بایگانی برچسب برای: پیشنهاد انیمیشن

فیلم  «بمب، یک عاشقانه»

“بمب، یک عاشقانه” دومین ساخته پیمان معادی، داستان موازی دو عاشقانه از دونسل را زیر بمباران های تهران در جنگ ایران و عراق روایت می کند. فیلمساز فیلم را به نشانه ها و فرهنگ دهه شصت متعهد دانسته و “بمب…” بمبارانی است از خاطرات مدرسه ها، صف های نفت، شعار نویسی و…. در این سال ها که برای هر مخاطب ایرانی ای دیدنی است. موسیقی استثنایی، طراحی صحنه و بازی های روان بازیگران خصوصاً پسر بچه که معصومیت اش منو یاد “مالنا” و “سینما پارادیزو” می انداخت ( اگر از بازی نچسب و تکراری لیلا حاتمی چشم پوشی کنیم)  و  چاشنی های طنز،  بمب را به فیلمی خوش ساخت تبدیل کرده است.

نگاه امیدوارانه معادی به نسل جدید که گفت و گو  را جایگزین سکوت به عنوان راه حل برون رفت از چالش ها انتخاب می کند را دوست داشتم. .

#پیمانمعادی #فیلمخوب #بمبیکعاشقانه #بمب

نمایش موزیکال «بینوایان»
“بینوایان اثری پینگلیشی”
نگاهی به نمایش موزیکال “بینوایان” در روزهای پایانی اجرا با کمرنگ شدن هجمه انتقادات و حواشی منصفانه تر به نظر می رسد. بی گمان مخاطب هدف حسین پارسایی و تهیه کننده در طراحی و اجرای نمایش بینوایان قشر متوسط رو به بالای جامعه بوده است. طراحی صحنه و لباس و دکور ، حضور ارکستر زنده صدنفره، حضور بازیگران ستاره سینما و تلویزیون ، تبلیغات گستره در منطقه ۱ و ۲ و حتی انتخاب سالن لوکس ترین هتل تهران همگی در مسیر جذب حداکثری این طیف از مخاطب است که به گواه آمار فروش موفق عمل کرده اند.
برخلاف تصورم “بینوایان” در فرم اجرا چندان هم بد نیست، آهنگسازی و اجرای قطعات عالی ، “بردیا کیارس” چهره بی نقص بینوایان است که علاوه بر رهبری ارکستر در اقدامی غیرمرسوم بازیگران را هم هدایت می کند. در صحنه های بازی روان سحر دولتشاهی و هوتن شکیبا در نقش زوج تناردیه، اجرا به شکل فاحشی قدرت می گیرد. اما نمی توان از عدم وضوح خوانش ریتمیک اشعار گذشت، لزوماً هر بازیگری خواننده نیست، ممکن است صدای خوبی هم داشته باشد اما در تاتر موزیکال این کافی نیست، مخاطب بخش زیادی از اثر را به دلیل ادای نامشخص اشعار توسط بازیگران به راحتی از دست می دهد، میمیک و حرکات چهره بازیگران قابل تشخیص نیست و مانیتورها هم کمکی نمی کند. اگر با اغماض از کنار این اشکالات فرمیک بگذریم از نظر من ایراد مهم بینوایان محتواست. متنی از ویکتور هوگو به روی صحنه می رود که بارها و بارها در مدیوم های مختلف در کشورهای مختلف جهان ارایه شده، انرژی و هزینه ای صرف محتوایی می شود که داستان کوزت و ژان وارژان را برای مخاطب هزاربار شنیده صرفا بازخوانی کند؟ حداقل هوشمندی پارسایی تبدیل بینوایان به نسخه ای اجتماعی تر و تعمیم آن به ایران امروز است. این بینوایان ترسو محافظه کارانه و بی تفاوت از کنار دغدغه های مخاطب می گذرد! حداقل گریز و اشاره ای هم نیست که نیست! هیاهو برای هیچ!
از سالن که خارج شدم زنی به همسرش گفت: ” انگار داشتی اس ام اس پینگیلیش می خوندی! ” بینوایان اثری پینگیلیشی است که به دلیل ناشناخته بودن تاترموزیکال و اپرا در فرهنگ ما با وجود تمام بزک ها در عمق مخاطب نفوذ نمی کند و لایه ای گذرا و سطحی می ماند. اگر به ادبیات کهن و پیشینه روایی مان رجوع کنیم متنی برگزینیم از قصص کهن و موسیقی ای که هویت ملی ماست، مخاطب را با نسخه ای مواجه می کنیم که از جنس اوست ، هنری که پینگیلیش نیست، بخشی از هویت ماست و تقلید نمی کند . بله سخت است اما بی شک دنیا با احترام بیشتری این سختی هویتمند را قضاوت می کند.
#بینوایان

تاتر «تروما»

در فقر رسانه های فرهنگ ساز اخیراً تاتری های کشور تریپی برداشته اند که باید همه مانیفست های فرهنگی ، سیاسی، اجتماعی و… را در قالب مونولوگ های طولانی و کشدار روی صحنه تاتر کشید و پیام داد و موعظه کرد!

نمایش “تروما” دقایق تلخ و گاها مشمئزکننده ای را در طراحی صحنه ای کلیشه ای (دوچرخه) جا داده که بگوید: “با معلولان خوب رفتار کنید” بی تاب بودم که هر چه زودتر تمام شود و از سالن فرار کنم که این همه شعار را یک جا نشنوم!

این نمایش به تازگی در تالار ایرانشهر به روی صحنه رفته و همانطور که قابل پیش بینی است حضور بازیگران مطرح باعث فروش اش شده،  شاخص ناکارآمدی برای ارزیابی اثر.  بعد از این  اجرا مدام ذهنم درگیر است که چه بلایی سر تاترمان آمده در کدام مکتب تاتر خواندید که نمایشنامه ، طراحی ، فرم ، اکت و مخاطب و همه همه ی عناصر نمایش  را یکجا دور ریخته اید و تروما طور ها را می سازید؟! .

حال بده بعد از اجرای بد.۱۳ آبان ۹۷

#تروما #تئاتر #افسانهماهیان #شقایقفراهانی #طنازطباطبایی #کاظمسیاحی #نمایش #هنر

فیلم «عرق سرد»
همونطور که از آنونس های “عرق سرد” متوجه شدید این فیلم اعتراضی به یک قانون غیرمنصفانه و ضد زنه با این تفاوت که برخلاف فیلم های مرسوم فمینیستی این بار قهرمان زن داستان شخصیت مظلوم و بی پناه و تو سری خوری نیست و برعکس زنی اجتماعی، موفق، کاپیتان تیم ملی فوتسال، قهرمان داستان قهرمان ملیه و این درد ماجرا رو بیشتر می کنه… فیلم با تدوینی عالی از یک مسابقه فوتسال نفس گیر شروع می شه ، سحر دولتشاهی، امیر جدیدی ، لیلی رشیدی و شاید باورتون نشه بعد از مدت ها باران کوثری همه به خوبی از عهده نقش هاشون بر اومدن اما عرق سرد فیلم درجه یکی نیست، من فکر می کنم دلیل اصلی اش پرداخت سطحی شخصیت هاست، اصل درد شخصیت ها رو نمی فهمیم یه جاهایی بهشون حق می دیم یه جایی همذات پنداری می کنیم یه جایی هم متعجب می شی از اکت ها و حرف هاشون!
با وجود ضعف ها عرق سرد رو به دو دلیل ببینید: اول اینکه فرزند زمانه خودشه، اعتراضیه به یک قانون نابرابرانه که دیدنش آدم رو به تفکر وادار می کنه و دوم سکانس خوش ساخت دونفره افروز و یاسر تو خونه که با وجود تمام محدودیت های سینمای ایران هوشمندانه ساخته شده. .
جمعه6مهر97. موزه سینما
.
#عرقسرد #امیرجدیدی #بارانکوثری #سینمایایران #سهیلبیرقی #سحردولتشاهی #لیلی_رشیدی #فیلم #سینما

فیلم «شعله ور»
آقای نعمت الله ، آقای نعمت الله عزیز، کارگردان درجه یکه “وضعیت سفید” ساز ، چرا وقتی فیلمنامه ات چفت و بست نداره فیلم میسازی؟! چرا قیمه ها رو می ریزی تو ماست ها؟! چرا وقتی تو یه قدمی فیلم درجه یک ساختنی به درجه سه و چهار راضی می شی؟! لوکیشن عالی، سیستان و بلوچستان فوق العاده! سوژه ی خوب، بازی ها قابل قبول! خب فیلمنامه ات رو یه چندبار بازنویسی می کردی بعد می رفتی سراغ ساخت که اینجوری حیفشون نکنی! از شما حرفه ای ها بعیده اینقدر ساده رد بشید از این موضوع مهم! فیلمت که دو تکه جدا از همه، تهران و سیستانت بهم گره نخورده! ماجرای دکه و گلخونه و وحیده هم که نیمه کاره تو هوا رها می شه! قصه غواصت هم خوب درنیومده! فرید چرا یهو اینقدر متحول و جانی و عجیب غریب می شه! نوید چرا راحت با فضای زابل کنار میاد! هواپیما دست ساز چی بود این وسط؟! چیکار می کنی با فیلمنامه ات؟؟ شما که همایون و کیخسرو رو دست راستت داری چشمت رو نبند رو موسیقی غنی سیستان… شما که اینقدر مهارت داری شخصیت پردازی کنی و لیلاحاتمی “رگ خواب” رو بسازی یا گلشیفته و گلزار “بوتیک” ، پازل های قصه رو درست بچین باور کنیم “امین حیایی” رو که استثنا اینجا خوبه. در مجموع “شعله ور” می تونست یه اثر سینمایی خوش آب و رنگ پر تصاویر زیبا و کمتر دیده شده از سیستان و بلوچستان باشه اما داستان از هم گسیخته و فیلمنامه ضعیف مانع از خلق یک شاهکار سینماییه. شعله ور یه فیلم متوسطه نه به بدی “آرایش غلیط” نه به خوبی “بوتیک”.
.
#روزملیسینمامبارک #حمیدنعمتالله #شعلهور #امینحیایی #سینما #سیستانوبلوچستان #فیلم #فیلمنامهنویسی

تاتر  «ریچارد»

نمایش “ریچارد” اثر اقتباسی حمیدرضا نعیمی  که اینروزها در تالار وحدت به روی صحنه رفته است، به مراتب از دیگر آثار اجرا شده این سالهای او ضعیف تر است. به ویژه در ایفای نقش بازیگران، حامد کمیلی یه تنه جور هم تیمی هایش را می کشد.

ریچارد نقد گزنده و بی پروایی است به اوضاع و احوال سیاسی ایران امروز، پر از نماد و نشانه های زیرکانه و گل درشت که در آشفته حالی و اوضاع ملتهب متوقع فروش است و جذب تماشاچی .

نعیمی از تبلیغات محدود اثرش ، ضعف دولتمردان، عدم همکاری و … گلایه مند است و کیست که نداد تماشای تاتر دغدغه چند هزارم مردم این شهر است.

ریچارد با این جمله به پایان می رسد:

“مردم هرگز ما را نخواهند بخشید”

“مردم هرگز ما را نخواهند بخشید”

“مردم هرگز ما را نخواهند بخشید”

… #تاترببینیم #حمیدرضانعیمی #ریچارد #حامدکمیلی #هنر #تالاروحدت #شکسپیر #ریچاردسوم

انیمیشن coco

کوکو، انیمشن خلاقانه ی پیکسار بر اساس اندیشه جشن مردگان در مکزیک ساخته شده، پیشنهاد می کنم حتماً ببینید چون این انیمیشن نمونه آموزشی موفقی از ایده یابی و تفکر در خرده فرهنگ ها و باورهای سنتی، مذهبی و اعتقادیه. موضوعی که تو همه روستاها، شهرها و کلانشهرهامون به وفور دیده می شه و کمتر نویسنده و کارگردان و مستندساز ایرانی ای بهشون سر می زنه. ریشه ها و باورهای سنتیمون عین سوژه است فقط کافیه عمیق تر بهشون نگاه کنیم.

 

:: به تازگی با دوبله ای قابل قبول وارد شبکه خانگی شده، فقط اگه می خرید بسپارید خش دار بود برمی گردونم! .

#فیلمنامهنویسی #انیمشین #کوکو #هنر #انیمشینکوکو

تاتر  «رومولیت»

تاتر “رومولیت” اثر مصطفی کوشکی برداشت آزادی از نمایشنامه رومئو و ژولیت شکسپیره، دیشب در تاتر مستقل اجرای پایانی رفت که خوشبختانه دیدیمش.

بر خلاف انتقاداتی که به گیشه محوری اجراها در سالن های خصوصی می شه بعد از تماشای دومین اثر مصطفی کوشکی فکر می کنم این کارگردان درک صحیحی از تاتر و سلیقه مخاطب داره، رومولیت و اثر قبلی کوشکی یعنی رویای نیمه شب تابستان هر دو نمونه های موفقی از یک پروژه نمایشی قابل اعتنان،  در زمانه ای که هنرهای نمایشی کشور با بحران مانیفستی مواجه شده و در فقدان طراحی و خلاقیت از شعارزدگی رنج می بره،  کوشکی با استفاده از طراحی صحنه ای خلاقانه، موسیقی ای به جا ، طراحی لباس و گریم های حساب شده  تاتری پر از فرم ، رنگ و اکت ساخته که روایت طنازانه ای از داستان قدیمی عشق است. هر چند نمایشنامه رومولیت در پرداخت کاراکتر دایه و رابطه ارواح با کلیت داستان می لنگه اما ضعف نمایشنامه در جادوی طراحی های اثر پوشش داده شده ضمن اینکه رومئو و ژولیت اونقدر برای مخاطب آشناس که با روایت جدید کوشکی به راحتی ارتباط برقرار می کنه.

دیشب تصمیم گرفتم همه کارهای کوشکی رو ببینم چون این آدم زبان تاتر رو می شناسه و آثارش ادای تاتر رو در نمیاره خوده خوده تاتره…

تاتر «زهرماری»
زهرماری تاتر پیچیده ای نیست، برشی ساده از اتفاقات زیرزمین خانواده ای در یک نیمروزه، بازی های عجیب غریب و پیچیده ای هم نداره، پر ستاره هم نیست، کارگردان معروفی هم نداره ، پایان بندی اش هم که رو هواست، همینطور که در پوستر می بینید حتی گرافیک اش هم قابل قبول نیست پس چرا مخاطب رو راضی از سالن می فرسته بیرون؟
من فکر می کنم به یک دلیل ساده، قصه، روایت… مخاطب این تاتر در طراحی صحنه ای نوستالژیک یه قصه شسته رفته با چاشنی طنز می شنوه و میاد بیرون، ما تشنه شنیدن قصه های چفت و بست دار ایرانیزه ایم بس که رفتیم تاتر و فقط فرم دیدیم…
چی شده که با اون پیشینه غنی داستان های ایرانی اینقدر از تعریف یک قصه ساده عاجزیم؟ .
جمعه7اردیبهشت97.تماشاخانه پالیز
#تاتر #روایتگری #قصه #نمایشزهرماری #هنر #علیاحمدی #تماشاخانه_پالیز

فیلم  «مغزهای کوچک زنگ زده»

یادتون میاد بعد “خشم و هیاهو” گفته بودم هومن سیدی کارگردان آینده داریه؟ حالا با دیدن “مغزهای کوچک زنگ زده” مصمم تر از سال پیشم.

در زمانه ای که کارگردان ها برای فرار از هزینه های فیلمسازی به ساخت فیلم های شهری و خیابونی و خونگی رو اوردن، سیدی به استقبال  لوکیشن های سخت و صحنه های درگیری به سبک فیلمسازهای هالیوودی رفته و با وجود مضمون اجتماعی اش جنس فیلم تازگی داره، حسن دیگه مغزهای کوچک زنگ زده استفاده به جا از موسیقی و سکوت و ریتم خوبشه.

ضمن اینکه نوید محمدزاده یک بازیگر واقعیه!  تو هر نقشی به شکل همون در میاد و فوق العاده اجراش می کنه، اینجا هم با نوید محمدزاده متفاوت و جدیدی مواجهیم که خیز برداشته واسه سیمرغ بازیگری اول مرد!

سعی کنید تو جشنواره ببینیدش پیش بینی ام اینه که واسه اکران سانسور بخوره!

پ ن: این اولین و احتمالا آخرین فیلمی بود که تو جشنواره امسال دیدم، ان شالله تو اکران جبران کنم 😉

#فیلم #جشنوارهفیلمفجر #هومنسیدی #نویدمحمدزاده #سینمایایران #هنر #مغزهایکوچکزنگزده