بایگانی برچسب برای: #کتابخوانی

این کتاب داستان تابلو نقاشی از چهره زنی است در میانه جنگ جهانی اول، فصل نخست کتاب چنان هنرمندانه و نفس‌گیر نوشته شده که همراهی مخاطب تا پایان را تضمین می کند. این کتاب هم مثل باقی نوشته ها بی نقص نیست و کشدار شدن بخش جنایی ممکن است کمی خسته تان کند اما همه وزن کتاب مدیون فصل اول است و مخاطب برای اطلاع از سرنوشت صوفی داستان را دنبال می کند. اگر به ماجراهای جنگ جهانی و سرنوشت آثار هنری در بحبوحه جنگ علاقمند هستید و دلتان یک عاشقانه جفت و بست دار می خواهد، این کتاب گزینه خوبی است

رمان تحسین شده نویسنده آلمانی، داستان دلقکی است که معشوقه اش بدلیل اختلافات مذهبی او را تَرک و با مسیحی کاتولیک دو آتشه ای ازدواج کرده است. این کتاب داستان فروپاشی مرد عاشق پیشه ای است که همه چیز را پس از شکست در عشق از دست می دهد و آنقدر دقیق و عمیق نوشته شده که اندوهش چشم های منِ مخاطب احساسی را تَر کرد 😔. کتاب داستان جدال عشق و مقررات مسیحی است در جامعه مذهب زده ای که مجالی برای عاشقی نیست

وجدان، تابع نظر اکثریت نیست

یادداشتی بر کتاب «کشتن مرغ مینا» نوشته هارپر لی

کتاب «کشتن مرغ مینا» در لیست کتاب هایی است که باید پیش از مرگ خواند و من فکر می کنم دلیل پیشنهاد شدن کتاب در همه لیست های کتاب های ماندگار جهان، اتفاقی است که پس از خواندن در ذهن مخاطب شکل می گیرد. مجادله سر سیاه یا سفید پوست بودن نیست، این کتاب طغیان علیه تصمیمات اکثریت است. جایی در کتاب آمده: « من قبل از این که با دیگران زندگی کنم، باید بتونم با خودم زندگی کنم. وجدان آدم تنها چیزیه که نمی‌تونه تابع نظر اکثریت باشه.»

اتیکوسِ وکیل سرشناس شهر شجاعانه تسلیم اکثریت نمی شود و وکالت مرد سیاه پوستی را برعهده می گیرد که متهم به تجاوز است. داستان از زبان اسکات، دختر آقای وکیل ، بسیار معصومانه روایت می شود. اسکات شاهد بی طرفی است که دلایل تغییر رفتار مردم شهر با پدرش، خط کشی های نژاد پرستانه ، نابرابری های دادگاه و… را نمی فهمد. مثل همه کودکان جهان ذهنش بدون خط کشی ، دسته بندی و منفعت طلبی های آدم بزرگ هاست و نمی فهمد چرا رنگ پوست سرنوشت آدم های را تغییر می دهد. همه ما در زندگی حداقل یک بار بی دلیل طرف اکثریت را گرفته ایم چون از مواجهه با عواقب آن می هراسیم. عاقبت اندیشی اخلاق آدم بزرگ هاست اما اسکات، دختربچه صادقی است که دست مخاطب را می گیرد و رُک و رو راست روبروی وجدانش می نشاند. من فکر می کنم  واکاوی درونی پس از خواندن راز موفقیت این شاهکار هنری است.

صحنه های دادگاه یکی از زیباترین قسمت های کتاب است و شخصیت پردازی اتیکوس در نقش پدر و موکل فوق العاده است. قبل از خواندن کتاب نمی دانستم پدر نویسنده کتاب وکیل بوده و اصلا نمی دانستم نل هارپرلی زن است! اما حالا دلیل حس و حال زیبای کتاب و عمق شخصیت پردازی ها را می فهمم، پدرها تا ابد بزرگترین قهرمان زندگی دختر بچه هایشان هستند مثل اتیکوس برای اسکات.

«چقدر خوبیم ما»
ما مردم عین دسته گلیم. لاقل بخشی اول این عبارت دو قسمتی را مطمئنم. رفتار ما، واکنش‌های ما، اطوار ما، برخوردهای ما… یکی از یکی بهتر. ما مردمانی زیبا جادار مطمئن هستیم که اعتماد به نفسمان یک جاهایی از آسمان را انشقاق داده است. حالا من در این کتاب سعی کرده‌ام به زبانی که به هیچ جای هیچ کسمان بر نخورد، رفتارهای اجتماعی و فراگیرمان را که تبعاتش صاف می‌رود توی چشم خودمان مرور کنم. اگر از دسته گل بودن خود، اطرافیان، فامیل، دوست، زاننده خطی دور میدان یا سوپر مارکت محله‌تان به تنگ آمدید یا به هر چیز دیگر آمدید، این کتاب را بخوانید…
بخشی از کتاب “چه قدر خوبیم ما” جدی ترین اثر طنز “ابراهیم رها” را به قید فوریت بخوانید… .
نقد رفتارهای اجتماعی “ما” ایرانی ها با بیانی روان و طناز

#ابراهیمرها #چقدرخوبیمما #مطالعه #کتابخوانی #پیشنهادکتاب #معرفی_کتاب

«بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم»
ایالات متحده شاید در آینده کاری بکند که فرانسوی ها نپسندند و بعد آن ها هم در جواب جوری رفتار خواهند کرد که انگار تقصیر من است… هر وقت که دولت من معاهده ای را امضا نمی کند یا در اجلاس ناتو قلدربازی در می آورد من دیگر شهروند آمریکا نیستم، بدل می شوم به خود آمریکا، تمام پنجاه ایالتش به اضافه ی پورتوریکو که پشت میز نشسته و چانه اش را سسی کرده!… .
بخشی از کتاب “بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم” نوشته “دیوید سداریس” با ترجمه بی نقص “پیمان خاکسار” …

«بیشعوری»

بسیاری از شما کتاب بیشعوری را خوانده اید و  به دوستانتان پیشنهاد داده اید؛ برخلاف بقیه پست ها پیشنهاد این بار من “نخواندن” بیشعوری به دلایل زیر است:

اول اینکه این کتاب تلاشی است برای حساس تر شدن و تشخیص معیارهای بیشعوری در رفتار دیگران! قطعا هیچکس کامل نیست و روزانه در معرض رفتارهای عجیب اطرافیان هستیم بنابراین تحریک سنسورهای تشخیص رفتار غلط برآیندی جز قضاوت مدام و برچسب زدن ها و بیشعور خواندن های پیاپی نخواهد داشت!

دوم اینکه بیشعوری کتابی برای بازنگری در درون و خودشناسی نیست، میزان بیشعوری منه خواننده چقدر است؟ همه بیشعورند غیر از من؟ فرافکنی و انداختن همه تقصیرها بر گردن بیشعورها موضوع ساده و مورد علاقه همه ماست.

سوم اینکه بزرگی می گفت “بعد از خواندن هر کتاب فرد جدیدی هستید” درست است، بعد از خواندن این کتاب ما شخصی در جستجوی منفی ترین خصایل انسانی در دوستان ، عزیزان و همکاران و اطرافیانمان هستیم که دستاوردی نخواهد داشت جز تنها و تنهاتر شدنمان!

گول خاویر کرمنت رو نخوریم به گمانم بهتر است با پذیرش رفتار های غلط دیگران صبر، مدارا و خودداری را تمرین کنیم. نظر شما چیست؟

 

#بیشعوریرانخوانید #سعیدهآرین #مطالعه #کتاب #کتابخوانی #نخواندن #روانشناسی #بیشعوری #بیشعوری خاویر_کرمنت