بایگانی برچسب برای: تاتر

فیلم  «مغزهای کوچک زنگ زده»

یادتون میاد بعد “خشم و هیاهو” گفته بودم هومن سیدی کارگردان آینده داریه؟ حالا با دیدن “مغزهای کوچک زنگ زده” مصمم تر از سال پیشم.

در زمانه ای که کارگردان ها برای فرار از هزینه های فیلمسازی به ساخت فیلم های شهری و خیابونی و خونگی رو اوردن، سیدی به استقبال  لوکیشن های سخت و صحنه های درگیری به سبک فیلمسازهای هالیوودی رفته و با وجود مضمون اجتماعی اش جنس فیلم تازگی داره، حسن دیگه مغزهای کوچک زنگ زده استفاده به جا از موسیقی و سکوت و ریتم خوبشه.

ضمن اینکه نوید محمدزاده یک بازیگر واقعیه!  تو هر نقشی به شکل همون در میاد و فوق العاده اجراش می کنه، اینجا هم با نوید محمدزاده متفاوت و جدیدی مواجهیم که خیز برداشته واسه سیمرغ بازیگری اول مرد!

سعی کنید تو جشنواره ببینیدش پیش بینی ام اینه که واسه اکران سانسور بخوره!

پ ن: این اولین و احتمالا آخرین فیلمی بود که تو جشنواره امسال دیدم، ان شالله تو اکران جبران کنم 😉

#فیلم #جشنوارهفیلمفجر #هومنسیدی #نویدمحمدزاده #سینمایایران #هنر #مغزهایکوچکزنگزده

فیلم memories on stone

فیلم “خاطرات روی سنگ” اثر شوکت امین کورکی کارگردان کرد عراقی داستان جدال زنان و فعالان عرصه هنر است با سنت و دگم اندیشی و تحجر… خاطرات روی سنگ با فیلمنامه چفت و بست دار و بازی های روان و کارگردانی کم نقص بی شک یکی از بهترین آثار سینمایی جهان عرب است.
با وجود تمام قابلیت های هنری اثر آنچه بیشتر برایم قابل توجه است عرض اندام سینمای کشوری است به نام عراق! جوانه ای میان دود و آتش. گمانم همین روزها مانند فوتبال و نفت و اقتصاد و… بایستی منتظر مفهوم جدی ای با نام “سینمای کشورهای عرب” بود…

پ ن: اینو کجای دلمون بذاریم؟! 😀😉

#خاطراترویسنگ #سینما #سینمایعرب #هنر #پیشنهادفیلم

فیلم «خفه گی»
“خفه گی” رو تو جشنواره ندیدم ، اثر جدید کارگردان “قرمز” عشق فیلم ها رو غافلگیر می کنه! توقع نداری بری سینما و یک فیلم ایرانی سیاه و سفید ببینی، فضای سنگین و لوکیشن های خاص به همراه فیلمبرداری بی نظیر مسعود سلامی، کادربندی های دکوپاژ شده و استفاده از نور غیر طبیعی و… باعث شده این فیلم به لحاظ فنی یه اثر خوب و متفاوت در سینمای ایران باشه.
شروع قوی فیلم در سکانس های مربوط به آسایشگاه شما رو به دیدن یک شاهکار ترغیب می کنه اما در سکانس های بعدی با حضور پولاد کیمیایی، استفاده از تکنولوژی نامانوس ، بازی ماهایا پطروسیان و صحنه حضور پیرمردها فضای سرد و سنگین اش شکسته می شه و به مرور در سکانس های پایانی دوباره انسجام می گیره، بازی در سکوت های نوید محمدزاده مثل همیشه عالیه و شاید باور نکنید که الناز شاکردوست هم متفاوت از نقش های دیگه اش خوب ظاهر شده… به نظر من ضعف فیلم انتخاب روایتی کلیشه ای و قصه ای خام دستانه است، به نظر می رسه سینمای ایران به طور کلی قدرت قصه گویی رو از دست داده ، شاید رجعت به گذشته بتونه این ضعف رو تیمار کنه.
در آخر اینکه این فیلم رو حتماً در سینما و با یک همراه شجاع تر از خودتون ببینید 😉
#سینمایایران #خفگی #خفهگی #فریدونجیرانی #نویدمحمدزاده #النازشاکردوست #فیلم #سینما #پیشنهادفیلم

تاتر «شوایک»
تاتر “شوآیک سرباز ساده دل” به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا نعیمی، طنز تلخی است با مضمون “جنگ” … در روزگاری که جنگ دامنش را در هر گوشه دنیا گسترانیده، خندیدن به این تراژدی راحت نیست!
آخرین ساخته نعیمی، تمامی مولفه های نمایشی یک اثر خوش ساخت را داراست، طراحی لباس و نور و بازی ها همه در بهترین حالت اند و بی شک از تماشای آن در تالار وحدت لذت خواهید برد، از نظر من تنها ضعف کار پرگویی و لقمه جویده در دهان مخاطب گذاشتن اثر است، موضوعی که همچنان بر خلاف نظر حبیب به آن معتقدم، تاتر مانیفست نیست، شوآیک هم مانند سقراط و دیگر آثار نعیمی زمان تحلیل و کنکاش را از مخاطبش می گیرد آنقدر که نعیمی برایمان حرف دارد و از حق نگذریم حرف هایش هم انصافا شنیدنی است.
تماشای این کار شدیداً پیشنهاد است.

فیلم  «ساعت 5عصر»

در زمانه ای که سینمای طنز، شوخی های جنسی ،ترانه های اونوری_ اینوری و ممنوعه های  ظاهری _کلامی را دستمایه خنداندن مخاطب ایرانی قرار داده، فیلم به شدت  محافظه کارانه مهران مدیری طنز متفاوتی محسوب می شود. تفاوتی که با ذائقه مخاطب ایرانی  سازگار نیست و بر خلاف تصور و تبلیغات با فیلمنامه ای ضعیف ، بازی های تکراری و سکانس های کشدار خسته کننده  از پس خنداندن هم بر نمی آید. “ساعت ۵ عصر” فروش خوبی داشته و احتمالاً  خواهد شد اما بهتر است سازندگان  این فیلم هم مثل “نهنگ عنبر2” و “گشت ارشاد” و “اکسیدان” و… بدانند این رکوردها را به شدت مدیون فقدان سرگرمی، محیط شاد و طنازانه در زندگی اجتماعی ایرانی ها هستند نه زیرکی و خوش ساختی آثارشان!

#درانتظارتماشاییکطنزدرستو_درمون

#سینما #فیلمطنز #ساعت_5عصر #مهران_مدیری #نقد

فیلم  «نفس»

فیلم “نفس” روایتی خلاق از دنیای ناشناخته و پر رمز و راز بهار است…

“نرگس آبیار” کارگردان فیلم شیار143 در این اثرش با رهایی از کلیشه ها مخاطب را غافلگیر می کند، فیلمبرداری، داستان، نریشن و… همه در خدمت نمایش دنیای کودکانه است.

اگر با  سکانس های کشدار و عدم حضور سوپر استار مشکلی ندارید، “نفس” به شبکه خانگی وارد شده ، پیشنهاد می کنم ببینید.

«نقدی بر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر»

سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در میان هیاهو، اعتراضات و تحریم های بی سابقه هنرمندان سینما روز پنجشنبه ۲۱ بهمن با معرفی نفرات برتر به کار خود پایان داد به عنوان یکی از مخاطبین پیگیر ( 😉 )فیلم ها و حواشی چند نکته برایم جذاب بود:
۱. پس از اعلام کاندیداتورهای جشنواره تقریبا همه فیلم های حاضر معترض و مدعی کاندیداتوری بودند، گذشته از کج سلیقگی هیات داوران ریشه اصلی این هجمه را در رقابت نزدیک فیلم های بد، متوسط و معمولی می دانم، حضور ۳۰ فیلم در ژانرهای مختلف و با شرایط فنی مشابه هر فیلمسازی را در مقام معترض قرار می دهد، دقیق تر بگویم، کارگردان اثرش را در رقابتی سطح پایین برتر از دیگران می بیند. در صورت جدیت و فیلتر داوران در گزینش آثار بخش سودای سیمرغ بخش قابل توجهی از اعتراضات در همان مرحله پاسخ داده می شد، هر چند انتخاب میان بد و بدتر کار راحتی نیست در این جشنواره فیلم هایی در این بخش پذیرفته شده اند که به هیچ وجه در حد و اندازه های این رقابت نبودند.
۲. این عبارت”سیمرغ کیلویی چند؟” تعارف و خود دلداری ای بیش نیست، فجر جدی ترین فستیوال سینمایی کشور است و هر فیلمسازی آرزوی برنده شدنش را دارد، پس چه شده که لیلا حاتمی بعد از دریافتش می گوید داوران دوستان پدرم بودند، یا ثریا قاسمی با آن کسوت و سن و سال از بی اهمیتی سیمرغ دم می زند، این نوع بازخوردها نشانه های ناکارآمدی هژمونی های فرهنگی و به عبارتی رو شدن دست متولیان فرهنگ و هنر سفارشی است، حنایی که در میان تبلیغات پر زرق و برق اش بدجوری رنگ می بازد.
۳. مردم و منتقدین معترض اند که چرا سینما خصوصا در این جشنواره تلخ و دردناک و سیاه نماست! بخشی از این سیاهی به الگو سازی جشنواره در دوره های پیش باز می گردد وقتی فیلم “ابد و یک روز” تقریبا در همه بخش ها کاندید و سیمرغ بر است بدیهی است که در ساخته های آتی موثر باشد اما ریشه اصلی این اندوه در جامعه است، هنر متاثر از اجتماع را نمی توان منفعل و بیگانه مفروض شد، فیلمساز هم در همین هوا نفس می کشد، هر روز کودکان کار را می بیند، غم نان دارد و کار و گورخوابی و برجام و … کم لطفی است اگر از گل و بلبل و روزهای خوش دروغین فیلم بسازد! مخاطب هم اثرش را باور نمی کند.
۴. طبق آمار دبیرخانه با افزایش نوبت های اکران تعداد تماشاگران به ۳۰ میلیون نفر افزایش داشته، این حجم از نمایش قطعا در فروش و اکران عمومی موثر است. این هم سیاست گذاری های فله ای ، مقایسه کنید با نمونه های بین المللی کجای دنیا فیلم های جشنواره پیش از اکران در این حجم گسترده و در بسیاری از شهرستان ها اکران می شود؟!

#سعیده_آرین

فیلم «فِراری»
فیلم10: فِراری (علیرضا داوودنژاد)

فِراری داستان دختر ۱۷ ساله فَراری است که برای عکس گرفتن با خودرو منحصربه فرد فِراری که در طول فیلم چندین بار تاکید می شود فقط یکی از آن در ایران وجود دارد از فومن به تهران آمده است. گلنار با بازی دلچسب “ترلان پروانه” دختری با لهجه گیلکی از جنس دهه هفتاد و هشتادی های دور و برمان است که به همه اپلیکیشن ها ، مارک ها ، برند ها، ماشین های روز و … اشراف کامل دارند و با ادبیات خودساخته و اصطلاحات خاص صحبت می کنند، گویی این شخصیت آشنا را سال هاست می شناسیم. تضاد میان کاراکتر ماجراجو و عشق مادیات گلنار  با محسن تنابنده همان نادر راننده ی رزمنده دلسوز موقعیت های شیرین و بامزه ای می سازد. اینکه نادر با پیکان قراضه اش در جستجوی فِراری ۹ و نیم میلیاردی است ، تغییر ظاهر “سیما تیرانداز” در فاصله نواب تا الهیه و تفاوت حاج آقای جانباز خوابیده در بستر تا حاج آقا فرزانه بالا نشین و لینک آقازاده ها  و… در این فیلم نشانه های محسوسی از تضاد و شکاف طبقاتی است. هرچند انگیزه نادر برای کمک بی شرط و مضایقه به گلنار تا پایان فیلم چندان مشخص نیست اما ضعف فیلمنامه با بازی های روان دو کاراکتر اصلی پوشش داده شده است. سکانس های کش دار و طولانی گشت و گذار در خیابان ریتم فیلم را می اندازد و اینکه راننده تاکسی در خیابان های مرکزو جنوب شهر بدنبال فِراری می گردد از سوتی های فیلم است. پایان بندی هوشمندانه فیلم با توجه به مشابهت با حادثه ای حقیقی، درد و عینیت داستان را دوچندان می کند. درد فیلم “فِراری” بیان شکاف طبقاتی ، پدیده آقا زادگی و جبر اجتماعی ای است و شاید فیلمساز نگران مجوز حق دارد که ترجیح دهد به جای فریاد به نجوا و محافظه کاری تن دهد.

#جشنوارهفیلمفجر #فراری  #علیرضاداوودنژاد  #محسنتنابنده #ترلانپروانه #فیلم #سینما #سعیدهآرین

فیلم  «گشت ارشاد»

فیلم ۹: گشت ارشاد2 (سعید سهیلی)

نقاط مثبت: ۱. بازی خوب ساعد سهیلی

۲.طراحی صحنه خصوصا در سکانس بیابان پایان فیلم و سکانس بوکس بازی

۳.تکه پرانی و شوخی های بامزه که در بعضی صحنه ها با خنده مخاطبین همراهه.

نقاط ضعف:

فیلمنامه چنان پاره پاره و بی سر و ته است که در بعضی از تکه های فیلم تصور می کنید با تدوین کلیپی بهم چسبیده شده اند، حداقل توقع از این اثر خنداندن است که آن هم محقق نشده، به جز یکی دو صحنه این فیلم حتی باعث خنده مخاطبین اش هم نمی شود و این هم از آن هنرهاست! حمید فرخ نژاد هم که ثابت کرده بازیگری است تمام عیار، بر خلاف توقع به شوخی های جنسی و سیاسی بسنده می کند، اگر مجوز اکران عمومی بگیرد می تواند با اتکا به فقر شدید آثار ژانر طنز فروش بالایی داشته باشد و مورد توجه سلیقه عامه واقع شود. این فیلم اثری نیست که پس از اتمام لحظه ای ذهن را درگیر کند و پیش از روشن شدن چراغ های سالن در ذهن مخاطب تمام می شود!

#جشنوارهفیلمفجر #گشتارشاد_2 #حمیدفرخنژاد #سعیدسهیلی #ساعدسهیلی #فولادکیمیایی #فیلم #طنز #سینما #سعیدهآرین

فیلم «آباجان»
فیلم6: آباجان (هاتف علیمردانی)

فیلم آباجان در فرم و روایت تقلیدی است از فیلم “کوچه بی نام” ، مشابهت های داستانی در عاشقانه دختر و پسر، اتفاقی که برای کودک خانواده می افتد، طبقه اجتماعی و حال و هوای خانواده … نسخه تقلیدی ضعیف تری از فیلم قبلی همین کارگردان است. تکلیف شخصیت های داستان با قصه اصلی مشخص نیست و این شلختگی با دیالوگ های زبان ترکی تکه تکه و بعضاً نامفهوم بازیگران بیشتر هم به چشم می آید. فیلم ادای دین فیلمساز است به همکلاسی هایش در بمباران های سال ۶۵ زنجان که در میان خرده روایت های متقاطع گم شده ، به نظر می رسد کارگردان در ترسیم فضای متشنج خانوادگی متاثر از فیلم “ابد و یک روز” است ضمن اینکه داستان مادری که شهادت فرزندش را باور نکرده هم نسخه دست چندمی است از فیلم خوش ساخت “شیار143”. بازی فاطمه معتمد آریا تحت تاثیر همین شلختگی فیلم میان ضعیف و شاهکار در نوسان است، در بعضی از صحنه ها درخشان و در برخی به شدت مصنوعی است،  با حضور حمیدرضا آذرنگ، سعید آقاخانی و شبنم مقدمی و … در مجموع کارنامه بازیگری این فیلم نمره قابل قبولی خواهد گرفت. نوعی شتابزدگی در پایان بندی فیلم در صحنه پس از بمباران مدرسه به چشم می خورد، علیمردانی شاید بدلیل دردسرهای ساخت از روایت داستان پس از بمباران سر باززده و ناشیانه به نمایش پلانی ایستا از کودک و ماشین پلاک زنجان بسنده می کند!

#جشنوارهفیلمفجر #آباجان #هاتفعلیمردانی  #فاطمهمعتمدآریا  #حمیدرضاآذرنگ #سعیدآقاخانی #فیلم #سینما #سعیده_آرین