بایگانی برچسب برای: #معرفی_کتاب

«ما اینجا داریم می میریم»

چه بامزه شال بنفش آورد دم در خانه مان. خدا رو شکر که گوهر در را باز نکرد. فهمیدم یواشکی آمده. پرسید به کی رای می دهم؟ گفتم شناختی ندارم، ولی اگر بدانم کدام خوب است می روم رای می دهم. طفلک ده دقیقه ایستاد و آهسته درباره ی حسن روحانی برایم حرف زد. گفت آدم خوبی است. روی سیاست خارجی بیشتر می خواهد مانور بدهد. راستش از حرف هایش چیزی نفهمیدم، ولی شال بنفشی که آورد برایم خیلی قشنگ است. چندتا دستبد بنفش هم آورده بود گفت بدهم به دوستانم. لابد آن روز مهمانی را می گفت…. رژ بنفش هم می زنم اصلاً. بنفش خوش رنگی است. فکر می کنم به صورتم بیاید…. دخترک می گفت پدرش رای نمی دهد. نباید این طور باشد.  این گوهر گور به گور را هم می برم رای بدهد. جمعه همین هفته است به گمانم.

.

بخشی از کتاب ” ما اینجا داریم می میریم” به قلم مریم حسنیان. رمانی مدرن  در مرزی میان خیال و واقعیت. خیلی خیالی ، خیلی واقعی…

.

#پنجشنبههایکتاب #مریمحسینیان #مااینجاداریممیمیریم #نشرچشمه #نویسندهایرانی #زن #پیشنهادکتاب #کتابخوانی

«سَگ سالی»

در زمانه بدی متولد شده بود و بالیده بود. تاریخ و انقلاب لهش کرده بودند. تقدیر تاریخی او بود که له شود. همه چیز از قبل در زرادخانه تاریخ ضرب خورده است. .

بخشی از کتاب “سگ سالی” اثر بلقیس سلیمانی نویسنده مورد علاقه ام. فکر می کنم اگر آزادی قلم داشت چه شاهکاری می شد همین الانشم عالیه، حتماً بخونید یه جور خاصی حرف دیروز و امروز و هر روزمونه… دقیق تر بگم همین روزها بخونید که دلار و طلا بالا رفته و شاکی ایم از دولت و زمانه و سال های سگی و بی صبر نتیجه بازی ایران و پرتغال! .

پ ن: قبلاً گفته بودم تصمیم گرفتم با شنیدن هر خبر بد یک کتاب بخونم، کارم در اومده! هی باید پشت هم بخونم و حرص بخورم!

.

#کتاب #پیشنهادکتاب #بلقیسسلیمانی #سگسالی #نشرچشمه

«آب اَنبار»

کوثر که قرار شد زن “قنات” شود آرزو داشت کسی حلوای عروسی بپزد برای شویش ببرد.

ریش سفیدان شهر کوثر را که پیر بود و شوهر نکرده بود برای قنات خواستگاری کردند. رسم بود، قنات که خشک می شد برایش زن می گرفتند. کوثر را همانند عروسان آراستند، رخت عروسی پوشاندند بر تختی نشاندند. جوانان قوی و خوش سیما تخت را بر شانه گذاشتند. شیرینی و نقل و نبات و حلوای عروسی در سینی از پی کوثر بردند…

.

بخشی از کتاب خواندنی “آب انبار” به قلم هوشنگ مرادی کرمانی نازنین. روایتی از مکتب داری شیخ با نثری کهن، سختی و لذت زیستن در مناطق گرمسیر، مردمانی که چشم به آسمان و رحمت الهی دوخته اند و در قاموس شان “آب” واژه ای است مقدس. .

«فِرمین، موش کتاب خوان»

اولش کتاب ها را بر اساس طعمشان فقط می خوردم، خوشحال گاز می زدم و می جویدم. اما خیلی زود شروع کردم به پراکنده خواندن دور و بر لبه های غذاهایم و با گذشت زمان، بیشتر خواندم و کمتر جویدم، تا اینکه در نهایت کمابیش تمام ساعت های بیداری ام را صرف خواندن کردم و فقط حاشیه ها را می جویدم. و آه ، آن وقت چقدر به خاطر آن سوراخ های مخوف تاسف خوردم! در بعضی موارد که نسخه دیگری از کتاب وجود نداشت، مجبور شده ام سال ها صبر کنم تا این جاهای خالی را پر کنم سر این قضیه اصلاً به خودم افتخار نمی کنم.

.

بخشی از کتاب ” فرمین موش کتاب خوان” داستان موش فرهیخته ای که کتاب می خواند و روزنامه، فیلم می بیند و تاتر،  نوازنده است و دغدغه هایش از خوردن جدی تر! سوژه خوبی برای ساخت انیمیشن که به مراتب از راتاتویی قوی تره، پیشنهاد میکنم بخونیدش شخصیت پردازی فرمین به قدری قوی و قابل باوره که شما قطعاً بعد از خوندن این کتاب شهرنشینی مهربان تر و فکورتر با موش ها و گربه ها و سگ ها و…. شهری خواهید بود.

.

#باحیواناتمهربانباشیم #کتابخوانی #پیشنهادکتاب #فرمینموشکتابخوان #نشرمرکز #پوپه_میثاقی

«جز از کُل»

مردم میگن شخصیت هر آدمی تغییرناپذیره ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی می‌ مونه و نه شخصیت، و در زیر این نقاب غیرقابل تغییر موجودی هست که دیوانه‌ وار در حال تکامله و به شکل غیرقابل کنترلی ماهیتش تغییر می‌ کنه. ببین چی بهت میگم، راسخ‌ ترین آدمی که می‌ شناسی به احتمال قوی با تو کاملا بیگانه‌ ست و همین‌ طور ازش بال و شاخه و چشم سوم رشد می‌ کنه. ممکنه ده سال توی اتاق اداره کنارش بشینی و تمام این جوانه زدن‌ ها بغل گوشت اتفاق بیفته و روحت هم خبردار نشه. هرکسی که ادعا می‌ کنه یکی از دوستانش در طول سال‌ها هیچ تغییری نکرده فرق نقاب و چهره‌ ی واقعی رو نمی‌فهمه…

::بخشی از کتاب “جز از کل” نوشته استیو تولتز.

پ ن: اگر فراموشی مراتب داشته باشه یه جایی رو پله های اولش ایستادم! هی می خوندم با خودم می گفتم این آشناست انگار قبلا خوندم، چی خوندم که اینقدر شبیه‌شه، اومدم پیجمو بالا پایین کردم شاید یه جایی یه اشاره ای کرده باشم! آخر هم یادم نیومد، کی ؟ کجا؟ کی؟! خلاصه اینجوریاس دیگه 😁 .

ممنونم از @ti_ti.ti_ti

#کتاب #فراموشی #حافظهضعیف #نشرچشمه #جزازکل #استیو_تولتز

«عشق جایش تنگ است»
باید به او حق داد، باید به لویسا حق داد که بعد از آن چنان نامه هایی فکر کند غیر ممکن ترین اتفاق این است که مرد به او نزدیک نشود و حتی تماس نگیرد. بعد از آن همه ابراز علاقه، حتی پایش را از پاشنه در تو نگذاشت. جنازه ها را که تشییع می کردند از پشت پنجره اتاقش رد می شدند اما لویسا به آن ها محل نمی گذاشت زیرا مطمئن بود تشییع جنازه او نیست. حتی زمان بیماری و در بیمارستان تمام فکر و ذکرش این بود که باید بازگردد، باید از بستر بلند شود و در نباید به روی او بسته بماند….
:: بخشی از کتاب “عشق جایش تنگ است” که تو سلیقه من نبود، اگر نسخه ترجمه بهتری ازش سراغ دارید خبر بدید لطفاً.

#پنجشنبههایکتاب #عشقجایشتنگ_است #کتاب

«پرت و پلا»

درسته که طرفدار قلم ابراهیم رهام و نوشته های طناز چلچراغش به خاطرات خوش نوجوانی ام گره خورده اما دلیل نمی شه که رمان نویس خوبی هم باشه، قلمش همچنان ژورنالیسیه و شوخی های تاریخ مصرف دارش از جنس رمان نیست، بخونیدش و نظرتون رو بگید…

.

پ ن: جدیدا یه حالتی پیدا کردم می ترسم از  نقد و اظهار و نظر، علت اش هم گمونم اینه که عزیزانی می گن فلان فیلم رو ندیدیم یا فلان کتاب رو نخوندیم چون گفته بودی خوب نیست. دوست داشتم اینجا فضایی باشه برای ترغیب به بیشتر دیدن و خوندن و نوشتن اگه غیر این باشه عذاب وجدان می گیرم، این برداشت ناقص منه خواهش می کنم خیلی جدی اش نگیرید 😉😊

#ابراهیم_رها

#نقد

#خود_سانسوری

#عذاب_وجدان #خرداد97

«جستارهایی در باب عشق»

بالای سر هر داستان عاشقانه ای، این تفکر، هر چند وحشتناک و نادانسته، آویزان است که چگونه پایان می یابد. درست به این می ماند که در عین سلامت و نیرو، بکوشیم به مرگمان فکر کنیم.  تنها تفاوت میان پایان عشق و پایان زندگی این است که، حداقل در مورد دوم خیالمان راحت است، این آرامش خاطر را داریم که بعد از مردن چیزی حس نخواهیم کرد. در مورد عشق چنین آسایشی وجود ندارد ، چه کسی می داند که پایان یک رابطه لزوماً پایان عشق و قطعاً پایان زندگی نیست.

بخشی از کتاب خواندنی “جستارهایی در باب عشق” نوشته آلن دوباتن.

اگر در طول حیاتتان موهبت عشق را تجربه کرده اید، این کتاب ترسیم و تحلیل واقع بینانه ای از آغاز تا پایان یک تجربه عاشقانه است.

خوندنش رو به صورت ویژه پیشنهاد می کنم به همه کسانی که در رابطه ای یک طرفه شکست عاطفی رو تجربه کردند… این کتاب حتماً حالتون رو بهتر می کنه.

#آلندوباتن #جستارهاییدربابعشق #انتشارات_نیلوفر #کتابخوانی .

پ ن: عاشق روزهای تعطیل ام که می شه تو خونه موند ، چای خورد، کتاب خوند و فیلم دید 😍

«چهار اثر از فلورانس اسکاول شین»

خوندن این کتاب احتمالاً جهان بینی شما رو تغییر می ده ، تجربه می گه کتابی که به چاپ شصتم برسه حتماً حرف مهمی واسه گفتن داره.

اثر اول “بازی زندگی و راه این بازی” رو پیشنهاد می کنم، امیدوارم خوشتون بیاد. .

پ ن: این کتاب رو ندید بره، تو خونه داشته باشید هر وقت انرژیتون افتاد یا دلسرد و… شدید ورق بزنیدش. تو کتابخونه لار هم داشتمش ، اینو از یک دوست عزیز هدیه گرفتم و بازخوانی اش چسبید.

#کتابخوانی #نشرپیکان #چهاراثرازفلورانساسکاولشین #گیتیخوشدل #امید #انگیزه #کارما #حالخوب

«چه کسی باور می کند»
تنها چیزی که از بچگی شنیده بودم خوشگل بودن ناهید بود و بعد هم که دختر خاله پری به دنیا آمد شد دومین دختر خوشگل. در خانواده ما یک تقسیم بندی کلی وجود داشت که مو لا درزش نمی رفت. زن خوشگل خانواده خانم خانم بود و خاله پری که شبیه او شده بود و دختر هایی که شبیه به او بودند. بچه که بودم گاهی از خود می پرسیدم چرا کسی از من چیزی نمی گوید؟ دلم می خواست از مادرم می پرسیدم درباره من چه فکر می کنند؟ من هم به نظر ش خوشگل هستم؟ به ناهید می گفتند خانم خوشگله. به من می گفتند، سیاه سوخته نمکی!
با ناباوری به چک نگاه می کنم ، قند توی دلم آب می شود. او همچنان که به من خیره شده اضافه می کند: همه دخترهای ایرانی به خوشگلی تو هستند؟
نفس بلندی می کشم: نه من یک استثنا هستم.
.
بخشی از کتاب “چه کسی باور می کند، رستم ” نوشته روح انگیز شریفیان، رمانی ۲۴۸ صفحه ای درباره عشق که خوندنش رو به خانم ها پیشنهاد میکنم… پ ن: طرح جلدش هم خیلی بده، می دونم که موافقید😉
#روحانگیزشریفیان #چهکسیباورمیکندرستم #عشق #رمانایرانی #کتاب #مطالعه #پیشنهادکتاب