«یک گل سرخ برای امیلی»

نشر نیلوفر کتاب هاش رو باوسواس انتخاب می کنه و به ندرت پیش میاد خوب نباشه. مجموعه داستان کوتاه “یک گل سرخ برای امیلی” رو به پیشنهاد کتابفروش فرهنگ خریدم، بیش از حد به حواشی و شخصیت های جانبی اش پرداخته ، داستان اول کتاب خوندنیه مابقی رو پیشنهاد نمی کنم. .

18آبان97

 

#یکگلسرخبرایامیلی #ویلیامفاکنر #نجفدریابندری #کتابخوانی #مطالعه #داستان_کوتاه #سرولات #سفر

«بگذار تروا بسوزد»
بعد از دوره آل جلال گشتم “بگذار تروا بسوزد” برنده مقام اول نویسندگان زن رو بخونم، دو روز پیش تو انقلاب پیداش کردم و با علاقه مشغول خواندنش شدم، زبان شیرین و با نمکی داره، خرده روایت هاش خواندنیه اما کشش داستانی اش کافی نیست.
اونقدر مجذوب شخصیت دوست داشتنی “آناهیتا آروان” شدم نمی تونم کتابش رو دوست نداشته باشم. .
بخشی از کتاب: این قبر برای تو شوهر نمی شود، مرد و تمام شد، مرده زنده نمی شود. توی این خاک هر چیزی بکاری سبز می شود، اما آدمیزاد را بکاری تا ابد سبز نمی شود. شوهر کن، تنها می مانی.
خاله صبورا می گوید: قول داده بودم.
-قول چی؟ مگر بچه داشتید که قول بدهی؟ آن خدابیامرز هم فکر نمی کرد به این زودی برود زیر خاک….
.
#بگذارتروابسوزد #آناهیتاآروان #کتاب #رمانایرانی #نویسندهزن #بنیادشعروادبیاتداستانیایرانیان

«خاموش خانه»
“خاموش خانه” ایده اولیه جذابی داره، قصه محوره و خواننده رو با خودش همراه می کنه، نثر روانی هم داره اما پایان بندی اش رو دوست نداشتم. ۲۰۸ صفحه هم بیشتر نیست، بخونیدش به نظرم.
بخشی از کتاب: … تصمیم گرفتم اگر باز هم اطلاعات تحقیر آمیزش را درباره ی مملکتم به زبان بیاورد، درباره هیتلر و کشتار یهودی ها از او بپرسم، یا درباره دیوار شرم آور برلین سوال کنم. دیگر ادامه نداد. پرسید از غذا خوشم آمده؟ گفتم: “خوبه، از ماهی بهتره” حقیقت این بود که از غذایم خیلی لذت بردم، اما بیشتر از طعمش شکستن قانون و رفع یک محدودیت بیهوده احساس خوبی به من می داد، حس شجاعتی گناه آلود همراه غذا بود.

#خاموشخانه #ساناززمانی #نشرنیماژ #پیشنهادکتاب #کتاب #کتابخوانی #مطالعه

یادداشتی بر کتاب «نگران نباش» نوشته مهسا محب علی

جذاب ترین نکته کتاب “نگران نباش” نوشته مهسا محب علی زبان بی تکلف و کوچه بازاری تهران امروز است، روایت دختری به نام “شادی” درگیر اعتیاد در میانه تهرانی زلزله زده… نثری رها، ترسیم فضاهای سیاه و چِت با آدم هایی ناهوشیار مخاطب را متاسف و ناامید می کند اما احتمالاً این کتاب برای برخی از  متولدین دهه هفتاد و هشتاد  جذاب و خواندنی است!

.

بخشی از کتاب:

چرا همه اینطور گه گیجه گرفته اند ؟ اگر این قدر ووول بخورند یا نخورند که چیزی زیر زمین عوض نمی شود… شاید هم بشود. اگر مازیار اینجا بود می گفت: اگر تو هم زن و سه تا بچه توی خونه داشتی که منتظر بودند چس مثقال پس اندازت رو از بانک برداری و ببری شان جایی که اقلا زمین از زیر پایشان در نرود ، همین طور از,سر و کول آدم ها و ماشین ها بالا می رفتی…. می خواستند پس نیندازند. .

پ ن1: آقا اصلاً  زبان کتاب جذاب، چرا جایزه می دید به کتابی اینقدر تلخ و سیاه! خودمون کم غصه داریم آخه؟ پس امید بکاریم چی می شه؟؟؟ پ ن2: یه جاهایی منو یاد فیلم “خون بازی” انداخت.

.

#کتابخوانی #نگراننباش #مهسامحبعلی #چت #تهران #اعتیاد #زلزله #نشرنیماژ #مطالعه #کتاب

«همزاد»
کتاب “همزاد” نوشته قاسم شکری که برنده جایزه رمان متفاوت سال شده ، حقیقا متفاوت است!
باور کنید دوهفته تلاش کردم اما در سلیقه من نبود، شما همزاد رو خوندید؟ اگر خوندید لطفاً نظرتون رو به اشتراک بگذارید.

#همزاد #قاسمشکری #رمانایرانی #نشر_چشمه #کتابخوانی

«سال بلوا»
عباس معروفی “سال بلوا” را در سال هفتاد و یک براساس کهن الگوی زن قربانی نوشته است، زنی که عاشق کوزه گری درویش پیشه است و با پزشک میانسال شهر ازدواج می کند و در طول داستان مورد ظلم و محرومیت و محدودیت قرار می گیرد. این قصه آشنا دستمایه بسیاری از فیلم ها و رمان های برجسته طول تاریخ بوده و در سال بلوا، نویسنده ، قصه “نوشا”(زن داستان) را در برشی از تاریخ دوران پهلوی و با نثری زیبا روایت می کند.
در طول خوانش کتاب مدام انتظار می کشیدم نوشا جایی سنت شکنی کند، بزند بیرون از این خانه ماتم زده، طغیان کند علیه ظلم مردانه همسرش و کاری، دعوایی و حرکتی. به پدر و مادرش توهین کنند و دنیا را آتش نزند؟ کتک بخورد و دم نزند؟! خساست ببیند و خرج نکند؟! … اما مدام نشست و فکر کرد و خیال کرد و قدمی از رویا فراتر نرفت!!! کنشی که با شخصیت پردازی و تصویرسازی های آغازین کتاب همخوانی ندارد.
هنر نویسنده قرارگرفتن جای شخصیت هاست و سال بلوا، داستان زن است به روایت یک مرد، مرد نویسنده ای با نگاهی سنتی و ساده انگارانه، زنی ترسیم کرده به غایت مظلوم، منفعل و ترحم برانگیز . با همه این ها “سال بلوا” عاشقانه اندوهناک خواندنی است، حالا آقای معروفی خیال کرده ما زن ها همینقدر تک لایه ایم خیالی نیست،احتمالاً بعدها به نتایج دیگری می رسد 😉 شما نثر زیبا و قصه شنیدنی اش را بخوانید.

#زن #سالبلوا #عباسمعروفی #کتاب #کتابخوانی #پیشنهادکتاب #نشرگردون

«ماهی روی درخت»
“ماهی روی درخت” کتاب کودک و نوجوانه اما توصیه می کنم همه معلم ها، مدیران ، پدر و مادرها و هر کسی که به نوعی با روح لطیف بچه ها و دانش آموزها سر و کار داره این کتاب رو بخونه. “ماهی روی درخت” کتابی در مورد تفاوت هاست، استعدادها و توانمندی های ناشناخته بچه ها و صبر و حوصله آقای دنیلز برای کشف و حل مشکلاتشون. کتاب درباره اختلال “خوانش پریشی” است، همه ما به خوبی مطلعیم که نظام آموزشی کشور ناتوان از کشف استعدادهاست و این کتاب الهام بخش، الگوی بی نظیری برای معلمین متعهد و دلسوزه که نسبت به شاگردهای متفاوتشون احساس مسئولیت می کنند. .
بخشی از کتاب رو بخونید، ممکنه زمان هایی برای شما هم مدرسه همینقدر کشنده و غیر قابل تحمل بوده باشه:
با بدجنسی تصمیمی می گیرم که ته دلم اصلا دوستش ندارم. باید هر طور شده خودم را از این گیری که داده و ول کن هم نیست خلاص کنم. مدادم را برمی دارم، یک نفس راحت می کشد.شاید فکرکرده تسلیم شده ام. اما در عوض من که می دانم تمیزی کلاس چقدر برایش مهم است، مدادم را سفت توی مشتم نگه می دارم و همه جای میزم را خط خطی می کنم… .
ممنونم از پیشنهاد فوق العاده ات @haaadish .

#ماهیرویدرخت #مرضیهورشوساز #لینداموللیهانت #پرتقال #خیلیسبز #خوانشپریشی #کتابخوانی #دانشآموز #مدرسه

«بازی آخر بانو»

این کتابه پرداخت هنرمندانه ای در ترسیم فضاهای عاشقانه ، روستایی و زناشویی داره، بلقیس سلیمانی مثل همیشه همه حس ها رو خوب دراورده اما سه فصل آخر کتاب نا امیدم کرد. ای کاش این فضاهای دانشگاه تهران و کلاس های داستان نویسی که به نظرم بیشتر ادای دین نویسنده به موضوع “داستان” و “حقیقت” بود رو ننوشته بود، یه جای دیگه هم تو کتاب خاله بازی اش بد تموم کرد. بالاخره هر نویسنده خوبی هم یه جایی سوتی می ده 😉 .

.

ممنونم بابت کتاب @tary_a580 .

#بلقیسسلیمانی #بازیآخربانو #کتابخوانی #مطالعه #پیشنهادکتاب

«احتمالا گم شده ام»
معمولاً موقع خرید کتاب به نوبت چاپ و جوایزش هم نیم نگاهی دارم و اینبار پشیمون نشدم. “احتمالاً گم شده ام” همونطور که از اسمش پیداست رمان روانشناختی یونگی طور خواندنی ایه. اگر پیگیر داستان های حوزه زنان هستید این کتاب قطعه مهمی از پازل نویسندگان زن معاصر ایرانه…
.
#گندم #احتمالاگمشدهام #ساراسالار #کتابخوانی #زن #نویسندهزن #نشرچشمه

«بی باد، بی پارو»

این مجموعه داستان کوتاه “بی باد، بی پارو” فریبا وفی به نظر من از “در راه ویلا” هم خوندنی تره. فضا و حس و حال زنانه ای داره و واگویه ها و حدیث نفس رو به قدری زیبا روایت می کنه که با تمام شخصیت های داستان ارتباط برقرار می کنی… .

بخشی از کتاب:

دارایی و پس انداز من پاهایم هستند. از وقتی متوجه این داستان شده ام با هیچکس سر پول دعوا نمی کنم. به نظرم دعوا کردن و چانه زدن سر پول احمقانه است. ثروت واقعی جای دیگری است. اما همیشه اینقدر اعتماد به نفس ندارم. گاهی نگران می شوم نگران پاهایم. می ترسم یک روز یکی شان بشکند. استخوان اند دیگر ، از آهن که ساخته نشده اند.

هر وقت می روم خانه مامان، از راه که می رسم شروع می کند. “خوش به حالت پا داری”

جوری این را می گوید که انگار می گوید خوش به حالت قصر داری، کاخ داری، پول و جواهر داری.

.

خوندن این مجموعه رو به خاله های نازنینم پیشنهاد می کنم.

@ravanbakhsh.faride

@rahime8126

@mhynrwn

@shahinradmard ❤

 

#بیبادبیپارو #فریباوفی #مجموعهداستان #داستانکوتاه #نشر_چشمه #کتاب