بایگانی برچسب برای: تاتر

فیلم «سدّ معبر»
فیلم5: سد معبر (محسن قرایی)

فیلمنامه را  سعید روستایی  فیلمنامه نویس و کارگردان جوان فیلم “ابد و یک روز” نوشته و انصافا هم فیلمنامه خوبی است، داستان ملموس زندگی همین آدم های اطرافمان،ای کاش خودش هم کارگردانی کرده بود. سد معبر در این جشنواره رقبای سر سختی دارد و بعید می دانم علی رغم پیش بینی های پیش از جشنواره ره به سیمرغ ببرد.  باران کوثری در سکانس پایانی فیلم با اغراق بی جا یه تنه فیلم را به کما می برد، گلایه کرده بود که چرا حامد بهداد کاندید بهترین بازی مرد نشده که به زودی با دیدن باقی فیلم های جشنواره حرفش را پس خواهد گرفت، از تماشای بازی روان محسن کیایی لذت بردم و اگر کارکنان شهرداری به این فیلم معترض نشوند در اکران عمومی”سد معبر” را باید دید.

#جشنوارهفیلمفجر #سدمعبر #محسنقرایی #حامدبهداد #بارانکوثری #محسنکیایی #فیلم #سینما #سیوپنجمینجشنوارهفیلمفجر #جشنوارهفیلمفجر95 #سعیدهآرین

فیلم «بدون تاریخ، بدون امضا»
فیلم ۸: بدون تاریخ، بدون امضا (وحید جلیلوند) این فیلم از نظر فرم و محتوا مشابهت زیادی با “جدایی نادر از سیمین” فرهادی دارد، داستان یک زوج پزشک و زوجی از طبقه فرودست جامعه که در اثر یک حادثه تلخ (مرگ فرزند) در نقطه ای بهم پیوند می خورد، فیلمنامه چفت و بست خوبی دارد و اکت کاراکترها باورپذیر است تا زمانی که قدیس سازی از پزشک به شکل اغراق شده ای ادامه پیدا می کند، تم وجدان در شخصیت اصلی با بازی بی نقص امیر آقایی به نوعی خودآزاری تبدیل می شود! نوید محمد زاده در نقشی مشابه شهاب حسینی جدایی نادر از سیمین بازی ای حسی و به مراتب قوی تر دارد، هدیه تهرانی در نقش همسر پزشک کاراکتری منفعل است و کارکردش به یک همسر تعدیل گر محدود شده، در مقایسه با ساخته دیگر وحید جلیلوند “چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت” این فیلم حرف تازه ای ندارد اما نمی توان منکر خوش ساختی اش شد. همه جا صحبت از تلخی و اندوه بی پایان فیلم های امسال است و این فیلم یکی از تلخ ترین هاست اما من فکر می کنم هنر متاثر از فضای اجتماعی است نمی توان فقر و فلاکت و گورخوابی و بیکاری و …. را دید و از گل و بلبل فیلم ساخت! وحید جلیلوند در دو ساخته اخیرش به عنوان فیلمسازی اجتماعی نشان داده با چشمانی باز نمایشگر تلخی ها و ناکامی های اجتماعی است، به این امید که بتواند تلنگری بزند بر این تن سال ها خفته!
پ ن1: نوید محمد زاده شایسته سیمرغ نقش مکمل مرد بود، خش و حلالوش.
پ ن2: بازی امیر آقایی در این فیلم یه سر و گردن از محسن تنابنده فراری بالاتره، باز هم قضاوت با شما پس از اکران.

#جشنوارهفیلمفجر #وحیدجلیلوند #امیرآقایی #هدیهتهرانی #بدونتاریخبدونامضا #نویدمحمدزاده #فیلم #سینما #سعیدهآرین

فیلم «نگار»

فیلم4: نگار (رامبد جوان)نقطه قوت فیلم نگار تدوین موازی و روایت همزمان گذشته و حال است که آن هم به در مسیر پیشبرد روایت نیست بیشتر تکنیکی است برای پوشاندن حفره های فیلمنامه این را همین اول گفتم که توقع بیشتری از نگار نداشته باشید این فیلم کلکسیونی کاملی است از بازی ها بد، به نظر می رسد مانی حقیقی اصلا فیلمنامه را نخوانده و در ژانر جنایی کاملا کمدی و ۵۰ کیلو آلبالویی بازی می کند، محمد رضا فروتن با آن رگ گردن بیرون زدن ها و اغراق های بازی های عاشقانه به حدی بد است که در بعضی سکانس ها ترجیح داده اند تصویرش را حذف و به صدا اکتفا کند! از افسانه بایگان هم که توقعی نیست، اشکان خطیبی تنها بازیگری است که در سکانسی کوتاه حد متوسطی دارد در این میان نگار جواهریان همسر آقای کارگردان هم که با بازی های درخشانش در “اینجا بدون من” و “قندون جهزیه” و … در لیست بهترین های سینمای ایران جا داشت به جز در سکانس شب اصطبل علی رغم تلاش مشهودش ضعیف است، استایل ای بازیگر مناسب نقش اکشن و بالا و پایین های زیاد نیست و در سکانس های زد و خورد مصنوعی و غیر قابل باور است، شخصیت پردازی نگار در نیامده و نه فیلمنامه و نه بازی نگار جواهریان مخاطب را به این نقطه نمی رساند که چطور این شخصیت از یه دختر پولداره زیبا به قاتلی بیرحم تبدیل می شود؟ فیلمنامه حداقل هوش و ذکاوتی برای کاراکتر زن اصلی اش قایل نیست و نگار شبیه یک ربات و مطابق الهامات پدرش عمل می کندو به راحتی هرچه تمامتر و غیر قابل باور  قهرمان اسلحه بدست داستان می شود؟
بگذریم از خلأ های فیلمنامه و اینکه رمز گاوصندوق از کجا آمد و نگار چطور اسلحه تهیه می کند و بدون تمرین تیرش هدف می خورد  و اینکه اسلحه اش تغییر می کند،  با چه منطقی به این نقطه می رسد که با کشتن انتقام بگیرد؟ و باز هم  بگذریم از صحنه های اکشن فیلم که خنده دار از آب درآمده و حتی بگذریم از دیالوگ ها به شدت آبکی و کلیشه ای فیلم، از تعریف و تمجدیدهای اغراق شده رفقای کارگردان  و ۹ مورد کاندید شدن این فیلم ضعیف نمی توان گذشت! اگر هدف سیاستگذاران جشنواره ترویج ژانر جنایی و تکنیک های دیوید لینچی است نمونه های ایرانی “اعترافات ذهن خطرناک من” و ” اژدها وارد می شود” و “ماهی و گربه” به مراتب قوی ترند، اگر قصدشان حمایت از کارگردان های فیلم اولی است که در همین جشنواره بهتر از نگار هست و اگر قرار است از تلاش های به حق رامبد جوان به بهانه ای تقدیر شود مناسبت غیر سیمرغی الاماشاالله….

فیلم «خوب، بد، جلف»
فیلم3: خوب،بد،جلف (پیمان قاسمخانی)

در تعریف طنز آورده اند “طنز یعنی گریه کردن قاه قاه، طنز یعنی خندیدن آه آه”، ژانر طنز در سینمای ایران از مرز نیاز گذشته و به یک ضرورت اجتماعی تبدیل شده ، مخاطب امروز تشنه فضای شاد و طنازی است که بتواند در آن فارغ از دغدغه هایش دقایقی بخندد.  این ها را گفتم که فکر نکنید با طنز خصومتی دارم، برعکس از طرفداران پر و پا قرص طنز خوبم. با این مقدمه  اگر فکر می کنید نمی توان از همه چیز گفت و هیچ حرف حسابی نزد “خوب، بد، جلف” را ببینید، این فیلم مصداق عینی پرگویی و هذیان آدم های امروز است، هر چیزی که به ذهنتان می رسد از اعتیاد و فوتبال و فضای مجازی و تضاد طبقاتی و … گرفته تا پلیس بازی و فیلم هندی و فساد و … در لابه لای فضاهای این فیلم گنجانده یا بهتر بگویم “چپانده” شده. فیلمی کاملا گیشه ای، از همان هایی که به راحتی رکورددار فروش خواهد شد. تکرار بازی “پژمان جمشیدی” و “سام درخشانی” سریال تلویزیونی  پژمان و اضافه شدن “حمید فرخ نژاد” ترکیب سه نفره ای ساخته که با تکه پرانی و ادا و اطوارهای فان حسابی می خنداند اما اگر توقع تان از مدیوم سینما چیزی بیش از خنداندن است پیمان قاسمخانی هم  ناامیدتان می کند.  به نظر می رسد قاسمخانی با بازی دادن بی دلیل مجید مظفری ، امیر مهدی ژوله ، رضا رویگری، بهاره راهنما و … و ورود کاراکترهای پی در پی بیشتر به دنبال ادای دین به شخصیت های محبوبش بوده تا حرکت در مسیر داستان. او از باهوش ترین های سینماست و احتمالا خودش هم از جدی گرفته شدن فیلمش از سوی داوران جشنواره غافلگیر شده، اگر به طرفدارهای فیلم بر نمی خورد معتقدم خوب،بد،جلف نه به دلیل محتوای طنز بلکه به دلیل پرداخت شتابزده و ساده انگاری هنری ، فاقد پارامترهای حضور در بخش سودای سیمرغ جدی ترین رقابت سینمایی کشور است.

#جشنوارهفیلمفجر #خوببدجلف #پیمانقاسمخانی #پژمانجمشیدی #سامدرخشانی #حمیدفرخنژاد #فیلم #سینما #جشنوارهفیلمفجر95 #سیوپنجمینجشنوارهفیلمفجر #سعیده_آرین

فیلم «تابستان داغ»
فیلم ۲: تابستان داغ (ابراهیم ایرج زاد)

همیشه فکر می کنم فیلم خوب فیلمی است که بعد از دیدنش آدم دیگری شده باشم، این فیلم به شایستگی نمایشگر دغدغه های زنانی است که برای بدست آوردن جایگاه اجتماعی و تامین معاش در این سال های سخت جامعه ایرانی در شرایط غیر استاندارد شاغلند و از طرف دیگر رسالت مهم مادری را بر دوش می کشند. “تابستان داغ” قصه جدال داغ  کار و خانواده زن ایرانی است و هر جدالی قربانیانی دارد که  در این فیلم  قربانیان این جنگ دو کودک اند، معصومیت و مظلومیت قربانیان بی گناه دلت را ریش می کند و نه تنها تلنگر می زند بلکه شانه هایتان را به  سختی و تلخی می تکاند. پریناز ایزدیاز با وجود شباهتش با طبقه اجتماعی سمیه در فیلم “ابد و یک روز” بازی ای روان و باورپذیر دارد، علی مصفا هم متفاوت از دیگر نقش هایش ظاهر شده (نه در حدی که شایسته کاندیداتوری نقش مکمل مرد باشد)، مینا ساداتی در این نقش بی نظیر است، صابر ابر هم متوسط های بازی های همیشگی اش را دارد اما بی شک این فیلم به شدت مدیون بازی درخشان و بی نقص دختر ۶ ساله “مانیا علیجانی” است پدیده ای که امسال در دو فیلم آذر و تابستان داغ حضور دارد. فیلمبرداری خوب، کارگردانی سنجیده و فیلمنامه حساب شده این فیلم را به تاثیر گذارترین های امسال تبدیل کرده است.

خوشبختانه هیات داوران جشنواره با همه خرابکاری هاش این فیلم رو خوب دیده وبا ۱۲ کاندیدا رکورد دار کاندیداتوری ادوار مختلف جشنواره فجر است، نوشتن و حرف زدن از تابستان داغ آسان نیست فیلمی که نمی توان بعد  از تماشایش آدم دیگری نشد!

#جشنوارهفیلمفجر #تابستانداغ #ابراهیمایرجزاد #پرینازایزدیار #صابرابر #علیمصفا #میناساداتی #مبیناعلیجانی  #فیلم #سینما #سیوپنجمینجشنوارهفیلمفجر #جشنوارهفیلمفجر_95 #سعیدهآرین

فیلم  «مادری»

فیلم ۱: مادری (رقیه توکلی)

 

این فیلم روایت اندوه عاشقانه دو خواهر است، یکی(هانیه توسلی) عامدانه از عشق می گریزد و دیگری (نازنین بیاتی) عشق اش را از دست داده است. داستان گرفتار خرده روایت هایی است که  با  ریتمی کُند و کشدار پیش می روند، مشکل عمده فیلم پرگویی است و شخصیت اصلی داستان با بازی قابل قبول نازنین بیاتی علاوه بر اینکه پدر و مادر و عشق اش را از دست داده، از دوست نزدیکش نارو می خورد و درگیر مشکلات خواهرش می شود، روایت خطی و تصمیم فیلمنامه نویس برای گنجاندن تمام تلخی و بدبختی های عالم در کالبد نحیف شخصیت اصلی یادآور فیلم “لاک قرمز” است  و این حجم از سیاه نمایی کمتر در حوصله و توان روحی مخاطب می گنجد. لوکیشن فیلم شهر یزد است و همه کاراکتر های اصلی بدون لهجه صحبت می کنند و به نظر می رسد کاراکترها بی دلیل به این شهر سنجاق شده اند،با توجه به جذابیت های بصری و کارکرد معماری شهر یزد این فیلم می توانست با به خدمت گرفتن به جای بازیگران توانمدی مثل هومن سیدی و هانیه توسلی و نازنین بیاتی روایتی جذاب و دیدنی از عاشقانه ای آمیخته با اقلیم و فرهنگ این شهر روایت کند که متاسفانه قربانی کم تجربگی کارگردان و ضعف شدید فیلمنامه شده است.

 

#جشنوارهفیلمفجر #مادری #رقیهتوکلی #فیلم #سینما #هانیهتوسلی #نازنینبیاتی #هومنسیدی #سیوپنجمینجشنوارهفیلمفجر #جشنوارهفیلمفجر_95 #سعیدهآرین

تاتر  «یک رویای نیمه شب تابستان»

تاتر طنز “رویای یک شب نیمه تابستان” به کارگردانی “مصطفا کوشکی” آخرین روزهای اجرا رو در سالن تاتر مستقل تجربه می کنه، متنی از شکسپیر با چاشنی شوخی های اروتیک که مولفه تاتر های امروز ایرانه! نقطه قوت کار بدن و اکت حساب شده کاراکترهاست و بهتر از اون طراحی صحنه، لباس و گریم.

ضمن اینکه امیر مهدی ژوله نویسنده و روزنامه نگار خلاق و محبوب من رسما بدترین بازیگر این تاتره 😉 پیشنهاد می کنم ، تماشاش رو تو برنامه بزارید 🙂

اولین تجربه نمایشنامه نویسی ام/ سرخ شده با روغن زیاد
.
عکسی از اجرای تاتر “سرخ شده با روغن زیاد”
نوشته: سعیده آرین
کارگردان:محمدجوادبدیعی
بازیگران: محمدجوادبدیعی
مهدی صادقی
رضا صدقی
صالح شهبازی
در جشنواره تاتر لارستان، سال اش رو یادم نمی آد، نمی دونم، ۹۲ یا ۹۳
این اجرا و تیم اجرایی رو خیلی دوست داشتم، خدا یارتون باشه.

فیلم  «شاید وقتی دیگر»

“بهرام بیضایی” فیلم “شاید وقتی دیگر” رو خیلی سال پیش ساخته،تماشای این فیلم به دلیل ضرباهنگ کند و میزانسن های تاتری از حوصله مخاطب امروز خارجه! مدت ها پیش این فیلم رو با کیفیت افتضاح و از سر وظیفه دیده بودم که چند روز پیش خیلی اتفاقی سی دی اش رو از آرشیو فیلم های قدیمی خانه هنرمندان خریدم؛ بازی “سوسن تسلیمی” یه چیزی تو مایه های شاهکاره و بهتر از اون توجه و پرداخت هوشمندانه بیضایی به نظریات روانشناختی یونگ و کهن الگوی مادره، یه سکانس بی نظیر از روایت مادرانه در گذشته داره که به حق می تونه جز ۱۰ سکانس ماندگار تاریخ سینمای ایران باشه، پیشنهاد نمی دم فیلم رو ببینید ممکنه خستتون کنه اما حیفه این سکانس رو از دست بدید!

#سوسنتسلیمی#بهرامبیضایی#سینمایایران#فیلم#سینما#کهنالگو#مادر#هنرمند#بازیگر#شایدوقتیدیگر

فیلم  «سیانور»

فیلم “سیانور” رو به دلایل زیادی دوست داشتم اما برای من جذاب ترین بخش فیلم پوسترشه که خیلی هوشمندانه و متناسب با احوالات فیلم طراحی شده، انتخاب این پوستر با فضا و طراحی دهه ۵۰ می تونست برای این پروژه سینمایی یه ریسک باشه، ممکن بود بخشی از جامعه نتونن با این طراحی ارتباط برقرار کنند اما خوشبختانه ایده طراح گرفته و سیانور هم خوب می فروشه،پیشنهاد می کنم با تماشای این فیلم از ترویج ایده های تبلیغاتی خلاقانه حمایت کنید … اینروزها سینمای ایران مثل حال مردمش خیلی تلخ و گزنده شده ما هم که عادت کردیم با چشم های نمناک سالن رو ترک کنیم و عادت کردیم فقط از خودمون بپرسیم چرا؟ و عادت کردیم و  عا…

#سینمای_ایران #سینماگردی #سیانور#فیلم #سینما#هنر