بایگانی برچسب برای: #معرفی_کتاب

«تاریخ عشق»

بیشتر از روایت داستان که خوندنیه جذب ترجمه شدم، مترجم نفس کتاب رو نگرفته، روان و سلیسه. چطوری می شه همزمان هم ترانه علیدوستی بود هم مترجم درجه یک؟!
ممنونم از @mansoreh_zaeim و نشانگر چوبی هم هنرخودشه 🙏🌹

#لارستان #محرم98 #شهریور98 #تاریخعشق #ترانهعلیدوستی #ترجمهخوب #کتاب #کتابخوانی #پیشنهادکتاب

«سرگذشت ندیمه»

بابا پرسید:چطور بود؟

کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول رو می گفت که به پیشنهاد خودش شروع کرده بودم.

گفتم: ترسناکه،  همه اتفاقات زندگی  تحت کنترلشونه، حتی تو دستشویی فکر می کنم چندتا دوربین همه چیز رو ضبط می کنه!

خندید.

سرگذشت ندیمه کابوسی است شبیه واقعیت! هوستون کرانیکل گفته: «تا این کتاب مجاز است، بخوانیدش.» .

توجه: این کتاب برای افراد زیر ۱۶ سال و خانم های باردار توصیه نمی‌شود، لطفاً جدی بگیرید.

پ ن: سریالی برگرفته از این کتاب ساخته شده که من تا الان جرات دیدنش رو نداشتم.

#سرگذشتندیمه #مارگارتاتوود #سهیل_ستی #کتاب #کتابخوانی #زن #باروری

«شیوه دلبری و مترو آشوبی»

اگر شما هم مثل خانواده ما از هواداران نوشته های «احسان محمدی» هستید و با خواندن یادداشت هایش  گفته اید:  ای که ارف دل ازتازی (حرف دل ما رو می زنه) حتما کتاب «شیوه دلبری و متروآشوبی» را به صورت پراکنده در تلگرام و اینستاگرام خوانده اید.

آنچه در این کتاب از مجموعه یادداشت ها تدوین شده، روایتی صادقانه، شفاف و بدون سانسور از تهران یا ایران معاصر است.

احسان محمدی شبیه یک نقاش وسواسی در مترو نشسته و ناظر دقیق همه جزئیات است، با واژه ها کت و شلوار مرد روبرویی را می کشد، می رود سراغ چهره و خستگی اش را ترسیم می کند حالا نوبت دکمه سرآستین است و آب دهانش که جمع شده گوشه لب ها و خال گوشتی کنار گوشش… کاراکتر قصه اش جان می گیرد، صدایش را می شنوی حتی لحن کلام اش، آشناست، بارها در خیابان از کنارت رد شده، همه را سال ها زیسته ای.

روایت هایی به صراحت گفتگوهای خانوادگی، به معصومیت کودکان کار، به زیرکی دستفروش های مترو، به شیرینی دخترک متروآشوب و به تلخی تهران ۹۸… .

بخشی از کتاب:

پدر و مادرها نباید بمیرند، نباید پیر شوند، نباید با هر ترمز قطار جوری بلرزند که دستی خیز بردارد برای گرفتنشان. خدا اگر پدر داشت، اگر مادر داشت شاید آن وقت فصل پاییز هیچ سپیداری را این همه تکیده نمی کرد که علفی تازه حتی با مهربانی مراقب باشد نیفتد. نمیرد…

( تو همین چند خط گلایه از خدا در حد بد و بیراه اینقدر هنرمندانه جایی خونده بودید؟  احسنت داره)

 

بیشتر بنویس آقا احسان

امضا:عضوی از آرین فامیلی 😉

 

#احسانمحمدی #شیوهدلبریومتروآشوبی #کتاب #کتابخوانی #پیشنهاد_کتاب

«تب بشکه»

اینم از جدید ترین کتاب ترجمه شده «دیوید سداریس» نویسنده طناز آمریکایی، که مجموعه ای از چند داستان کوتاه از فضای معاصر آمریکاست. علی رغم تمام تلاش مترجم ها بدیهیه که خیلی از شوخی های کلامی در ترجمه به شکل ناقص منتقل می شه، مثل این که مثلا ما یه جای قصه بگیم: «راننده تاکسی با آهنگ سیا نرم نرمه لزگی می رقصید» به انگلیسی ترجمه کنید ببینید چه افتضاح نچسبی می شه! خواننده باید با ما ایرانی ها زندگی کرده باشه که عمق فاجعه «سیا نرمه نرمه» رو درک کنه! حالا کتاب های سداریس هم پر از این شوخی هاست که خیلی هاشو نمی گیری، آمریکایی طوره ولی اونقدر پر شوخی و بامزه است که با بقیه اش می خندی. من دوست دارم ولی ممکنه تو سلیقه شما نباشه پس پیشنهادش نمی کنم.
اگر خواستید از «دیوید سداریس» کتابی بخونید برای شروع «مادربزرگت رو از اینجا ببر» و «بالاخره یک روزی قشنگ حرف می زنم» گزینه های بهتری آن.

بالاخره یه روزی زبانم خوب می شه متن اصلی رو می خونم 🧐💪
#اولشهریور98 #دندوندرد
#دیویدسداریس #کتاب #کتابخوانی #تببشکه #علیمجتهدزاده #پیشنهادکتاب

«رگ و ریشه»

” رگ و ریشه” روایت طناز جدال پدران و پسران، احتمالا با خوندنش شما هم عاشق “نیک مولیسه” پیرمرد دائم الخمر، لجوج، ایتالیایی ، قمارباز، منحرف، بی اعصاب، دیابتی رو مخ می شید!

بخشی از کتاب: پدرم بدون خانواده آدم خوشبخت تری می شد. اگر به خاطر بچه هایش نبود مدت ها پیش طلاق گرفته و به شهرهای دیگری رفته بود. او عاشق استاکتون بود، چون کلی ایتالیایی داشت، همین طور مریزویل، آنجا که آدم می توانست شبانه روز لاتاری چینی بازی کند. بچه هایش میخ هایی بودند که او را به مادرم مصلوب می کردند. اگر بچه نداشت مثل یک پرنده آزاد بود. هیچ از ما خوشش نمی آمد و به حتم اصلاً دوستمان نداشت. ما فقط چند تا بچه معمولی بودیم، ساده و بی اهمیت، اما او انتظار بیشتری داشت. ما کارهایی بودیم که باید انجام می شد، نه یک محصول پربار، نه مارچوبه و انجیر و خرما، بلکه خوراکی پست تر مثلاً سیب زمینی ، ذرت و لوبیا. او باید زحمتش را می کشید، فحش می داد و به کلوخ ها لگد می زد تا محصول ها رشد کنند.

.

#رگوریشه #جانفانته #محمدرضاشکاری #نشراسم #کتاب #کتابخوانی #مطالعه #جمعههای_کتاب

«شب طاهره»

درسته که “بلقیس سلیمانی” نویسنده مورد علاقه منه و شیفته حال و هوای بومی و دغدغه سیاسی اجتماعی آثارشم با اینحال  نمی شه از ضعف “شب طاهره” گذشت.

اگه “سگ سالی” ، “من از گورانی ها می ترسم” و “به هادس خوش آمدید” خانم سلیمانی رو خوندید به سراغ “شب طاهره” نرید ، روایت مکرری از نوشته های پیشینه…

.

#شبطاهره  #بلقیسسلیمانی #کتاب #پیشنهادکتاب #نویسندهایرانی #نویسنده_زن

«یک روز مانده به عید پاک»

نسل تغییر می کنه، آدم ها عوض می شن، بچه های ما به خط کشی ها و سنت های پیشینیانشون متعهد نمی مونن. اون ها راه خودشون رو می رن، راهی که به نظرشون درسته و نمی شه و نباید جلوشون ایستاد.

ای کاش یه روزی باور کنیم هیچ چیز در دنیا اونقدر قطعی نیست که جرات نکنیم انجامش بدیم.

“یک روز مانده به عید پاک” داستان تغییر نسل هاست… زیبا نوشته، خیلی زیبا، بخونیدش 😊 .

#زویاپیرزاد #یکروزماندهبهعیدپاک #کتابخوانی #کتاب #جمعههایکتاب

«سیر عشق»
روایت منطقی، واقعی، مکانیکی و بدون اغراق از زندگی “کرستن” و “ربیع” بعد از ازدواج. این کتاب از این منظر قابل اعتناست که بدون اینکه درگیر احساسات و روابط عاشقانه بشه و یا برعکس بدبینانه و تلخ قضاوت کنه ، زندگی دو آدم عادی پس از ازدواج رو روایت می کنه، همه دلخوشی ها و ترس ها ، لذت و دغدغه ها، قهرها و آشتی ها ، خوشی و اندوه یک زندگی دو نفره در این کتاب به درستی (عاری از اغراق) ترسیم شده و با خوندنش ممکنه بارها به خودتون بگید ا… چه جالب اینا هم مثل مان!
اگر فکر می کنید “ازدواج” دنیایی سراسر لذت، ایده آل و عاری از تنشه و یا اینکه دنیایی پر از مشقت و ایثار و گرفتاریه این کتاب رو بخونید. فکر می کنم این کتاب با وجود کم قصگی روایت بی طرف و نزدیک به واقعیتی از مفهوم “ازدواج” ارائه می ده.
بخشی از کتاب:
زندگی بدون گفت و گوی صبورانه تلخ می شود: عصبانیتی که کسی یادش نیست از کجا نشئت گرفته، شخص غرغرویی که چیزی را همان موقع می خواهد و به خودش زحمت ارائه دلیل هم نمی دهد و طرف مقابل که دیگر دلش نمی آید توضیح بدهد که ریشه مخالفت او برخی مخالفت های مشهود متقابل است یا برخی ضعف های شخصیتی رقت انگیز و حتی قابل بخشش. هر دو طرف صرفاً امیدوارند مشکلات که برای هردویشان ملال آورند، فقط از بین بروند. .
#سیرعشق #آلندوباتن #کتاب #ازدواج #رمانخارجی #زهراباختری #نشر_چترنگ

«از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم»

مخاطب کتاب های نویسنده های ژاپنی نیستم ، یادم نمیاد کتابی از شرق آسیا جذب ام کرده باشه “هاروکی موراکامی” هم از این قاعده مستثنی نیست. با وجود ترجمه های خوب و استقبال مردم از نوشته های این نویسنده احساس می کنم در دنیایی دور از من روایت شده اند. برخلاف عادتم کتاب هاش رو نیمه کاره رها می کنم و دیگه هیچوقت سر وقتشون نمی رم. مثلاً همین کتاب “وقتی از دو حرف می زنم از چه حرف می زنم” روایت کشدار و مفصلی از تمرینات دو و آمادگی جسمانی برای مسابقات ماراتن یک نویسنده است. ممارست به خرج دادم یک ماه درگیرش بودم تا بالاخره تمام شد و من رو با یک “خب که چی؟” بزرگ تنها گذاشت!  یک روایت نیمه جان کاملاً شخصی فاقد کشش داستانی و مملو از تکرار. همزمان با خوندن این کتاب دوچرخه سواری رو تجربه می کنم و برام جالب بود که من و نویسنده هر دو در تلاشیم که رکوردهای روزانمون رو افزایش بدیم و هر روز بیشتر از روز قبل بدویم و رکاب بزنیم اما حتی این هم برایم کافی نبود.  تعداد چاپ این کتاب مشخص می کنه که “هاروکی موراکامی” نویسنده پرطرفداری در ایرانه، اگر خوانش آثار و درک و دریافتش دستورالعمل خاصی برای تجربه لذت بیشتر داره با من در میون بگذارید. لطفا تک خون نباشید 😉 ممنونم. .

#هاروکیموراکامی #کتاب #پنجشنبههایکتاب #وقتیاز دوحرفمیزنمازچهحرف_میزنم #مطالعه

«هنر جنگ»

امروز به پیشنهاد استاد حضرت پور کتاب هنر جنگ رو خوندم، جالبه که با گذشت ۲۵۰۰ سال از نگارشش همچنان موضوعیت داره و در حوزه کسب و کار هم قابل تعمیمه. “هنرجنگ” ساختار مینی مال و ساده ای داره و خوندنش خالی از لطف نیست.

بخشی از کتاب:

ارتش هایی هستند که نباید حمله شوند،شهرهایی هستند که نباید محاصره شوند، جاهایی هستند که نباید سرشان جنگید، دستوراتی از فرمانروا هستند که نباید اطاعت شوند.

 

من این کتاب رو از “فیدیبو” گرفتم و تعداد صفحات کمی هم داره.

#هنرجنگ #سانتزو #کتاب #کتابخوانی #پنجشنبههایکتاب