایی برای کامنت نمی ذاره. فقط اگه به طرفدار های عباس معروفی  بر نمی خوره با اجازتون من اینجا خیلی ریز یه خط می نویسم که اگه نگم می میرم:

 

“اگه رمان ها بر اساس دغدغه مندی تاریخ دار باشند، تاریخ مصرف سمفونی مردگان بیست سال پیش گذشت…” .

بخشی از کتاب:

مهار آیدین لحظه به لحظه از کف پدر بیرون می شد. سرکش و رام نشدنی. در زیرزمین حبسش می کردند، او در آن جا چنان سرگردم می شد که تا به سراغش نمی رفتند و اصرار نمی کردند بیرون نمی آمد. کتاب را ازبر می خواند و املا می نوشت. مدتی پول توجیبی اش را قطع کردند. در ماست بندی میدان سرچشمه مشغول شد. پاتیل شیر را هم می زد و روزی یک قران مزد می گرفت. پولش را کاغذ و کتاب می خرید، و پدر را بیشتر می چزاند. براش لباس نمی خریدند، با همان کهنه ها روزگارش را می گذراند. در بند هیچ چیز نبود و تنها به این فکر می کرد که از تخمه فروشی بیزار است، از تکرار زندگی پدر بدش می آید. از خیلی چیزها که بچه ها در چنین سال هایی از عمر دوست دارند، بدش می آمد.

 

#سمفونیمردگان #عباسمعروفی #کتاب #کتابخوانی #مطالعه

«هنر خوب زندگی کردن»

سادگیه اگه تصور کنیم خوندن یک کتاب می تونه زندگی مون رو متحول کنه و حلال تمام مشکلات باشه. “هنر خوب زندگی کردن” این حسن بزرگ رو داره که درک کنیم دغدغه هامون منحصربفرد نیستند و به تمام جزییات اش پیش از این فکر شده و حتی براش راه حل هایی پیشنهاد می شه که می تونید بپذیرید یا ردش کنید. محتوا و ترجمه به مراتب از کتاب “هنر شفاف اندیشیدن” بهتره و خوندش خالی از لطف نیست.

بخشی از کتاب:

جهان برزگتر، غنی تر و متنوع تر از آن چیزی است که تصورش را می کنیم. پس تا زمانی که هنوز جوان هستید سعی کنید تا جای ممکن، با نمونه های بسیاری برخورد داشته باشید. دراولین سال های بزرگ سالی، پول درآوردن یا ایجاد یک کسب و کار مهمترین مسئله نیست. این سال ها فرصت خوبی برای آشنایی با دنیای احتمالات است. با کمال میل از تجربه ها استقبال کنید. طعم هر آن چه را که سرنوشت برای تان مقدر می کند بچشید. بسیار مطالعه کنید، چون رمان ها ووداستان های کوتاه یک دنیای شبیه سازی شده ی عالی برای شما محسوب می شوند. فقط وقتی سن تان بالاتر رفت باید خط مشی خود را تعیین کنید و بسیار مشکل پسند شوید. از آن زمان به بعد دقیقاً می دانید چه چیزی دوست دارید و چه چیزی دوست ندارید. .

#هنرخوبزندگیکردن #رولفدوبلی #نشرچشمه #عادلفردوسیپور #کتابخوانی #کتاب #بهزادتوکلی #علیشهروز #پیشنهادکتاب

«زمانی که یک اثر هنری بودم»

حسن بزرگ کتاب های “اریک امانوئل اشمیت” اینه که هر  کتاب نخونی رو علاقمند می کنه.

ایده ها اونقدر جذابن که تا انتها مشتاقانه دنبال کنی. “زمانی که یک اثر هنری بودم” رو خیلی دوست داشتم و نمی دونم چرا زودتر نخوندمش! .

پ ن: درستش این بود که عکس جلد کتاب رو تو کارگاه مجسمه بگیرم ، شما علی الحساب اینو قبول کنید. .

#زمانیکهیکاثرهنریبودم  #اریکامانوئلاشمیت #کتاب #هنر #مجسمه #کتابخوانی #پیشنهادکتاب

«اعترافات هولناکِ لاک‌پشت مُرده»

مامان بزرگ که خبر را شنید ، چفت خانه اش را انداخت. می گفت”من فرستاده بودمت تو لشکر امام حسین. به چند زر و دینار خودتو فروختی ضیا؟”
هیچ کس هم به من نگفت که دو سال پیش بعد از تعزیه، عمر سعد قبلی را توی خیابان منصور گیر انداخته اند و چاقو زده اند. فقط روز عاشورا، آقا ایرج حرمله زیر گوشم گفت “زیادم جدی بازی نکن ضیا. شمر مهربونی باش. بچه های لب خط روی امام حسین حساسن.”

بعد از خوندن اولین کتاب “مرتضی برزگر” پست گذاشتم که آقای نویسنده “بیشتر بنویس” ، خوشبختانه کمتر از یک ماه کتاب دومش “اعتراف هولناک لاک پشت مرده” به چاپ رسید. کتاب داستان مردی که زنش مرده را در مدت سه شبانه روز در فضایی طنزآلود و گروتسکی روایت می کند، مرتضی برزگر نویسنده ای توانا در خلق قصه های جذاب و ایجاد موقعیت های خلاقانه است و شناخت کامل اش از ذائقه و ادبیات مخاطب امروز فروش کتاب هایش را تضمین می کند. پیشنهاد می کنم هر دو کتاب این نویسنده رو بخونید. .
◾راهنمای خواندن اعترافات هولناک لاک پشت مرده: در بعضی از قسمت های کتاب ممکن است شدت اکت و دیالوگ های شخصیت ها و رفتارهای غیر قابل باورشون باعث قطع ارتباط با محتوای کتاب بشه، از این چالش با بی خیالی بگذرید و به خوندش ادامه بدید 😊😉

#مرتضیبرزگر #رمانایرانی #کتاب #اعترافاتهولناکلاکپشتمرده #نشر_چشمه #مطالعه #کتابخوانی