مغازه خودکشی
«مغازه خودکشی» لوکریس کنار میز جلسه ایستاده بود و به حرف های امید بخش مشتری ها درباره آینده زمین گوش می کرد.”واسه چی می خوای؟” میشیما رو به مامور دولت کرد و آهی کشید “می گه واسه ی چی می خوام! باور کنید عقلش رو از دست داده” دوباره صدایش را بالا برد و رو […]
