«سمفونی سه شنبه‌ها»
کتاب زمانی به دستم رسید که خورده بود به تعطیلات عید و می توانستم سر فرصت بخوانمش. ولی دقیقا وقتی خواندمش که تازه از سیزده بدر برگشته بودیم و موقع عوض کردن برنامه درسی توی کیفم پیداش کردم. اول خواستم نخوانمش و نخوانده به همه بگویم خواندمش تا دست از سرم بردارند! اما وقتی به خودم آمدم که ساعت شش صبح بود و کتاب تمام شده روی سینه ام باز بود و من داشتم سقف را تماشا می کردم و به پسری فکر می کردم که عاشق دختری بود که پنجره های اتاقشان رو به هم باز می شد. پسر قد بلند بود و چهارشانه و موهای مشکی اش را همیشه کج شانه می زد. لباس هایی که می پوشید همه زرشکی بود…
(بخشی از کتاب «سمفونی سه شنبه ها» نوشته افسانه احمدی)

دوازده داستان خیلی کوتاه با حال و هوای زنانه. خبر خوش اینکه راحت می شه خوند، 79صفحه بیشتر نیست 😉

#سمفونیسهشنبهها #افسانهاحمدی #کتاب #کتابخوانی #پیشنهادکتاب #اولمهر98

«سباستین»

کتاب «سباستین» نوشته «منصور ضابطیان» در فرم و محتوا هماهنگ است. طراحی جلد، صفحه آرایی و استفاده از عکس های مستند از یک سو و ساده نویسی و پرهیز هوشمندانه از اغراق و توصیفات زائد، «سباستین» را به سفرنامه ای سهل و عمومی مبدل کرده است.  نویسنده داستان سفر چند روزه اش به «کوبا» را به سادگی بیان می کند. با مطالعه ای  چهار ساعته مفت و مجانی، بدون دغدغه مرخصی، تحمل خستگی و صرف هزینه…. به کوبا سفر می کنید. در نهایت ممکن است تصمیم بگیرید به لیست آرزوها بیفزایید و یا به این نتیجه برسید که اصلا چرا کوبا! مگه ترکیه چشه؟! و… اما سفرنامه نویسی رسم زیبا و ریشه داری است، به مدد ارتباطات گسترده جهانی شاید سفرنامه های امروزی اعجاب و غافلگیری گذشته را از دست داده اند اما آنچه برای مخاطب امروز جذاب است حس و حال و تجربه شخصی مسافر در موقعیت های مکانی و زمانی است. اگر کثیرالسفر هستید احتمالا بعد از خواندن این کتاب ساده ترغیب می شوید از تجربه هایتان  بیشتر بنویسید و روایت کنید.

 

بخشی از کتاب:

او هم از آن دسته کوبایی هایی بوده که قاچاقی از طریق فلوریدا رسیده اند به دنیای آرمانی شان در  آمریکا. همه چیز را گذاشته اند پشت سرشان تا زندگی دیگری را تجربه کنند. لی لی هم رفته. ایبیس را گذاشته و رفته. البته نه با تلخی. ایبیس خودش هم اصرار داشته که برود. رفته و جای زخمش را باقی گذاشته. زخمی که لابد خوب شده اما جایش که مانده است. همیشه جایش می ماند. جای زخم مهاجرت هیچوقت خوب نمی شود. چه روی بدن آنی که می رود و چه روی بدن آن هایی که کسی ترک شان می کند. برای من که عزیز کرده هایی دور از وطنم دارم، درک عمیق غصه ها و حسرت های ایبیس قابل درک است. دقیقا می فهمم که چرا هر وقت صحبت از لی لی می شود چشم هایش تر می شوند و چرا چندین بار در طول روز با او حرف می زند. لعنت به مهاجرت و آن هایی که باعثش می شوند.

#سفرنامه #کتاب #کتابخوانی #سباستین #منصورضابطیان #پیشنهاد_کتاب

«مزخرفات فارسی»

رشید در عربی به کسی می گویند که راه راست را نشان می دهد. مگر خود ما، هم خانواده های آن یعنی «ارشاد» و «مرشد» را در همین معنا استفاده نمی کنیم؟ و مگر اصلا دم و دستگاهی در حدِ وزارتخانه «ارشاد» یا گشت های «ارشاد» نداریم که وظیفه دارند جامعه را به راه راست هدایت و راهنمایی کنند؟ می بینید که «ارشاد» نه تنها ربطی به رشید و خوش قد و قامت بودن ندارد که چه بسا گاهی خودِ خوش قد و قامت بودن مایه دردسر شود و زمینه را برای ارشاد شدنِ آدم فراهم کند. (بخشی از کتاب)

 

رضا شکرالهی نویسنده کتاب «مزخرفات فارسی» در یادداشت هایی کوتاه به زبانی ساده و طنزآمیز برخی از اشتباهات رایج و ظرائف زبان فارسی را بیان می کند. این کتاب دردمندانه قصد دارد فارسی را صحیح بنویسیم و بخوانیم.

خواندنش رو به همه سلایق و گروه های سنی پیشنهاد می کنم.

 

پ ن: خداکند آقای شکرالهی این پست را نخواند حتما همین چندخط هم ایرادات زیادی دارد.

 

#مزخرفاتفارسی #رضاشکراللهی #زبانفارسی #کتاب #کتابخوانی #پیشنهادکتاب

«تاریخ عشق»

بیشتر از روایت داستان که خوندنیه جذب ترجمه شدم، مترجم نفس کتاب رو نگرفته، روان و سلیسه. چطوری می شه همزمان هم ترانه علیدوستی بود هم مترجم درجه یک؟!
ممنونم از @mansoreh_zaeim و نشانگر چوبی هم هنرخودشه 🙏🌹

#لارستان #محرم98 #شهریور98 #تاریخعشق #ترانهعلیدوستی #ترجمهخوب #کتاب #کتابخوانی #پیشنهادکتاب

«سرگذشت ندیمه»

بابا پرسید:چطور بود؟

کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول رو می گفت که به پیشنهاد خودش شروع کرده بودم.

گفتم: ترسناکه،  همه اتفاقات زندگی  تحت کنترلشونه، حتی تو دستشویی فکر می کنم چندتا دوربین همه چیز رو ضبط می کنه!

خندید.

سرگذشت ندیمه کابوسی است شبیه واقعیت! هوستون کرانیکل گفته: «تا این کتاب مجاز است، بخوانیدش.» .

توجه: این کتاب برای افراد زیر ۱۶ سال و خانم های باردار توصیه نمی‌شود، لطفاً جدی بگیرید.

پ ن: سریالی برگرفته از این کتاب ساخته شده که من تا الان جرات دیدنش رو نداشتم.

#سرگذشتندیمه #مارگارتاتوود #سهیل_ستی #کتاب #کتابخوانی #زن #باروری

«شیوه دلبری و مترو آشوبی»

اگر شما هم مثل خانواده ما از هواداران نوشته های «احسان محمدی» هستید و با خواندن یادداشت هایش  گفته اید:  ای که ارف دل ازتازی (حرف دل ما رو می زنه) حتما کتاب «شیوه دلبری و متروآشوبی» را به صورت پراکنده در تلگرام و اینستاگرام خوانده اید.

آنچه در این کتاب از مجموعه یادداشت ها تدوین شده، روایتی صادقانه، شفاف و بدون سانسور از تهران یا ایران معاصر است.

احسان محمدی شبیه یک نقاش وسواسی در مترو نشسته و ناظر دقیق همه جزئیات است، با واژه ها کت و شلوار مرد روبرویی را می کشد، می رود سراغ چهره و خستگی اش را ترسیم می کند حالا نوبت دکمه سرآستین است و آب دهانش که جمع شده گوشه لب ها و خال گوشتی کنار گوشش… کاراکتر قصه اش جان می گیرد، صدایش را می شنوی حتی لحن کلام اش، آشناست، بارها در خیابان از کنارت رد شده، همه را سال ها زیسته ای.

روایت هایی به صراحت گفتگوهای خانوادگی، به معصومیت کودکان کار، به زیرکی دستفروش های مترو، به شیرینی دخترک متروآشوب و به تلخی تهران ۹۸… .

بخشی از کتاب:

پدر و مادرها نباید بمیرند، نباید پیر شوند، نباید با هر ترمز قطار جوری بلرزند که دستی خیز بردارد برای گرفتنشان. خدا اگر پدر داشت، اگر مادر داشت شاید آن وقت فصل پاییز هیچ سپیداری را این همه تکیده نمی کرد که علفی تازه حتی با مهربانی مراقب باشد نیفتد. نمیرد…

( تو همین چند خط گلایه از خدا در حد بد و بیراه اینقدر هنرمندانه جایی خونده بودید؟  احسنت داره)

 

بیشتر بنویس آقا احسان

امضا:عضوی از آرین فامیلی 😉

 

#احسانمحمدی #شیوهدلبریومتروآشوبی #کتاب #کتابخوانی #پیشنهاد_کتاب

«تب بشکه»

اینم از جدید ترین کتاب ترجمه شده «دیوید سداریس» نویسنده طناز آمریکایی، که مجموعه ای از چند داستان کوتاه از فضای معاصر آمریکاست. علی رغم تمام تلاش مترجم ها بدیهیه که خیلی از شوخی های کلامی در ترجمه به شکل ناقص منتقل می شه، مثل این که مثلا ما یه جای قصه بگیم: «راننده تاکسی با آهنگ سیا نرم نرمه لزگی می رقصید» به انگلیسی ترجمه کنید ببینید چه افتضاح نچسبی می شه! خواننده باید با ما ایرانی ها زندگی کرده باشه که عمق فاجعه «سیا نرمه نرمه» رو درک کنه! حالا کتاب های سداریس هم پر از این شوخی هاست که خیلی هاشو نمی گیری، آمریکایی طوره ولی اونقدر پر شوخی و بامزه است که با بقیه اش می خندی. من دوست دارم ولی ممکنه تو سلیقه شما نباشه پس پیشنهادش نمی کنم.
اگر خواستید از «دیوید سداریس» کتابی بخونید برای شروع «مادربزرگت رو از اینجا ببر» و «بالاخره یک روزی قشنگ حرف می زنم» گزینه های بهتری آن.

بالاخره یه روزی زبانم خوب می شه متن اصلی رو می خونم 🧐💪
#اولشهریور98 #دندوندرد
#دیویدسداریس #کتاب #کتابخوانی #تببشکه #علیمجتهدزاده #پیشنهادکتاب

«رگ و ریشه»

” رگ و ریشه” روایت طناز جدال پدران و پسران، احتمالا با خوندنش شما هم عاشق “نیک مولیسه” پیرمرد دائم الخمر، لجوج، ایتالیایی ، قمارباز، منحرف، بی اعصاب، دیابتی رو مخ می شید!

بخشی از کتاب: پدرم بدون خانواده آدم خوشبخت تری می شد. اگر به خاطر بچه هایش نبود مدت ها پیش طلاق گرفته و به شهرهای دیگری رفته بود. او عاشق استاکتون بود، چون کلی ایتالیایی داشت، همین طور مریزویل، آنجا که آدم می توانست شبانه روز لاتاری چینی بازی کند. بچه هایش میخ هایی بودند که او را به مادرم مصلوب می کردند. اگر بچه نداشت مثل یک پرنده آزاد بود. هیچ از ما خوشش نمی آمد و به حتم اصلاً دوستمان نداشت. ما فقط چند تا بچه معمولی بودیم، ساده و بی اهمیت، اما او انتظار بیشتری داشت. ما کارهایی بودیم که باید انجام می شد، نه یک محصول پربار، نه مارچوبه و انجیر و خرما، بلکه خوراکی پست تر مثلاً سیب زمینی ، ذرت و لوبیا. او باید زحمتش را می کشید، فحش می داد و به کلوخ ها لگد می زد تا محصول ها رشد کنند.

.

#رگوریشه #جانفانته #محمدرضاشکاری #نشراسم #کتاب #کتابخوانی #مطالعه #جمعههای_کتاب

«شب طاهره»

درسته که “بلقیس سلیمانی” نویسنده مورد علاقه منه و شیفته حال و هوای بومی و دغدغه سیاسی اجتماعی آثارشم با اینحال  نمی شه از ضعف “شب طاهره” گذشت.

اگه “سگ سالی” ، “من از گورانی ها می ترسم” و “به هادس خوش آمدید” خانم سلیمانی رو خوندید به سراغ “شب طاهره” نرید ، روایت مکرری از نوشته های پیشینه…

.

#شبطاهره  #بلقیسسلیمانی #کتاب #پیشنهادکتاب #نویسندهایرانی #نویسنده_زن

«یک روز مانده به عید پاک»

نسل تغییر می کنه، آدم ها عوض می شن، بچه های ما به خط کشی ها و سنت های پیشینیانشون متعهد نمی مونن. اون ها راه خودشون رو می رن، راهی که به نظرشون درسته و نمی شه و نباید جلوشون ایستاد.

ای کاش یه روزی باور کنیم هیچ چیز در دنیا اونقدر قطعی نیست که جرات نکنیم انجامش بدیم.

“یک روز مانده به عید پاک” داستان تغییر نسل هاست… زیبا نوشته، خیلی زیبا، بخونیدش 😊 .

#زویاپیرزاد #یکروزماندهبهعیدپاک #کتابخوانی #کتاب #جمعههایکتاب