مطالب توسط admin

اتفاق

«اتفاق» سوال ها تمامی نداشت. شادی ناظر و شاهد مرگ پدرش بود. دستش را روی دست سرد او گذاشته بود. نمی توانست مرگ او را انکار کند. در مراسم سوگواری اش شرکت کرده بود. همه چیز را دیده بود ، حتی به خاک سپردن او را. نادر فقط شنیده بود، آن هم از راه دور. […]

مردی به نام اُوه

«مردی به نام اُوه» “مردی به نام اوه” رمان خوبیه، یه حس آشنا داره از آدم هایی با پوسته ای سخت که بر خلاف ظاهرشون درونی نرم و شکلاتی دارن و با یه گرمای واقعی جذاب ترین موجودات دنیا می شن، عاشقانه هاشو دوست داشتم ،پیشنهاد است 😃 پ ن: این اولین تجربه کتابخوانی دیجیتالم […]

هَرَس

«هَرَس» دومین کتاب نسیم مرعشی نویسنده “پائیز فصل آخر سال است” رکورد فروش رو خواهد زد، این اولین نسخه ها از نوبت اول چاپش هست، حالا ببینید کی گفتم 😉 “هرس” رو حتما حتما بخونید و از نثر روان و روایت جذابش لذت ببرید…

لذتی که حرفش بود

«لذتی که حرفش بود» مردم معمولن از دیدن عکس های مبتذل لذت می برند. مردم خیلی زود گول می خورند. آن ها عاشق عکس های پر رنگ و لعاب هستند. سایت های مورد علاقه شان پر است از عکس های پیش پا افتاده و تبلیغاتی اینترنتی. سوراخ سنبه های کامپیوترشون پر است از عکس زن […]

انجمن شاعران مُرده

«انجمن شاعران مُرده» “دم را غنیمت بشمار” شاید اگه در طول تحصیلمون جای چپوندن ریاضی و بینش و جغرافیا و … شانس مواجهه با یه دبیر، معلم یا استاد شبیه “جان کیتینگ” رو داشتیم که دم غنیمت شمردن و لذت بردن از عمر رو یادمون می داد به مراتب آدم های راضی تر و شادتر […]

عشق‌های خنده‌دار

«عشقهای خنده دار» میلان کوندرا در عشق های خنده دار قهرمانانش را می کاود، یا بهتر است بگویم شخم می زند!!! پوست می کند، تحلیل می کند و عریان در برابر خواننده قرار می دهد و این کار را با شفقت و مهربانی و بی هیچ داوری به انجام می رساند! او بی رحمانه ابعاد […]

من از گورانی‌ها می‌ترسم

«من از گورانی ها می ترسم» “فقط برادر تو نبود که راهرو عوضی رفت، من هم عوضی رفتم. من عاشق فلسفه و ادبیات بودم. پزشکی گزینه آخرم بود اما به دلیل شرایط خانوادگی، شد گزینه اولم. پسر اسد اله خان تاج رودی که نمی تونه چیزی غیر از پزشک و مهندس بشه. البته اوضاع مادی […]

رویای تبت

«رویای تبت» بلند شو شیوا حرف بزنیم. همیشه دوست داشتم با هم بنشینیم و مثل دو خواهر وراجی کنیم. چه عیبی داشت پاهایمان را دراز کنیم. پوست تخمه هایی که می خوردیم توی بشقاب پرت کنیم و بی ادب و شلخته باشیم و خودمان را به خاطر این چیزها سرزنش نکنیم. پشت سر آدم ها […]

راهنمای مردن با گیاهان دارویی

«راهنمای مردن با گیاهان دارویی» زیر زمین ما انباری است برای نگهداری گیاهان دارویی و مانند قلب انسان تو بطن دارد که بینشان دری چوبی است. در یکی شان داروهای آماده را نگه می داریم و در دیگری مواد اولیه و وسایل ساخت دارو را.مادر هر بار که اینجا شروع به کار می کند، بیش […]

پرنده من

«پرنده من» همه در پارکینگ جمع شده اند. مردی که بعدها مدیر ساختمان می شود از همه می خواهد برای آشنا شدن با هم بگویند مالک هستند یا مستاجر؟ نوبت به من می رسد می گویم مالک. و تعجب می کنم از طعم شیرین آن. می آیم بالا و کلمه را مثل شکلاتی که یک […]