مطالب توسط admin

مغازه خودکشی

«مغازه خودکشی» لوکریس کنار میز جلسه ایستاده بود و به حرف های امید بخش مشتری ها درباره آینده زمین گوش می کرد.”واسه چی می خوای؟” میشیما رو به مامور دولت کرد و آهی کشید “می گه واسه ی چی می خوام! باور کنید عقلش رو از دست داده” دوباره صدایش را بالا برد و رو […]

آیلین

«آیلین» کتابی از یک نویسنده زن ایرانی الاصل ساکن آمریکا که کم قصه است و خوش پرداخت. کتاب خوبی بود اما پیشنهاد من نیست. . پ ن: کتابفروش وقتی خوددرگیری ام رو برای کم کردن انتخاب هام از ده کتاب کاندید به شش جلد دید گفت” آیلین” رو حتما بردارید از زیر دست سانسورچی های […]

به هادس خوش آمدید

«به هادس خوش آمدید» … به طرف حمام دوید. هرچه خورده بود بالا آورد، با لباس زیردوش رفت، چنگ در یقه ی پیراهنش انداخت، پیراهن لغزید و کف حمام افتاد، با پا آن را به گوشه حمام پرت کرد… با ضجه ای کش دار موهایش را چنگ زد. نه یک بار که چندبار. مشت های […]

بازی نامه/مبارک و خاتون پرده نشین

«بازی نامه/مبارک و خاتون پرده نشین» بازی نامه های آقای فتحعلی بیگی، ۴، ۵ جلده، برداشتی روان از قصه های ایرانی و قابل اجرا برای گروه های نمایشی، رام کردن زن سرکش رو تو اجرا دیدم خوب بود، اینم همینطور. حسن اش اینه که واسه اجرای نمایشی کار زیادی نداره، تقرییا همه چیزش حاضر و […]

تونل

«تونل» در نمایشگاه سالانه بهار من تابلویی را به نمایش گذاشته بودم به نام مادری. سبک نقاشی همان سبک بسیاری از کارهای قبلی من بود…. در گوشه بالا و سمت چپ تابلو چشم انداز تک افتاده ای بود قاب گرفته در میان پنجره ای کوچک منظره ساحلی خلوت و زنی تنها که به دریا نگاه […]

ما اینجا داریم می میریم

«ما اینجا داریم می میریم» چه بامزه شال بنفش آورد دم در خانه مان. خدا رو شکر که گوهر در را باز نکرد. فهمیدم یواشکی آمده. پرسید به کی رای می دهم؟ گفتم شناختی ندارم، ولی اگر بدانم کدام خوب است می روم رای می دهم. طفلک ده دقیقه ایستاد و آهسته درباره ی حسن […]

سَگ سالی

«سَگ سالی» در زمانه بدی متولد شده بود و بالیده بود. تاریخ و انقلاب لهش کرده بودند. تقدیر تاریخی او بود که له شود. همه چیز از قبل در زرادخانه تاریخ ضرب خورده است. . بخشی از کتاب “سگ سالی” اثر بلقیس سلیمانی نویسنده مورد علاقه ام. فکر می کنم اگر آزادی قلم داشت چه […]

آب اَنبار

«آب اَنبار» کوثر که قرار شد زن “قنات” شود آرزو داشت کسی حلوای عروسی بپزد برای شویش ببرد. ریش سفیدان شهر کوثر را که پیر بود و شوهر نکرده بود برای قنات خواستگاری کردند. رسم بود، قنات که خشک می شد برایش زن می گرفتند. کوثر را همانند عروسان آراستند، رخت عروسی پوشاندند بر تختی […]

فِرمین، موش کتاب خوان

«فِرمین، موش کتاب خوان» اولش کتاب ها را بر اساس طعمشان فقط می خوردم، خوشحال گاز می زدم و می جویدم. اما خیلی زود شروع کردم به پراکنده خواندن دور و بر لبه های غذاهایم و با گذشت زمان، بیشتر خواندم و کمتر جویدم، تا اینکه در نهایت کمابیش تمام ساعت های بیداری ام را […]

جز از کُل

«جز از کُل» مردم میگن شخصیت هر آدمی تغییرناپذیره ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی می‌ مونه و نه شخصیت، و در زیر این نقاب غیرقابل تغییر موجودی هست که دیوانه‌ وار در حال تکامله و به شکل غیرقابل کنترلی ماهیتش تغییر می‌ کنه. ببین چی بهت میگم، راسخ‌ ترین آدمی که می‌ […]