بایگانی برچسب برای: کتاب

جنس روح من و او یکی است

یادداشتی بر کتاب بلندی های بادگیر  نوشته امیلی برونته


روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است. (بخشی از کتاب)
این رمان یکی از شاهکارهای ادبیات عاشقانه جهان است که بارها مورد اقتباس قرار گرفته است. وقتی نوجوان بودم خواندن این کتاب برایم حکم شنیدن قصه عشقی نافرجام را داشت ولی این بار لایه های عمیق تری از رمان را درک کردم، اینکه تربیت کودکان تا چه اندازه اهمیت دارد و تکانه های روحی در کودکی می تواند از طفلی معصوم هیولایی غیرقابل تحمل بسازد. همینطور که می دانید این کتاب را یک زن نوشته است و به نظرم در خلق شخصیت مرد منفی داستان یعنی هیت کلیف اغراقی کرده که درک رفتارهایش را برای من سخت می کرد و این خصیصه رمان های کلاسیک دنیاست، آنتاگونیست در برابر پروتاگونیست، قدیمی ترین روایت جدال جهان، سیاه در برابر سفید.
ارزش خواندن دوباره و شاید چندین باره را داشت.
نکته:تعداد صفحات زیاد و قیمت کتاب بالاست، پیشنهاد من اینه که برای صرفه جویی نسخه صوتی رو بشنوید. این کتاب گزینه مناسبی برای هدیه هم هست

همه بدبختی ها یک جا
یادداشتی بر کتاب ناتمامی  نوشته زهرا عبدی

شاید فکر بی‌رحمانه‌ای باشد اما گذرش را از ذهنم نمی‌توانم نادیده بگیرم؛ این‌که بیشتر آدم‌هایی که می‌شناسم تحمل یک آدم سرزنده را ندارند. کسی که سرزندگی‌اش به تو یادآوری کند که مرده‌ای، یا در حال مردنی.(بخشی از کتاب «ناتمامی»)
رمان تحسین شده ناتمامی از زهرا عبدی داستان گم شدن دختر دانشجوی بوشهری به اسم لیان است. کتاب صحنه های زیبا و شاعرانه ای دارد و نثر نویسنده در بخشی هایی از کتاب بسیار زیباست. اگر از علاقمندان سینمای پایان باز هستید این کتاب شرح مفصل ناتمامی همه قصه هاست و شما را کاملا متقاعد می کند که زمانه پایان قطعی قصه ها سرآمده و چرا نباید دنبال نقطه آخر داستان بود.
نقطه ضعف رمان از نظر من پرداختن همزمان به همه مشکلات اجتماعی است، از کودکان کار تا قاچاق و وضعیت سیاست و آموزش و… این حجم از روایت ناملایمات برای رمانی ۲۵۳ صفحه ای زیاد به نظر می رسد اما سند روشن و صادقی است برای آیندگان، شرح بحرانی که در آن زیست می کنیم

«کتابخانه را از خانه هایمان حذف نکنیم»

تابستان ها، حیاط که همیشه محل بازی و سرگرمی مان بود از شدت گرما بلااستفاده می شد، باید جایی همین گوشه و کنار خانه سرمان را گرم می کردیم که اهل خانه را بیدار نکنیم.
هیچ هم اهل کتاب و مطالعه نبودم، تازه خواندن بلد شده بودم و از سر بیکاری، خیلی اتفاقی سروقت کتابخانه خانه مان رفتم، کتاب لاغری برداشتم و مشغول خواندن شدم. درست مثل این تصویرهای انیمیشنی که کتابی باز می شود و نور می خورد به چهره خواننده و یهو مرغ و رنگین کمان و ابر می پرند بیرون و می چرند سرم آمد و چیزی در همین مایه ها با شدت و ضعف در دوره های مختلف مرا گرفت تا همین حوالی…
ولی اینروزها همه چیز تغییر کرده، سبک زندگی، دکوراسیون خانه ها، غذا خوردن ها و…  زمانه است دیگر می چرخد و گلایه ای هم نیست.
حیاط که مدت ها پیش از دستمان رفت و خیلی خلاقیت  خرج دهیم چندتا گلدان بچینیم و با وسواس مراقبت کنیم که یادمان بیندازد زیر چه درخت هایی بازی کرده ایم و بزرگ شده ایم. اما در این خانه های شیک نوظهور از کتابخانه هم خبری نیست. این قفسه های بزرگ خانه های قدیمی که باعث فخر صاحبخانه بود به مرور کوچک و کوچک تر و در طراحی های نو محو شد! کتابخانه هم نه شما بگو یه کشو، یه باکس کوچک… هیچ!
ماشاالله همه هم می خواهیم مشکلات فرهنگی مان حل شود، رشد کنیم و فرزندان اهل مطالعه داشته باشیم. شما یک جلد کتاب در خانه داشته باش که بچه اتفاقی دستش، پایش، چشمش، یک جایش به آن بخورد! بعد فرهیختگی اش را انتظار بکش.
شاید گلدان دلخوشی حسرت باغچه را پر کند اما بعید است موبایل و تبلت جای کتاب را بگیرد. جای خالی ای که تا همیشه درگیرمان می کند، در حل مساله، در نگرش به زندگی و گذر از بحران ها چوب این بی توجهی را خواهیم خورد.
اما من خوشبینانه فکر می کنم می توان با قدم های کوچک جلوی این کم کاری نا خواسته را گرفت، بالاخره در هر خانه کوچکی برای چندجلد کتاب جا پیدا می شود. همین کتاب درسی و غیردرسی هایی که در خانه دارید را گوشه ای  مرتب دسته بندی کنید، چند جلد کتاب پدر مادر دار حسابی هم اضافه کنید که اگر وقتی دست داد بخوانید. فضایی هم برای کتاب های کودکان و نوجوان اختصاص دهید، یک کتابخانه کوچک شاید با صندوق های میوه رنگ شده، آینده بچه ها را تغییر می دهد. به پیشنهادم فکر کنید و اگر عمل کردید خدا خیرتان بدهد که به فکر آینده اید.
.
تکه های با ارزشی از زندگی هایمان در حال حذف شدن هستند، با هم تلاش کنیم بهترین هایش را زنده نگه داریم.
#رادیوکتاب_باز #کتابخانه_را_از_دکوراسیون_منزل_حذف_نکنید #سعیده_آرین #آبان99

وجدان، تابع نظر اکثریت نیست

یادداشتی بر کتاب «کشتن مرغ مینا» نوشته هارپر لی

کتاب «کشتن مرغ مینا» در لیست کتاب هایی است که باید پیش از مرگ خواند و من فکر می کنم دلیل پیشنهاد شدن کتاب در همه لیست های کتاب های ماندگار جهان، اتفاقی است که پس از خواندن در ذهن مخاطب شکل می گیرد. مجادله سر سیاه یا سفید پوست بودن نیست، این کتاب طغیان علیه تصمیمات اکثریت است. جایی در کتاب آمده: « من قبل از این که با دیگران زندگی کنم، باید بتونم با خودم زندگی کنم. وجدان آدم تنها چیزیه که نمی‌تونه تابع نظر اکثریت باشه.»

اتیکوسِ وکیل سرشناس شهر شجاعانه تسلیم اکثریت نمی شود و وکالت مرد سیاه پوستی را برعهده می گیرد که متهم به تجاوز است. داستان از زبان اسکات، دختر آقای وکیل ، بسیار معصومانه روایت می شود. اسکات شاهد بی طرفی است که دلایل تغییر رفتار مردم شهر با پدرش، خط کشی های نژاد پرستانه ، نابرابری های دادگاه و… را نمی فهمد. مثل همه کودکان جهان ذهنش بدون خط کشی ، دسته بندی و منفعت طلبی های آدم بزرگ هاست و نمی فهمد چرا رنگ پوست سرنوشت آدم های را تغییر می دهد. همه ما در زندگی حداقل یک بار بی دلیل طرف اکثریت را گرفته ایم چون از مواجهه با عواقب آن می هراسیم. عاقبت اندیشی اخلاق آدم بزرگ هاست اما اسکات، دختربچه صادقی است که دست مخاطب را می گیرد و رُک و رو راست روبروی وجدانش می نشاند. من فکر می کنم  واکاوی درونی پس از خواندن راز موفقیت این شاهکار هنری است.

صحنه های دادگاه یکی از زیباترین قسمت های کتاب است و شخصیت پردازی اتیکوس در نقش پدر و موکل فوق العاده است. قبل از خواندن کتاب نمی دانستم پدر نویسنده کتاب وکیل بوده و اصلا نمی دانستم نل هارپرلی زن است! اما حالا دلیل حس و حال زیبای کتاب و عمق شخصیت پردازی ها را می فهمم، پدرها تا ابد بزرگترین قهرمان زندگی دختر بچه هایشان هستند مثل اتیکوس برای اسکات.

«بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم»
ایالات متحده شاید در آینده کاری بکند که فرانسوی ها نپسندند و بعد آن ها هم در جواب جوری رفتار خواهند کرد که انگار تقصیر من است… هر وقت که دولت من معاهده ای را امضا نمی کند یا در اجلاس ناتو قلدربازی در می آورد من دیگر شهروند آمریکا نیستم، بدل می شوم به خود آمریکا، تمام پنجاه ایالتش به اضافه ی پورتوریکو که پشت میز نشسته و چانه اش را سسی کرده!… .
بخشی از کتاب “بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم” نوشته “دیوید سداریس” با ترجمه بی نقص “پیمان خاکسار” …

«هنر بدون عنوان»

کتاب “هنر بدون عنوان” راهنمای مختصری از انواع و شیوه های متنوع خلق آثار هنری است، دسته بندی مشخص و علمی ای نداره اما نمونه های شاخص و خاصی رو معرفی کرده، برای کسانی که مشتاقند فشرده به دنیای جذاب هنرهای معاصر سری بزنند پیشنهاد است.

نکته: انتخاب همبرگر دوقلو اثر کلاس اولدنبرگ برای طرح جلد، همخوانی به جایی با محتوای خلاصه شده و فست فودی اش داره 😉

#کتابخوانی #کتاب #هنر #هنربدونعنوان #کلاساولدنبرگ #آرت #هنرمعاصر #art #modern_art# پیشنهاد# پیشنهاد_کتاب#هنری